افلاطون : موسیقی ، یک ناموس اخلاقی است که روح به جهانیان ، و بال به تفکر و جهش به تصور ، و ربایش به غم و شادی و حیات به همه چیز می بخشد.
ابونصر فارابی : موسیقی ، علم شناسایی الحان است و شامل دو علم است ; علم موسیقی عملی ، وعلم وموسیقی نظری.
ابوعلی سینا : موسیقی علمی است ریاضی که در آن از چگونگی نغمه ها از نظر ملایمت و سازگاری ، و چگونگی زمانهای بین نغمه هابحث می شود.
بتهون : موسیقی ، مظهری است عالیتر از هرعلم و فلسفه ای . موسیقی هنرزبان دل و روح بشر و عالیترین تجلی قریحه انسانی است.
لئوپددوفن: ریشه موسیقی به عهد کهن ارتباط دارد . درواقع همان روزی که انسان توانست برای نخستین بار خوشیها ورنجهای خود را با صدا نمایش دهد ، مبدأ موسیقی به شمار می آید.
فردریش نیچه : زندگی بدون موسیقی اشتباه است.
امام محمّد غزالی ( در کتاب احیاءالعلوم
) : « در جایی که شتر ـ با پستی طبعش ـ از حداء ( آواز و سرود شتربانان برای راندن اشتران ) متأثر می گردد، چنانچه آدمی از شنیدن غنا و بانگ دلپذیر به وجد در نیاید، از حیوان نیز پست تر است... اگر بهار و گلهای رنگارنگ و رَوح و ریحان آن، یا عود و نغمه تارهایش نیز کسی را به جنبش و نشاط در نیاورد، آن شخص فاسد المزاج و کژ طبع می باشد ».عبدالقادر مراغه ای مقامات موسیقی را به پیامبران منسوب می کند: «... حضرت ابوالبشر (ص) در مقام راست: ربنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفرلنا و ترحمنا لنکوننّ من الخاسرین می گفتی؛ و حضرت موسی (ع) در وادی ایمن در مقام عشّاق، ناله و مناجات کردی؛ و حضرت یوسف (ع) در قعر چاه و زندان به مقام عراق گریستی؛ و حضرت یونس، در بطن الحوت (شکم ماهی)، به آهنگ کوچک فغان کردی، و حضرت داود (ع) در سر قبر اوریا برادرش... در آهنگ حسینی ندبه نموده مناجات می کردی؛ و حضرت ابراهیم (ص) در آتش نمرود در مقام حسینی و نوروز العرب ناله کردی، و حضرت اسماعیل (ع) در غذا (غزا؟) در مقام رهاوی قرآن خواندی و در وقت ذبح در عشاق ناله کردی . »
فلسفه وجودی مخالفت و اختلاف فتاوی در مورد مسأله موسیقی:
1- وجود روایات متعارض ( که مفهوم آنها دال بر اباحه است ). برای مثال چندین روایت نبوی مشهور :
الف - عن ابی جعفر علیه السلام : " و رجّع بالقرآن صوتک فإن الله عزّ و جلّ یحبّ الصوت الحسن یرجّع فیه ترجیعا" ترجمه : از امام صادق (ع) نقل است : ترجیع ( چهچه ) بده به قرآن صدایت را ، زیرا خداوند عزوجل دوست دارد صدای نیکو را که در آن گردش دهد نوع گردش دادنی ( چهچه بزند ). وسائل الشیعه ، ج4 ، ص859
ب - عن الصادق علیه السلام - قال : قال النبی صلی الله علیه و آله ، ان من اجمل الجمال شعر الحسن ، و نغمه الصوت الحسن (کافی ج2 ص 615 - حدیث8 ).
ج - فی الفقیه : « سأل رجلٌ علی بن الحسین (ع ) عن شراء جاریة لها صوتٌ فقال ما علیک لو اشتریتها فذکّرتک الجنة یعنی بقراءة القرءان و الزهد و الفضائل التی لیست بغناء فأما الغناء فمحظور».
ترجمه : مردی پرسید از حضرت علی بن الحسین (ع ) از خریداری کنیزی که دارای صدایی است ، در جواب فرمود : گناهی بر تو نیست اگر خریداریش کنی ، پس او تو را به یاد بهشت انداخت ، یعنی با خواندن قرآن و زهد و فضائل به صدایی که غناء نباشد، و اما غناء آن نهی شده ( غناء باطل ).
د -
« إقرءوا القرءان بألحان العرب و أصواتها » وسائل الشیعه ، ج4 ، ص858 ( که بنا بر تفسیر محقق سبزواری و محدث کاشانی و...منظور از الحان العرب ( شامل هفت الحان : بیات - رست - صبا - نهاوند - حجاز - سه گاه - عجم )، غناست و این دال بر این نکته است که غنای باطل و غنای جایز داریم و اصل غنا مباح است ).
هـ - عاصم بن حميد از امام صادق(ع) پرسيد آيا در بهشت غنا وجود دارد؟ _ امام(ع) در ضمن پاسخ خود به او فرمود: آري، وجود دارد. در بهشت درختي است وقتي نسيم بر آن مي وزد صداي دلربائي از آن شنيده مي شود كه گوشي دلنوازتر از آن نشنيده است و سپس افزود: «هذا لمن ترك السماع مخافة الله» ترجمه : اين لذت براي كسي است كه به خاطر خدا از شنيدن غنا در دنيا خودداري كرده باشد!! ( بحارالانوار، ج 8، ص127).
پاسخ منطقی برای این روایت چه چیز می تواند باشد؟؟! اگر موسیقی حرام است بحث دنیا و آخرت درش نیست ! قضاوت با شما .. !!؟ 2- تمامی روایات موجود در باب حرمت غنا ، روایات واحده و مستفیضه یا مرسله هستند که از منظر گروهی از علماء و اسلام شناسان فاقد اعتبار است ، چرا که آنها احادیث را به دو دسته صحیحه و غیر صحیحه تقسیم می کنند و روایات واحده و مستفیضه و ... در دسته روایات غیر صحیحه واقع شده و از اعتبار ساقط است ، و از طرفی نیز ، روایات متواتره صحیح ، در دسته روایات صحیحه جای می گیرد ، تا جایی که شخصیت بزرگی مثل مقدس ادبیلی (رحمة الله ) در شرح ارشاد کتاب المتاجر ، قسم رابع گفته است : « والاخبار لیست بصحیحه صریحه من التحریم مطلقا » .3- محکمترین دلیل قائلین حرمت غناء ، تمسک به دو آیه شریفه :
-
عبارت (لهو الحدیث) از آیه شریفه " و من الناس من یشتری لهو الحدیث لیضل عن سبیل الله ... " لقمان/6، عبارت (قول الزور ) از آیه شریفه " فاجتنبوا الرجس من الاوثن و اجتنبوا قول الزور ... " حج/30
است که شیخ اعظم انصاری آنها را رد کرده و دلالت آیات را بر حرمت غنا مردود دانسته و تمسک به همان اخبار ضعیف کرده . ( چنانچه در پست قبلی اشاره شد ، دکتر شریعتی نیز این دو آیه را مرتبط با حرمت غناء ندانسته و صراحتا" آنها را رد کرده است ).
شیخ اعظم انصاری در جواب به این دلیل ، فرموده اند که غنا از مقولات صوتی است نه کلامی ، یعنی از دید شیخ انصاری غنا یک کیفیت خاصی از صداست که خواننده آن را ادا می کند نه مضمون کلام . از این رو این دو عبارت " قول الزور" و " لهو الحدیث " که دلالت بر کلام کذب و باطل دارد نمی تواند اشاره به غنا داشته باشد . برای بیشتر روشن شدن معنای این دو عبارت ، می توان به شأن نزول این دو آیه مراجعه کرد ، که توضیح بیشتر در این مجال ممکن نیست.
آنچه از این همه نوشته ها و گفتارها استنباط می شود اینست که مسأله حرمت موسیقی یک مسأله ضروری ، مثل حرمت شرب خمر ، زنا ، وجوب صلاة و صوم نیست و فتاوی در مورد حرمت موسیقی همانند حرمت شرب خمر و زنا و ... اجماعی نیست و اختلافاتی وجود دارد و یا به عبارتی بنا به گفته دکتر شریعتی : « دستگاههای تبلیغاتی شیعه فعلی ، که از توجیه و تفسیر منطقی و تحلیل تاریخی بسیاری از عقاید و احکام خاص شیعه عاجز است ، در برابر انتقاد روشنفکران که : چرا موسیقی - که یک هنر عمیق و مؤثر است و می تواند بسیار هم مثبت باشد - در شیعه حرام شده است ؟ از پاسخ درمانده است ».
نویسنده : [ محمود مونسي ســـــردرود ]
منبع : وبلاگ موسیقی سنتی ایران
ویژگی های موسیقی قشقایی در " فستیوال ادبیات و موسیقی ترک زبانان جهان" که از 13 تا 15 اردیبهشت در ترکیه برگزار می شود مورد بررسی قرار می گیرد.
دامون شش بلوکی محقق و پژوهشگر ایرانی حاضر در این فستیوال ضمن اعلام خبر فوق به خبرنگار مهر گفت : این جشنواره با حضور هنرمندان و پژوهشگرانی از 20 کشور جهان برگزار می شود که قرار است در بخش موسیقی ترک زبانان ایران ضمن معرفی کامل موسیقی قشقایی فیلم مستندی نیز در همین زمینه به نمایش در آید. وی در ادامه افزود : آنچه تا کنون به عنوان موسیقی قشقایی معرفی شده تنها به موسیقی عاشقی این قوم ایرانی مربوط می شده ، در حالی که دو جنبه دیگر آن همچنان مغفول مانده است . من در این فستیوال برای اولین بار هرسه بخش این موسیقی را که شامل موسیقی چنگی ها ، عاشقی و ساربانی است به صورت جداگانه معرفی خواهم کرد. بیان ویژگی ها و کاربردهای سازی و آوازی موسیقی قشقایی از دیگر بخش های این جشنواره خواهد بود. شش بلوکی همچنین گفت : این فستیوال در شهر ارزروم ترکیه و به میزبانی دانشگاه اتاتورک برگزار می شود ؛ دبیری جشنواره نیز بر عهده دکتر علی قاقفازیالی است که تا کنون دو کتاب در مورد موسیقی عاشقی ایران تالیف کرده است. منبع خبر:http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=869650 موسیقی ایل در چنبره ی تهاجم- محسن رجایی پناه
وی همچنین گفت: در این اجرا پروین بهمنی(سرپرست گروه و آواز)، شهرام صارمی(کمانچه)، اردوان عابدی پور(عود)، سعید جوادی(سنتور)، یلدا یزدانی(دایره و همخوان)، مهران مهرنیا(تار) و خود من با نقاره گروه حاوا را همراهی می کنیم.
منبع خبر:http://persianartmusic.com/content/view/2296/42
ادامه مطلب...
Cenaze tapşırış merasımı yekşenbe Farvardınıŋ 30i sahar çağı Fıruzabadda qurulacağ.
Allah uno rehmet edsin. Inşallah yeri o dunyada cennet olsun.
طنین خوش الحان ایل قشقایی به دیار باقی شتافت
استاد حاج محمد حسین کیانی روز جمعه 28 فروردین 1388 مقارن اذان ظهر دار فانی را وداع گفتند.
مراسم تدفین صبح روز یکشنبه 30 فروردین ساعت 9 صبح در فیروزآباد برگزار خواهد شد. مراسم ترحیم نیز عصر همانروز در فیروزآباد برگزار خواهد شد.

از خداوند متعال مغفرت و رحمت الهی را برای آن هنرمند بی نظیر آرزومندیم.
روحش شاد و صدای خوش طنینش مستدام باد.
مختصری از زندگینامه استاد کیانی
استاد حاج محمد حسین کیانی فرزند محمد علی به سال 1295 هجری شمسی در ایل قشقایی به دنیا آمد. وی در کودکی نزد شخصی به نام ملا دادالله ، قرآن مجید و کتابهای مرسوم مکتب خانه های آنزمان را فراگرفت.
دوران جوانی وی مقارن با فراز و نشیب های سیاسی بود که عشایر را در تنگنا قرار می داد. با اجرای برنامه تخته قاپو خانواده وی نیز در فیروزآباد اسکان یافت و به امور کشاورزی روی آورد و سعی کرد با تلفیق شغل کشاورزی و حرفه دامداری ، معیشت خود را سروسامانی دهد.
وی از آوان نوجوانی به ترنم آوازهای محلی و اشعار حماسی علاقمند بود . کیانی در دوران جوانی در محضر استادان بزرگی چون داوود نکیسا نوازنده سه تار و کمانچه و کاکاخان خورشیدی که صوت دلنشینی داشت ، تلمذ نمود.
این خواننده خوش صدای ایل در سال 1319 ازدواج کرد که حاصل آن یک پسر و سه دختر می باشد. این نیک مرد عرصه هنر قبل از انقلاب اسلامی به صورت محدود در چند برنامه رادیویی شرکت نمود ، اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی در برنامه های هنری متعددی حضور موثر داشته است.
او در سال 1372 در مراسم یکصدمین سالگرد درگذشت مأذون شاعر غزلسرای قشقایی خوش درخشید و یاد و خاطره صدای درخشان گذشته خویش را زنده کرد. سپس در شهرهای تهران ، تبریز ، شیراز ، اهواز ، کرمان ، گچساران ، فیروزآباد ، هفتگل و خرم آباد به هنرنمایی پرداخت و موفق به دریافت لوح تقدیر گردید.
گفته می شود که هنرمند بزرگ و ارزشمند استاد محمد رضا شجریان وقتی صدای وی را می شنود ، می گوید : ای کاش من هم کمی از حنجره این پیرمرد را داشتم و به وی لقب حنجره طلایی می دهد. آوازهای زیادی از این هنرمند صاحب نام ایل بر روی نوارهای کاست و سی دی تهیه شده است که امیدواریم مجدداً کلیه آنها گردآوری و همراه با متن آوازها منتشر گردد.
منبع: http://www.qashqai.blogfa.com
ارومیه- خبرنگار آفرینش: همایش بین المللی شناخت افکار، اندیشه ها و ثبت آثار عارف و شاعر بزرگ مولانا محمد فضولی در تالار شمس ارومیه برگزار شد.
با هدف پاسداشت شاعر بزرگ ایران مولانا محمد فضولی همایش فضولی شناسی با حضور اساتید و پژوهشگرانی از کشورهای آذربایجان، ایران، جمهوری خود مختار نخجوان و ترکیه آغاز شد.
استاندار آذربایجان غربی با بیان اینکه، فضولی سر آمد شاعران زمان خودش بود گفت: شاعری چون فضولی که به سه زبان ترکی، فارسی و عربی شعر می گفت مایه افتخار فرهنگ ایرانی و ابزاری برای تحقق وحدت ملی و انسجام اسلامی است.
دکتر قربانی اظهار داشت: ریشه اشعار شاعران و ادیبان ایران با فرهنگ غنی اسلامی پیوند خورده است و اکنون ما وام دار این فرهنگ هستیم.
وی با اشاره به ضرورت آشنایی نسل جوان با بزرگان ادبی کشور افزود: فرزندان این سرزمین گذشته خود رابا زبانهای مختلف در آثار و ادبیات شعرا و فرهیختگان جستجو می کنند پس باید بیش از پیش با مفاخر فرهنگی و ادبی ایران آشنا شوند.
دکتر صدقی، رئیس دانشگاه ارومیه نیز در این همایش گفت: مسئولان فرهنگی کشور باید از درون آثار و ادبای ایران الگوهایی استخراج و در برابر شبیه خون فرهنگی غرب از این الگو ها استفاده کنند. شاهین مصطفی یوف رئیس هیئت اساتید جمهوری آذربایجان نیز در سخنانی گفت: مولانا محمد فضولی سرمایه ای فرهنگی است که آثار و اشعار وی باعث ایجاد وحدت و پیوند فرهنگی بین کشورهای اسلامی شده است. مولانا محمد فضولی ،شاعر ایرانی قرن نهم و دهم هجری از طایفه بیات آذربایجان بود و از مهمترین آثار وی لیلی و مجنون، دیوانهای فارسی، ترکی و عربی، رند و زاهد و حدیقه السعدا و روضه الشهداست. همایش فضولی شناسی به مدت دو روز با هدف بررسی سبک و مفاهیم شعر فضولی و اندیشه های عرفانی مولانا محمد فضولی برگزار می شود. در این همایش ۱۱۳ مقاله به دبیر خانه همایش ارسال شد که ۲۴ مقاله برتر در همایش ارائه می شود تاملی در سالی نامه فضولی، سبک شناسی فضولی، مکتب عاشورا در آثار فضولی، مناسبات سیاسی و اجتماعی دوران فضولی و گرایشهای عرفانی فضولی از عناوین مقاله های برتر این همایش هستند.
متاسفانه عده معدودی با ملا محمد فضولی آشنا هستن و این ناشی از اطلاع رسانی نادرست و کم اهمیت نشان دادن چنین شخصیتهاییست
امشب شب نوئل است.در خانه کوچک ما همه اهل خانه خفته اند.برادر و خواهر تو حتي مادرت.بزحمت توانستم بدون آنکه اين پرندگان خفته را بيدار کنم خودم را به اين اتاق کوچک نيمه روشن که به اتاق انتظار پيش ازمرگ مي ماند برسانم. دخترم من از تو خيلي دورم اما يک لحظه تصوير تو از ديدگانم دور نمي شود...اما تو آنجا در پاريس افسونگر بر روي آن صحنه پر شکوه تئاتر اين را ميدانم و چنانست که گويي در اين سکوت شبانگاهي آهنگ قدم هايت را مي شنوم.شنيده ام نقش تو در اين نمايش پر نور و پر شکوه نقش آن شاهدختي است که اسير خان تاتار است.ژرالدين در رل شاهزاده باش ستاره باش و بدرخش اما اگر قهقهه تحسين آميز تماشاگران و عطر مستي آور گلهايي که برايت فرستاده اند ترا فرصت هوشياري داد در گوشه اي بنشين و نامه اي که برايت نوشته ام بخوان.من پدرت هستم چارلي چاپلين .دلقک پيري بيش نيستم.امروز نوبت توست روی صحنه هنر نمايي کن .اين هنر نمايي ها وقتي به اوج ميرسد صداي کف زدن تماشاگران گاه ترا به آسمان خواهد برد بآسمان هم برو اما گاهي نيز بر روي زمين بيا و زندگي انها و فقيران دوره گرد کوچه هاي تاريک را که با شکم گرسنه هنر نمايي مي کنند و يا پاهايي که از بينوايي مي لرزند. من نيز يکي از آنها بودم.داستان من داستان آن دلقک پيريست که در پست ترين محله ها آواز مي خواند مي رقصيد و صدقه جمع مي کردمن طعم گرسنگي را چشيده ام .درد بي خانماني را کشيده ام.و از اين بالاتر من رنج حقارت آن دلقک دوره گرد را که اقيانوسي از غرور در دلش موج مي زند اما سکه صدقه آن رهگذر غرورش را مي شکند احساس کردم.با اينهمه من زنده ام و از زندگان پيش از آنکه بميرند نبايد حرف زد.در دنيايي که تو زندگي مي کني تنها هنر پيشگي و موسيقي نيست. نيمه شب هنگامي که از سالن پر شکوه تئاتر بيرون مي آيي آن ستايشگران ثرتمند را فراموش کن.اما حال آن رانند تاکسي را که ترا به منزل ميرساند بپرس.حال زنش را بپرس اگر آبستن بود و پولي براي خريد لباس بچه نداشت چکي بکش و پنهاني توي جيب شوهرش بگذار.به نماينده خود در پاريس گفته ام فقط اين نوع خرجهاي تو را بي چون و چرا قبول کند.اما براي خرجهاي ديگرت بايد صورت حساب بفرستي.گاهگاه با اتوبوس يا قدم زدن در شهر بگرد مردم را نگاه کن دست کم روزي يکبار با خود بگو من هم يکي از آنان هستم تو يکي از آنان هستي دخترم نه بيشتر وهنر بيش از آنکه دو بال پرواز به انسان بدهد اغلب دو پاي او را مي شکند.وقتي بدانجا رسيدي که يک لحظه خود را برتر از تماشاگران يافتي همان لحظه سن را ترک کن و خود را به حومه شهر برسان من آنجا را خوب مي شناسم.از سالها پيش آنجا گهواره بهاري کوليان بوده است.در آنجا قاصد هايي مثل خودت را خواهي ديدوزيبا تر از تو و مغرور تر از تو آنجا از نور کور کننده شانزه لیزه خبری نیست.خوب نگاه کن آیا بهتر از تو نمی رقصند.اعتراف کن دخترم همیشه کسی هست که بهتر از تو میزند و این را بدان که در خانواده چارلی هرگز کسی آنقدر گستاخ نبوده است که به یک کالسکه ران یا به یک گدای کنار رود سن ناسزایی بگوید.من خواهم مرد و تو خواهی زیست.امید من آنست که هرگز در فقر زندگی نکنی.همراه این نامه یک چک سفید برایت می فرستم اما همیشه یادت باشد وقتی دو فرانک خرج می کنی با خود بگو سومی مال من نیست شاید مال یک مرد گمنام باشد که به یک فرانک احتیاج دارد.این نیازمندان گمنام را هرجا بخواهی می توانی پیدا کنی.اگر از پول برای تو حرف میزنم برای اینست که از نیروی فریب و افسون این بچه های شیطان خوب آگاهم.من زمانی دراز در سیرک بوده ام و همیشه و هر لحظه بخاطر بند بازان نگران بوده اما مردمان روی زمین استوار بیشتر از بند بازان بر روی ریسمان نا استوار سقوط میکنند.شاید که شبی درخشش گرانبها ترین الماس جهان ترا فریب دهد.آنست که این الماس نا استوار خواهد بود و سقوط تو حتمی است.شاید روزی چهره ی شاهزاده ایی ترا گول زد در آنروز تو بند بازی ناشی خواهی بودو بند بازان ناشی همیشه سقوط می کنند.دل به زر و زیور مبند.زیرا بزرگترین الماس دنیا آفتاب است که خوشبختانه این آفتاب بر گردن همه می درخشد.اما اگر روزی دل به آفتاب چهره مردی دادی پاکدل باش و با او یکدل باش.به مادرت گفته ام در اینباره نامه ای برایت بنویسد.او عشق را بهتر از من میشناسد.او برای تعریف یکدلی شایسته تر از من است.هیچ کس دیگری در این جهان شایسته آن نیست که دختری ناخن پایش را هم به خاطر او عریان کند.برهنگی بیماری عصر ماست. اما تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست میداری بد نیست اگر اندیشه تو در اینباره مال دهسال پیش باشد مال دوران پوشیدگی است نترس.این دهسال ترا پیر تر نخواهد کرد.به هر حال میدانم که پدران همیشه جنگی جاودانه با یکدیگر دارند با من و اندیشه های من جنگ کن چون من از کودکان مطیع خوشم نمی آید.با این همه پیش از آنکه اشک های من این نامه را تر کند.می خواهم یک امید به خود بدهم امشب شب نوئل است شب معجزه است و معجزه ای رخ دهد تا تو آنچه را که من می خواهم بگویم در یافته باشی.چارلی دیگر پیر شده است ژرالدین دیر یا زود بجای این جامه های رقص لباس عزا باید بپوشی و بر سر مزار من بیایی حاضر به زحمت تو نیستم تنها گاهگاهی چهره ء خودت را در آیینه نگاه کن آنجا مرا نیز خواهی دید.خون من در رگهای توست و امیدوارم آن زمان که خون من در رگهایم می خشکد پدرت را فراموش نکنی. من فرشته نبودم اما تا آنجا که در توان من بود تلاش کردم تو نیز تلاش کن رویت را می بوسم .
1964 سوئیس - چارلی چاپلین
مسئولان مي بايست براي يکبار هم که شده با مسايل مناطق آذري زبان کشور واقع بينانه و عالمانه برخورد کنند. براي عبور از شرايط کنوني بايد ظرفيت هاي قانون اساسي را اجرا کرد. براي افکار عمومي قابل توجيه نيست که اصل 15 قانون اساسي اجرا نشود، چه اشکالي دارد فرزند آذربايجاني در کلاسي با ادبيات تورکي آ ذري شرکت کند و با ادبيات آذري با زندگي شهيد باکري آشنا شود. ادبيات زبان آذري در طبقه بندي سازمان فرهنگي بين المللي يونسکو از نظر غني بودن بعد از ادبيات فرانسوي و عربي، در رتبه سوم قرار گرفته است. لذا بايد فرهنگستان زبان آذري ايجاد شود تا آثار و منابع آذري را تدوين نمايد. با جبران کم توجهي ها در مسايل عمراني آذربايجان، اين مسئله مي تواند احساس عمومي را تغيير دهد!
عشق اقيانوس وسيعي است که دو ساحل رابه يکديگر پيوند مي دهد
Love is Wide Ocean that joins two shores
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
زندگي بدون عشق بي معني است و خوبي بدون عشق غير ممکن
Life without love is none sense and goodness without
Love is impossible
ارکستر ساری تئل
مکان اصفهان تالار بهزیستی
تاریخ برنامه : ۳/۳/۱۳۷۴
ملا محمّد فضــولی از مفاخر فرهنگی بسیار گرانقدر عالم اسلام و آذربایجان است که دیوانش برای اوّلین بار در عصر قاجاریه در تبــریز به چاپ رسید. تبــریز چند دهه بعد به همت فرزند خلف خود ادیب و هنرمند توانا رضا افشارپور متخلّص به افشار که زمانی نیز در صدا و سیمای مرکز آذربایجان غربی به معرفی مفاخر فرهنگی ترک زبانان میپرداخت به نام این شاعر عارف شیعی دست به ابتکاراتی زد که در این وبلاگ سعی خواهیم کرد فعالیّت های افشار و یاران صادق وی را به اطلاع بازدید کنندگان محترم برسانیم
------------------------------------
تبريز - صندوق پستي4917 - 51335 - كتابخانه ملا محمد فضولي


