تبليغاتX
Yaşıl
Yaşıl
آذربایجان

تارزن__ بزرگ ميرزا صادق اسداوغلو (1920_1846)

 

تارزن__ قربان پيريم اف (1965_1880)

 

تارزن__ مشهدي جميل اميراف (1928_1875)

 

تارزن__ ميزا منصور منصوراوف (1967_1887)

 

تارزن__ احمد باكيخا نف (1973_1892)

 

تارزن__ بهرام منصوراف (1985_1911)

 

تارزن__ عادل گراي محمد بيگلي (1973_1911)

 

تارزن__ حاجي محمد اف (1981_1920)

 

تارزن__ احسن داداش اف (1976_1924)

 

تارزن__ حبيب بايرام اف

 

تاررن__ راميز قلي اف

 

تارن__ كامل احمداف

 

تارزن__ حميد وكيل

 

تارزن__ فيكرف عبد القاسم اف

 

تارزن__ علي آقا قلي يف


نوشته شده در تاريخ 88/05/19 توسط fərzın
تعداد سیم‌ها و نوع نواختن آن با تاری که در تهران نواخته می‌شود، متفاوت است. تار 


 آذربایجان یظاهرا حدود  150  سال پیش به وسیله‌ی شخصی به نام « صادق جان اسد اوغلی

 » در منطقه‌ی قره ‌باغ به وجود آمده و این تار با تغییراتی که در آن داده شده به شکل امروزی

در آمده است. تار آذربایجانی دارای یازده سیم است که به ترتیب خاصی با حفظ فاصله‌ی 

چهارم درست کوک می‌شود. از این یازده سیم یک سیم باس و چهار سیم دیگر به نام

جینگره یا  سیم زنگ معروف است.

 روی تمامی سیم‌ها مضراب زده می‌شود اعم از سیم‌های اصلی، سیم باس و چهار سیم

 جینگره.تار آذربایجانی  22  پرده دارد. و وسعت آن در حدود دو اکتاو و نیم است.


درباره موسیقی «عاشقی» نظرات متفاوتی وجود دارد که در مجموع، بهترین مفهوم

آن عاشق به معنی مشتاق لقاء به «حق» است.در قدیم به عاشق‌ها «اوزان» می‌گفتند

 و ظاهرا کلمه‌ی عاشق از دوره‌ی صفویه مرسوم شده است. دوره‌ای که رواج عاشقی بوده

 و عاشق‌ها از احترام ویژه‌ای برخوردار بوده‌اند. در روایاتشفاهی، قدیمی‌ترین

 عاشق آذربایجان را «دده قرقود» می‌نامند که احتمالا هفت‌صد تا هشت‌صد سال پیش

 می‌زیسته است. ( درفرهنگ آذربایجان عاشق به کسی گفته می‌شود که ساز بزند، آواز

 بخواند و اشعار را فی‌البداهه بسراید و دارای صفات و خصایل نیکو باشد.) موسیقی اصیل

عاشقی تنها با ساز «قرپوز» قابل اجرا است. این موسیقی دارای سی‌صد نغمه بوده است.

اما در باب ساز عاشق، سازی که عاشق با آن می‌نوازد. این ساز در قدیم دارای نه پرده بوده 

که به مرور دارای چهارده، شانزده و بیست پرده شده است. در حالی که بسیاری از عاشق‌های

قدیمی با سازهای نه پرده‌ای می‌نوازند، «عدالت نصیب‌اف» نوازنده‌ی بزرگ ساز عاشقی

 با ساز بیست پرده‌ای می‌نوازد.


این ساز دارای نه سیم است که سه تا سه تا کوک می‌شود. برای تغییر کوک فقط سیم‌های

 ردیف وسط عوض می‌شود و دو ردیف بیرونی همیشه ثابت هستند. اخیرا از سازهای دوازده

سیمی نیزاستفاده می‌شود. سیم‌های این نوع سازها در سه دسته‌ی چهارتایی تنظیم می‌گردد.


نوشته شده در تاريخ 88/05/19 توسط fərzın

 

 

توفیق قولیف

 

وی درسال1917متولد شد وی به خا طر ملود یهای کلاسیک خود مشهور است

 

اواکنون رهبری مجمع مو سیقی سازان  آذربایجان رابرعهده دارد

 

 وا کاراو را افرادی چون رشید بهبوداف و بلبل وشوکت الا کبرووا اجرا کرده اند

 

وی یکی از بنیان گذاران حرکت به سوی موسیقی جاز در آذربایجان است وی در مورد

 

موسیقی  ساز شدن خود میگوید

 

یک روز استادموسیقی شعر کودک ویخ را به من داد و به من گفت که برای آن موسیقی بسازم

 

من نیز فردای آن روزموسیقی را تحویل دادم  او از سرعت من بسیارمتعجب شد ومن را بسیار تشویق کرد

 

واین گونه شد که من یک نویسنده موسیقی شدم

 


 

 

استاد نیازی

 

حاجی بی اف در سال 1912 متولد شود ودر سال 1984 در گذشت وی به عنوان اولین رهبر ارکستر در

 

آذربایجان شناخته می شود وی اولین کسی بود که اثار باله و اپرا وسمفونی

 

 بسیاری از موسیقی سازان آذری همچون او اوزیر حا جی  بی اف وگاراکارایف فکرت امیراف

 

را رهبری کرد وا اولین رهبر ارکستر آذری بود که شهرت جهانی یافت خانه وی اکنون به صورت

 

موزه هنری در آمده است

 

وی در یک خانواده موسیقی شناس متواد شد پدر وی یکی از بنیان گذاران تئا ترموزیکال در آذربایجان بوده

 

 

 

Segment of Chitra


 

 

حاجی خان محمد اف

 

وی در سال 1918 در در بند که اکنون قسمتی از داغستان است متولد شوداوزیر نظر استاد بزرک کارا

 

کارایف در کنسرواتورباکو به تحصیل موسیقی پر داخت

 

 به خاطراینکه اولین کسی است که برای تار وسازهای سنتی آذری کنسرت نوشته است معروف میباشد

 

وی در سال 1942 اولین اثر خود را با نام کوزل پری منشتر نمود ودر سال 1952 اولین کنسرت تار خود

 

 را نوشت که در آن زمان زیر نظر کارایف وجودوت حاجی اف تحصیل میکرد

 


 

 

اوزیر حاجی بیف

 

بسیاری قبول دارند که وی یک نابغه موسیقی بود زیرااو پیشکام در فرم دادن موسیقی اصیل آذری بود

 

ودیکران اوبه خاطراولین اپرایش لیلی ومجنون در سال 1908 تحسین میکنند

 

 زیرا که این اپرا علاوه براینکه اولین اپرای کشورهای مسلمان نیز بشمارمیرود وی اولین کسی بود

 

 که با اجرای موسیقی شرقی موسیقیهای به سبک  غربی همانند اپراو سمفونی ایجاد کرد

 

 وی همچینین نقش بزرکی در پیشرفت موسیقی در آذر بایجان داشت به خا طر اینکه در بین سالهای

 

1920الی 1940وی مغزهای موسیقی رابه آذر بایجان دعوت کرد

 

 وزمان را برای پیشرفت موسیقی آذری فشرده کرد اپرای لیلی ومجنون او بر اساس اثرفضولی

 

 

شاعر قرن 16 میباشد که یک تر اژدی عشقی بوده ساخته شده است از دیگر آثارمشهور وی آرشین مال

 

آلان .مشهدی عباد اشاره کرد

                 

 

 

 

تصویری ازآرشین مال آلان

 

 


                                 

 

فکرت امیرف

 

او در سال 1922 متولد شد و در سال 1982 در گذشت بدون شک وی بیش از هر موسیقی دیگر در خارج

 

 از آذر بایجان شنیده میشود

 

متاسفانه میلیونها نفر از افرادی که موسیقی وی را کوش فرا میدهند نمی دانند که اثر وی میباشد

 

وی در سال 1922 در گنجه چشم به جهان کشود و در سال 1982 در 62 سالکی چشم از جهان فرو بست

 

بهترین آثار وی شامل

 

شور 1946. کرد افشاری 1949.بیاتی گلستان شیراز 1968 به صورت سمفونی نظامی وهزارویک شب

 

 به صورت باله واپرای سویل که بااین اثر عنوان هنرمنده مردم رادر شوروی سابق دریافت کرد


نوشته شده در تاريخ 88/05/19 توسط fərzın

مردم آذربايجان ، مردمی اصيل و هنرپروند. موسيقی جايگاه ويژه ای در دل همه و آنها، از روستايی و ايلياتی

گرفته تا شهرنشين دارد و روح تك تكشان با صدای سازوآواز و داستان سرايی عاشق ها پيوند خورده است و

 از شنيدن آن در هر كجا كه باشند احساس غرور و شعف می كنند.

موسيقی عاشقی آذربايجان ، غنی ترين نمونه و ادبيات و فرهنگ شفاهی آذربايجان است . درباره و پيشينه و

 اوزان ها و گوسان ها بايد گفت كه اوزان ها خنياگرانی بودند كه در گذر زمان خود را به چندين هنر از جمله

شاعری ، نوازندگی و آهنگسازی و داستان پردازی آراسته اند.

گوسان ها كه به نظر می رسد از نظر لفظ با اوزان ها، شباهت داشته باشد، در لغت ارمنی به معنای خواننده ،

 نوازنده و دلقك به كار رفته است . اين داستان ها و ترانه های عاميانه از گذشته های دور، ميان عاشق ها

رواج داشته است . قديمی ترين منبعی كه از اوزان ها می توان نام برد، كتاب دده قورقود است .

اين كتاب قديمی ترين كتاب تركی تلفيقی از نظم و نثر به صورت داستان است و تاثير زيادی در سنت داستان

 سرايی آذربايجان گذاشته است .

عاشق ساز می زند، نغمه و داستان می سرايد و با خواندن شعرهای حماسی ، احساسات پاك و انسانی و

 آزاديخواهانه را در روح و جان مردم زنده می كند و در اغلب داستان های رمانتيك (افسانه ای )

مانند اصلی و كرم ، عاشيق غريب ، عاشيق امراه ، عباس و گولگز، عاشيق قربان و... قهرمان اصلی

 داستان خود، عاشق است .جالب است كه يكی از اين داستان ها با مضمون دويدن

 عاشق از پی معشوق و گريز معشوق و تغيير شكل يافتن او، در فرانسه هم معروف است و

 sesohpromatemsednosnahc ناميده می شود كه ميسترال ، شاعر مشهور، دوباره آن را به نظم

درآورده است . نقل انواع شعرهای قطاری نيز در ميان عاشق ها مرسوم است و

بلندترين آنها شعری است كه در آن زندگی آدمی از روز تولد تا خانه و گور توصيف شده است .

عاشق ها از دل روستا و ايل و عشاير برخاسته اند و بيان كننده و افكار و آرزوهای مردم عادی اجتماع اند و

در واقع حرف دل آنها را می زنند. اصول كارشان ، بداهه نوازی است و معمولا_ آشنايی با نت و علم موسيقی

ندارند و نوازندگی و خوانندگی از پدرانشان سينه به سينه با گوش كردن و به خاطر سپردن به آنها رسيده

است . اما موسيقی آذربايجان تنها به اين دسته از عاشق ها محدود نمی شود بلكه موسيقی ملی و علمی

 هم دارد وموسيقيدانان و آهنگسازان بسياری را در سطح جهانی مطرح كرده است .

تاريخچه آن به قرن 91 و خيلی پيش تر از آن می رسد اما از قرن 19 حيات ادبی و صنعت موسيقی آذربايجان

 پيشرفت زيادی كرده است و در نتيجه و آشنايی نزديك با فرهنگ و تمدن كشورهای اروپای غربی ، علم و

هنر آن با مضمون و خصلتی شرقی شروع به رشد نمود. در جريان پيشرفت فرهنگ و ادبيات آذربايجان در

قرن 19، اسم و آوازه و تارزن هايی چون صادق جان ، خوانندگانی چون عبدالباقی و عاشق

 هايی چون نجفقلی در گوشه و كنار قفقاز پيچيده وشهرت بسزايی كسب كرده بود.

تغييرات سياسی ، اجتماعی و ادبی قرن 19، در بسياری از شهرهای آذربايجان خودنمايی می كرد. يكی از اين

شهرها شوشا بود. آوازه و اين شهر به علت داشتن طبيعت زيبا و افسونگر و فرهنگ مترقی نه تنها در

آذربايجان بلكه در جاهای دورتر از آن نيز پيچيده بود . ادبيات و موسيقی اين شهر توجه سياحان ، اديبان و

 موسيقی شناسان كشورهای اروپای غربی ، روسی و ساير ملل را جلب كرده بود. تابستان ها از گوشه و كنار

 قفقاز، شعرا، نمايشنامه نويسان ، آهنگسازان و موسيقيدانان در آن جا جمع می شدند و در اجرای برنامه های

 تئاتر، كنسرت و مجالس جشن و عروسی شركت می كردند.

شهر شوشا مسكن استعدادهای درخشانی در موسيقی و شعر بود و چهره هايی همچون قاسم بيگ داكر،

ميرمحسن نواب و ميرزاصادق اسداوغلو، نجف بيگ وزيراف ، خورشيدبانوناتوان و مشهدی جميل و... نه تنها

 در آذربايجان بلكه در جاهای دورتر از آن نيز مشهور و شناخته شده بودند. در اين خصوص موسيقی شناس

مشهور و- دينوقرادوف برای موسيقی شهر شوشا كه از شهرهای باصفای قره باغ محسوب می شد ارزش

والايی قائل شده و می نويسد:تاريخ موسيقی آذربايجان به وسيله و هنرمندان شوشا خلق شده است


 اين هنرمندان موسيقی خود را نه تنها در وطن خود بلكه در ساير ممالك خاوری شناسانده اند.

جا دارد از مجالس موسيقی - ادبی قرن 91 كه در شهر شوشا برپا می شد سخن به ميان آيد

در سال های 1910 - 1872 مجلس فراموشان و يا مجلس خاموشان به رهبری موسيقيدان معروف ميرحسن

نواب و همچنين در سال های 1897 - 1864 مجلس انس به رهبری شاعر معروف آذربايجان خورشيد

بانوناتوان فعاليت گسترده ای داشتند و در ترقی موسيقی آذربايجان نقش بسزايی را ايفا نمودند.

در سال 1921كنسرواتور به پيشنهاد حاجی بيكوف با هدف تحصيل اختصاصی موسيقی ، تربيت متخصصان

 موسيقی اعم از نوازندگان اركستر، معلمان موسيقی ، خوانندگان و آهنگسازان و غيره تاسيس شد و در آن پنج

رشته پيانو، هنرهای آوائی ، نوازندگی اركستر، آهنگسازی و شعبه و موسيقی شرق شروع به فعاليت نمود. در

 بهار 1922 كنسرواتور به صورت آموزشگاهی مستقل تكنيكوم موسيقی ترك تشكيل شد و مديريت آن به

حاجی بيكوف واگذار گرديد.

اين تكنيكوم در به وجود آمدن كادر موسيقی ملی نقش بزرگی ايفا كرد. در سال اول تعداد هنرجويان به هزار نفر

 رسيده بود. خيلی از هنرجويان آذربايجانی بعدها موسيقيدانان برجسته ای شدند.

در اين سال ها هنرجويانی كه در كلاس تار تحصيل می كردند، تئوری موسيقی را ياد می گرفتند، با تاريخ

ادبيات موسيقی دنيا آشنا می شدند و در اركستر سازهای ملی شركت می كردند. در تكنيكوم برای اولين بار

 برنامه و درس برای شعبه و سازهای ملی از طرف اوزيير حاجی بيكوف تعيين و تشكيل گرديد. اين برنامه ها

 برای كلاس های تار، كمانچه و مقامات تكنيكوم موسيقی در نظر گرفته شده بود. در برنامه و كلاس های تار،

 مشق های مخصوص نت ، مقامات ، گام ها و آثار آهنگسازان ، ترانه ها و رقص های آذربايجانی در نظر

 گرفته شده بود. از وقايع مهم حيات تكنيكوم موسيقی ترك ، به نمايش گذاشته شدن كمدی موزيكال آرشين مال

 آلان اثر اوزيير حاجی بيكوف با اشتراك هنرجويان در 22 ماه مه 1926 بود. اين اثر در محل اپرا و تئاتر

 ميرزا فتحعلی آخونداف به تماشا گذاشته شد. اين گروه متشكل بود از هنرجويان رشته تار،

 كه در كلاس حاجی بيكوف تحصيل می كردند.

بسياری از اين موسيقيدانان و آهنگسازان از جمله صادق جان ، حاجی بيكوف و... تغييراتی نيز در سازها و

دستگاه ها و گوشه های موسيقی دادند و سازها و دستگاه هايی خاص موسيقی آذربايجان به وجود آوردند. از

 جمله ، تغييراتی كه ميرزا صادق جان در تار ايجاد كرد. اين شخص نوآور، برای اولين بار در شكل كاسه های

 تار تغييراتی به وجود آورد، منظور وی از اين تغييرات تقويت صدای آن و همچنين نگاه داشتن و نواختن آن

روی سينه بوده است . صادق جان كاسه و تار را نسبتا_ عميق كند، از وزن آن كاست ، قطر كاسه و آن را

وسعت بخشيد و شكل كاسه و آن را به شكل بيضی درآورد. اين گونه تغييرات باعث به وجود آمدن دو كيفيت

تازه در تار شد. يكی اين كه باعث تقويت فيزيكی صدای تار شد و ديگر اين كه چون كاسه و بزرگ تار به

 اندازه 100 ميليمتر از بالا به طرف عقب مايل بود، نواختن آن بر روی سينه امكان پذير نبود. در تار جديد با

ازميان برداشتن اين انحنا امكان بر روی سينه نواختن به وجود آمد و در نتيجه امكان بهتر نواختن آن عملی شد.

ميرزاصادق تغييراتی نيز در محل جفت شدن دسته با كاسه به وجود آورد، قبل از آن دسته و تار يكسره به

كاسه متصل می شد يا اين كه دسته به وسيله و تكه ای از آهن به كاسه بسته می شد، با اين حال در تار جديد كه

 ميرزاصادق جان سيم های آن را زياد كرده بود به علت كثرت سيم ها ميان دسته و كاسه تار خميدگی ايجاد می

 شد كه باعث ناموزون شدن صدای پرده های تار می شد. ميرزاصادق به خاطر رفع نقصی كه از كثرت سيم

ها ناشی می شد دسته و تار را در دسته و كوتاهی كه از خود كاسه بيرون می آمد، فرو برد و با آن جفت كرد.

 ضمنا_ اين چوب از خميدگی مورد بحث جلوگيری می كرد. تا آن زمان در هيچ يك از آلات موسيقی مشرق

 زمين اين كيفيت موجود نبود. تغييرات به عمل آمده در تار در عالم موسيقی شرق يك نوع نوآوری محسوب می

 شد. ترتيب قرار گرفتن سيم ها، نقش بزرگی در صنعت موسيقی آذربايجان و مخصوصا_ در اجرای مقامات

 ايفا كرده است . سيم های تازه ای كه صادق جان به تار اضافه كرده بود، سيم های زنگ بودند كه به سيم های

 آليكوت معروف شدند.سيم های آليكوت در اجرای موسيقی حرفه ای و مقامات (دستگاه های )

آذری نقش مهمی دارند. هنگام اجرای ملودی ، از اين سيم ها در صورت

لزوم به طور هماهنگ استفاده می شود. در سال های بعد سعيد رستم اف آهنگساز آذربايجانی يك عده دستگاه

ها و مقام های ضربی را برای تار، كمانچه و بالابان و نيز اركستر آلات موسيقی ملی تنظيم كرد، اين مقام ها

عبارتند از: سه گاه زابل ، چهارگاه ، بيات شيراز، شور، همايون ، شوشتر و حيراتی و...

تاری كه صادق جان ساخت و توسعه داد، از نيمه دوم قرن نوزدهم از تركيبات مختلف گروه های آلات موسيقی

 ملی جدا شد و با كمانچه ، قاوال (دف ) و خواننده كه دف را هم او می نواخت ، گروه ديگری تشكيل داد. اين

 گروه نوازندگان خدمات بزرگی در ترقی موسيقی حرفه ای و ملی آذربايجان داشته و در تاريخ موسيقی با نام

نوازندگان سه نفری شناخته شده اند.

در اين گروه های سه نفری ، تار نقش رهبر را در نواختن مقام به عهده دارد و در هنگام نواختن مقام ،

 راهنمای خواننده است و به گوشه ها و نفس های خواننده به موقع جواب می دهد و ملودی يا گوشه ای را كه

خواننده خواهد خواند به او يادآوری می كند و در حقيقت خواننده را به خواندن وا می دارد.

آوازه و اين گروه نوازندگان نه تنها در آذربايجان بلكه در خارج از مرزهای آن نيز پيچيده است . بينوقرادوف

، موسيقيدان مشهور در كتاب خود گروه های سه نفری را با گروه های نوازندگان اروپايی مقايسه می كند و

 نشان می دهد كه در واقع نقش و اهميت آنها كمتر از گروه های نوازندگان درجه و يك اروپا نيست . گروه های

 سه نفری تنها به نواختن ملودی اكتفا نكرده بلكه ضمن همراهی خواننده ، در جای خود از عناصر چند صدايی

 هم استفاده می كنند.

از سازهايی كه در موسيقی آذربايجان استفاده می شود غير از كمانچه ، تار و دف كه قبلا_ به آنها اشاره شد

 می توان قوپوز (كه ساز اصلی عاشق های آذربايجان شرقی است )، بالابان (كه شبيه به نی و آواز آن غمگين

 است )، قارمان ، قاوال يا دف ، قره نی ، تنبك و رباب تركی (كه در همان ديار به كمانچه مشهور است )، را

نام برد و در اركسترهای موسيقی ملی علاوه بر اينها گاهی از پيانو، آكاردئون و قانون نيز استفاده می شود.

قانون ، سازی تخته ای و ذوزنقه ای شكل كه عمق آن در حدود چهار انگشت است . مفتول های زهی بر آن می

 بندند و از هر سه وتر، يك آهنگ استخراج می شود و شباهتی به سنتور دارد. برای نواختن اين ساز به جای

مضراب ، دو انگشتانه فلزی كه در سبابه هر دست جای ناخن را می گيرد به كار می رود. وجود شيطانك

متحرك اين ساز و نرمی سازهای زهی ، قانون را برخلاف سنتور به كوك ثانوی نيازمند نمی سازد

منبع : http://turkoglan.blogfa.com/cat-2.aspx


نوشته شده در تاريخ 88/05/19 توسط fərzın
 

افلاطون : موسیقی ، یک ناموس اخلاقی است که روح به جهانیان ، و بال به تفکر و جهش به تصور ، و ربایش به غم و شادی و حیات به همه چیز می بخشد.

ابونصر فارابی : موسیقی ، علم شناسایی الحان است و شامل دو علم است ; علم موسیقی عملی ، وعلم وموسیقی نظری.

ابوعلی سینا : موسیقی علمی است ریاضی که در آن از چگونگی نغمه ها از نظر ملایمت و سازگاری ، و چگونگی زمانهای بین نغمه هابحث می شود.

بتهون : موسیقی ، مظهری است عالیتر از هرعلم و فلسفه ای . موسیقی هنرزبان دل و روح بشر و عالیترین تجلی قریحه انسانی است.

لئوپددوفن: ریشه موسیقی به عهد کهن ارتباط دارد . درواقع همان روزی که انسان توانست برای نخستین بار خوشیها ورنجهای خود را با صدا نمایش دهد ، مبدأ موسیقی به شمار می آید.

فردریش نیچه : زندگی بدون موسیقی اشتباه است.

امام محمّد غزالی ( در کتاب احیاءالعلوم ) : « در جایی که شتر ـ با پستی طبعش ـ از حداء ( آواز و سرود شتربانان برای راندن اشتران ) متأثر می گردد، چنانچه آدمی از شنیدن غنا و بانگ دلپذیر به وجد در نیاید، از حیوان نیز پست تر است... اگر بهار و گلهای رنگارنگ و رَوح و ریحان آن، یا عود و نغمه تارهایش نیز کسی را به جنبش و نشاط در نیاورد، آن شخص فاسد المزاج و کژ طبع می باشد ».

عبدالقادر مراغه ای مقامات موسیقی را به پیامبران منسوب می کند: «... حضرت ابوالبشر (ص) در مقام راست: ربنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفرلنا و ترحمنا لنکوننّ من الخاسرین می گفتی؛ و حضرت موسی (ع) در وادی ایمن در مقام عشّاق، ناله و مناجات کردی؛ و حضرت یوسف (ع) در قعر چاه و زندان به مقام عراق گریستی؛ و حضرت یونس، در بطن الحوت (شکم ماهی)، به آهنگ کوچک فغان کردی، و حضرت داود (ع) در سر قبر اوریا برادرش... در آهنگ حسینی ندبه نموده مناجات می کردی؛ و حضرت ابراهیم (ص) در آتش نمرود در مقام حسینی و نوروز العرب ناله کردی، و حضرت اسماعیل (ع) در غذا (غزا؟) در مقام رهاوی قرآن خواندی و در وقت ذبح در عشاق ناله کردی . »

فلسفه وجودی مخالفت و اختلاف فتاوی در مورد مسأله موسیقی:

1- وجود روایات متعارض ( که مفهوم آنها دال بر اباحه است ). برای مثال چندین روایت نبوی مشهور :

الف - عن ابی جعفر علیه السلام : " و رجّع بالقرآن صوتک فإن الله عزّ و جلّ یحبّ الصوت الحسن یرجّع فیه ترجیعا"  ترجمه : از امام صادق (ع) نقل است : ترجیع ( چهچه ) بده به قرآن صدایت را ، زیرا خداوند عزوجل دوست دارد صدای نیکو را که در آن گردش دهد نوع گردش دادنی ( چهچه بزند ). وسائل الشیعه ، ج4 ، ص859

ب - عن الصادق علیه السلام - قال : قال النبی صلی الله علیه و آله ، ان من اجمل الجمال شعر الحسن ، و نغمه الصوت الحسن (کافی ج2 ص 615 - حدیث8 ).


ج - فی الفقیه : « سأل رجلٌ علی بن الحسین (ع ) عن شراء جاریة لها صوتٌ فقال ما علیک لو اشتریتها فذکّرتک الجنة یعنی بقراءة القرءان و الزهد و الفضائل التی لیست بغناء فأما الغناء فمحظور».

ترجمه : مردی پرسید از حضرت علی بن الحسین (ع ) از خریداری کنیزی که دارای صدایی است ، در جواب فرمود : گناهی بر تو نیست اگر خریداریش کنی ، پس او تو را به یاد بهشت انداخت ، یعنی با خواندن قرآن و زهد و فضائل به صدایی که غناء نباشد، و اما غناء آن نهی شده ( غناء باطل ).

 

د - « إقرءوا القرءان بألحان العرب و أصواتها » وسائل الشیعه ، ج4 ، ص858 ( که بنا بر تفسیر محقق سبزواری و محدث کاشانی و...منظور از الحان العرب ( شامل هفت الحان : بیات - رست - صبا - نهاوند - حجاز - سه گاه - عجم )، غناست و این دال بر این نکته است که غنای باطل و غنای جایز داریم و اصل غنا مباح است ).

 

هـ - عاصم بن حميد از امام صادق(ع) پرسيد آيا در بهشت غنا وجود دارد؟ _ امام(ع) در ضمن پاسخ خود به او فرمود: آري، وجود دارد. در بهشت درختي است وقتي نسيم بر آن مي وزد صداي دلربائي از آن شنيده مي شود كه گوشي دلنوازتر از آن نشنيده است و سپس افزود: «هذا لمن ترك السماع مخافة الله» ترجمه : اين لذت براي كسي است كه به خاطر خدا از شنيدن غنا در دنيا خودداري كرده باشد!! ( بحارالانوار، ج 8، ص127).

پاسخ منطقی برای این روایت چه چیز می تواند باشد؟؟! اگر موسیقی حرام است بحث دنیا و آخرت درش نیست ! قضاوت با شما .. !!؟

2- تمامی روایات موجود در باب حرمت غنا ، روایات واحده و مستفیضه یا مرسله هستند که از منظر گروهی از علماء و اسلام شناسان فاقد اعتبار است ، چرا که آنها احادیث را به دو دسته صحیحه و غیر صحیحه تقسیم می کنند و روایات واحده و مستفیضه و ... در دسته روایات غیر صحیحه واقع شده و از اعتبار ساقط است ، و از طرفی نیز ، روایات متواتره صحیح ، در دسته روایات صحیحه جای می گیرد ، تا جایی که شخصیت بزرگی مثل مقدس ادبیلی (رحمة الله ) در شرح ارشاد کتاب المتاجر ، قسم رابع گفته است : « والاخبار لیست بصحیحه صریحه من التحریم مطلقا » .

3- محکمترین دلیل قائلین حرمت غناء ، تمسک به دو آیه شریفه :

-عبارت (لهو الحدیث) از آیه شریفه " و من الناس من یشتری لهو الحدیث لیضل عن سبیل الله ... " لقمان/6
، عبارت (قول الزور ) از آیه شریفه " فاجتنبوا الرجس من الاوثن و اجتنبوا قول الزور ... " حج/30
است که شیخ اعظم انصاری آنها را رد کرده و دلالت آیات را بر حرمت غنا مردود دانسته و تمسک به همان اخبار ضعیف کرده . ( چنانچه در پست قبلی اشاره شد ، دکتر شریعتی نیز این دو آیه را مرتبط با حرمت غناء ندانسته و صراحتا" آنها را رد کرده است ).

شیخ اعظم انصاری در جواب به این دلیل ، فرموده اند که غنا از مقولات صوتی است نه کلامی ، یعنی از دید شیخ انصاری غنا یک کیفیت خاصی از صداست که خواننده آن را ادا می کند نه مضمون کلام . از این رو این دو عبارت " قول الزور" و " لهو الحدیث " که دلالت بر کلام کذب و باطل دارد نمی تواند اشاره به غنا داشته باشد . برای بیشتر روشن شدن معنای این دو عبارت ، می توان به شأن نزول این دو آیه مراجعه کرد ، که توضیح بیشتر در این مجال ممکن نیست.

آنچه از این همه نوشته ها و گفتارها استنباط می شود اینست که مسأله حرمت موسیقی یک مسأله ضروری ، مثل حرمت شرب خمر ، زنا ، وجوب صلاة و صوم نیست و فتاوی در مورد حرمت موسیقی همانند حرمت شرب خمر و زنا و ... اجماعی نیست و اختلافاتی وجود دارد و یا به عبارتی بنا به گفته دکتر شریعتی : « دستگاههای تبلیغاتی شیعه فعلی ، که از توجیه و تفسیر منطقی و تحلیل تاریخی بسیاری از عقاید و احکام خاص شیعه عاجز است ، در برابر انتقاد روشنفکران که : چرا موسیقی - که یک هنر عمیق و مؤثر است و می تواند بسیار هم مثبت باشد - در شیعه حرام شده است ؟ از پاسخ درمانده است ».

نویسنده : [ محمود مونسي ســـــردرود ]

منبع : وبلاگ موسیقی سنتی ایران


نوشته شده در تاريخ 88/04/13 توسط fərzın
چهارشنبه 6 خرداد ماه سال 1388 ساعات 10:43 PM

ویژگی های موسیقی قشقایی در " فستیوال ادبیات و موسیقی ترک زبانان جهان" که از 13 تا 15 اردیبهشت در ترکیه برگزار می شود مورد بررسی قرار می گیرد.

دامون شش بلوکی محقق و پژوهشگر ایرانی حاضر در این فستیوال ضمن اعلام خبر فوق به خبرنگار مهر گفت : این جشنواره با حضور هنرمندان و پژوهشگرانی از 20 کشور جهان برگزار می شود که قرار است در بخش موسیقی ترک زبانان ایران ضمن معرفی کامل موسیقی قشقایی فیلم مستندی نیز در همین زمینه به نمایش در آید.

 وی در ادامه افزود : آنچه تا کنون به عنوان  موسیقی قشقایی معرفی شده تنها به موسیقی عاشقی این قوم ایرانی مربوط می شده ، در حالی که  دو جنبه دیگر آن همچنان مغفول مانده است . من در این فستیوال برای اولین بار هرسه بخش این موسیقی را که شامل موسیقی چنگی ها ، عاشقی و ساربانی است به صورت جداگانه معرفی خواهم کرد. بیان ویژگی ها و کاربردهای سازی و آوازی موسیقی قشقایی از دیگر بخش های این جشنواره خواهد بود.

شش بلوکی همچنین گفت : این فستیوال در شهر ارزروم ترکیه و به میزبانی دانشگاه اتاتورک برگزار می شود ؛ دبیری جشنواره نیز بر عهده دکتر علی قاقفازیالی است که تا کنون دو کتاب در مورد موسیقی عاشقی ایران  تالیف کرده است.

منبع خبر:http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=869650

 

واحد مرکزی خبر، مهر:   گروه "حاوا" به سرپرستی پروین بهمنی پنجشنبه 31 اردیبهشت کنسرتی را در شهر ارض روم ترکیه به روی صحنه خواهد برد. دامون شش بلوکی گفت: این گروه که در زمینه موسیقی قشقایی فعالیت دارد به دعوت مسئولان فستیوال "ترک شولینی" قطعاتی از موسیقی قشقایی را در دانشگاه آتاترک اجرا خواهد کرد. این عضو گروه حاوا در ادامه افزود: ما در این کنسرت قطعات ضربی"مارال باخ"، "الچی بیلر"، "دادی داد" ، "اویان" ، "عاشق گلدی" ،"نمچی نمچی" و سه آواز قشقایی با عنوان های "گرایلی"، "بیستون" و "لالایی قشقایی" را اجرا خواهیم کرد.

 وی همچنین گفت: در این اجرا پروین بهمنی(سرپرست گروه و آواز)، شهرام صارمی(کمانچه)، اردوان عابدی پور(عود)، سعید جوادی
(سنتور)، یلدا یزدانی(دایره و همخوان)، مهران مهرنیا(تار) و خود من با نقاره گروه حاوا را همراهی می کنیم.

منبع خبر:
http://persianartmusic.com/content/view/2296/42


 

موسیقی ایل در چنبره ی تهاجم- محسن رجایی پناه

 



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ 88/04/13 توسط fərzın
Eşiddig düneŋ cuma günü Farvardınıŋ 28i Ustad Hac Muhammed Huseyn Kıyanı azan çağı fanı dunyayı terk etmiş.

Cenaze tapşırış merasımı yekşenbe Farvardınıŋ 30i sahar çağı Fıruzabadda qurulacağ.

Allah uno rehmet edsin. Inşallah yeri o dunyada cennet olsun.

طنین خوش الحان ایل قشقایی به دیار باقی شتافت

استاد حاج محمد حسین کیانی روز جمعه 28 فروردین 1388 مقارن اذان ظهر دار فانی را وداع گفتند.

مراسم تدفین صبح روز یکشنبه 30 فروردین ساعت 9 صبح در فیروزآباد برگزار خواهد شد. مراسم ترحیم نیز عصر همانروز در فیروزآباد برگزار خواهد شد.

استاد حاج محمد حسین کیانی

از خداوند متعال مغفرت و رحمت الهی را برای آن هنرمند بی نظیر آرزومندیم.

روحش شاد و صدای خوش طنینش مستدام باد.

مختصری از زندگینامه استاد کیانی

استاد حاج محمد حسین کیانی فرزند محمد علی به سال 1295 هجری شمسی  در ایل قشقایی به دنیا آمد. وی در کودکی نزد شخصی به نام ملا دادالله ، قرآن مجید و کتابهای مرسوم مکتب خانه های آنزمان را فراگرفت.

دوران جوانی وی مقارن با فراز و نشیب های سیاسی بود که عشایر را در تنگنا قرار می داد. با اجرای برنامه تخته قاپو خانواده وی نیز در فیروزآباد اسکان یافت و به امور کشاورزی روی آورد و سعی کرد با تلفیق شغل کشاورزی و حرفه دامداری ، معیشت خود را سروسامانی دهد.

وی از آوان نوجوانی به ترنم آوازهای محلی و اشعار حماسی علاقمند بود . کیانی در دوران جوانی در محضر استادان بزرگی چون داوود نکیسا نوازنده سه تار و کمانچه و کاکاخان خورشیدی که صوت دلنشینی داشت ، تلمذ نمود.

این خواننده خوش صدای ایل در سال 1319 ازدواج کرد که حاصل آن یک پسر و سه دختر می باشد. این نیک مرد عرصه هنر قبل از انقلاب اسلامی به صورت محدود در چند برنامه رادیویی شرکت نمود ، اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی در برنامه های هنری متعددی حضور موثر داشته است.

او در سال 1372 در مراسم یکصدمین سالگرد درگذشت مأذون شاعر غزلسرای قشقایی خوش درخشید و یاد و خاطره صدای درخشان گذشته خویش را زنده کرد. سپس در شهرهای تهران ، تبریز ، شیراز ، اهواز ، کرمان ، گچساران ، فیروزآباد ، هفتگل و خرم آباد به هنرنمایی پرداخت و موفق به دریافت لوح تقدیر گردید.

گفته می شود که هنرمند بزرگ و ارزشمند استاد محمد رضا شجریان وقتی صدای وی را می شنود ، می گوید : ای کاش من هم  کمی از حنجره این پیرمرد را داشتم و به وی لقب حنجره طلایی می دهد. آوازهای زیادی از این هنرمند صاحب نام ایل بر روی نوارهای کاست و سی دی تهیه شده است که امیدواریم مجدداً کلیه آنها گردآوری و همراه با متن آوازها منتشر گردد.


منبع: http://www.qashqai.blogfa.com



نوشته شده در تاريخ 88/04/13 توسط fərzın
۲۶ خرداد ۱۳۸۶

ارومیه- خبرنگار آفرینش: همایش بین المللی شناخت افکار، اندیشه ها و ثبت آثار عارف و شاعر بزرگ مولانا محمد فضولی در تالار شمس ارومیه برگزار شد.
با هدف پاسداشت شاعر بزرگ ایران مولانا محمد فضولی همایش فضولی شناسی با حضور اساتید و پژوهشگرانی از کشورهای آذربایجان، ایران، جمهوری خود مختار نخجوان و ترکیه آغاز شد.
استاندار آذربایجان غربی با بیان اینکه، فضولی سر آمد شاعران زمان خودش بود گفت: شاعری چون فضولی که به سه زبان ترکی، فارسی و عربی شعر می گفت مایه افتخار فرهنگ ایرانی و ابزاری برای تحقق وحدت ملی و انسجام اسلامی است.
دکتر قربانی اظهار داشت: ریشه اشعار شاعران و ادیبان ایران با فرهنگ غنی اسلامی پیوند خورده است و اکنون ما وام دار این فرهنگ هستیم.
وی با اشاره به ضرورت آشنایی نسل جوان با بزرگان ادبی کشور افزود: فرزندان این سرزمین گذشته خود رابا زبانهای مختلف در آثار و ادبیات شعرا و فرهیختگان جستجو می کنند پس باید بیش از پیش با مفاخر فرهنگی و ادبی ایران آشنا شوند.
دکتر صدقی، رئیس دانشگاه ارومیه نیز در این همایش گفت: مسئولان فرهنگی کشور باید از درون آثار و ادبای ایران الگوهایی استخراج و در برابر شبیه خون فرهنگی غرب از این الگو ها استفاده کنند. شاهین مصطفی یوف رئیس هیئت اساتید جمهوری آذربایجان نیز در سخنانی گفت: مولانا محمد فضولی سرمایه ای فرهنگی است که آثار و اشعار وی باعث ایجاد وحدت و پیوند فرهنگی بین کشورهای اسلامی شده است. مولانا محمد فضولی ،شاعر ایرانی قرن نهم و دهم هجری از طایفه بیات آذربایجان بود و از مهمترین آثار وی لیلی و مجنون، دیوانهای فارسی، ترکی و عربی، رند و زاهد و حدیقه السعدا و روضه الشهداست. همایش فضولی شناسی به مدت دو روز با هدف بررسی سبک و مفاهیم شعر فضولی و اندیشه های عرفانی مولانا محمد فضولی برگزار می شود. در این همایش ۱۱۳ مقاله به دبیر خانه همایش ارسال شد که ۲۴ مقاله برتر در همایش ارائه می شود تاملی در سالی نامه فضولی، سبک شناسی فضولی، مکتب عاشورا در آثار فضولی، مناسبات سیاسی و اجتماعی دوران فضولی و گرایشهای عرفانی فضولی از عناوین مقاله های برتر این همایش هستند.

 

متاسفانه عده معدودی با ملا محمد فضولی آشنا هستن و این ناشی از اطلاع رسانی نادرست و کم اهمیت نشان دادن چنین شخصیتهاییست


نوشته شده در تاريخ 88/03/12 توسط fərzın


امشب شب نوئل است.در خانه کوچک ما همه اهل خانه خفته اند.برادر و خواهر تو حتي مادرت.بزحمت توانستم بدون آنکه اين پرندگان خفته را بيدار کنم خودم را به اين اتاق کوچک نيمه روشن که به اتاق انتظار پيش ازمرگ مي ماند برسانم. دخترم من از تو خيلي دورم اما يک لحظه تصوير تو از ديدگانم دور نمي شود...اما تو آنجا در پاريس افسونگر بر روي آن صحنه پر شکوه تئاتر اين را ميدانم و چنانست که گويي در اين سکوت شبانگاهي آهنگ قدم هايت را مي شنوم.شنيده ام نقش تو در اين نمايش پر نور و پر شکوه نقش آن شاهدختي است که اسير خان تاتار است.ژرالدين در رل شاهزاده باش ستاره باش و بدرخش اما اگر قهقهه تحسين آميز تماشاگران و عطر مستي آور گلهايي که برايت فرستاده اند ترا فرصت هوشياري داد در گوشه اي بنشين و نامه اي که برايت نوشته ام بخوان.من پدرت هستم چارلي چاپلين .دلقک پيري بيش نيستم.امروز نوبت توست روی صحنه هنر نمايي کن .اين هنر نمايي ها وقتي به اوج ميرسد صداي کف زدن تماشاگران گاه ترا به آسمان خواهد برد بآسمان هم برو اما گاهي نيز بر روي زمين بيا و زندگي انها و فقيران دوره گرد کوچه هاي تاريک را که با شکم گرسنه هنر نمايي مي کنند و يا پاهايي که از بينوايي مي لرزند. من نيز يکي از آنها بودم.داستان من داستان آن دلقک پيريست که در پست ترين محله ها آواز مي خواند مي رقصيد و صدقه جمع مي کردمن طعم گرسنگي را چشيده ام .درد بي خانماني را کشيده ام.و از اين بالاتر من رنج حقارت آن دلقک دوره گرد را که اقيانوسي از غرور در دلش موج مي زند اما سکه صدقه آن رهگذر غرورش را مي شکند احساس کردم.با اينهمه من زنده ام و از زندگان پيش از آنکه بميرند نبايد حرف زد.در دنيايي که تو زندگي مي کني تنها هنر پيشگي و موسيقي نيست. نيمه شب هنگامي که از سالن پر شکوه تئاتر بيرون مي آيي آن ستايشگران ثرتمند را فراموش کن.اما حال آن رانند تاکسي را که ترا به منزل ميرساند بپرس.حال زنش را بپرس اگر آبستن بود و پولي براي خريد لباس بچه نداشت چکي بکش و پنهاني توي جيب شوهرش بگذار.به نماينده خود در پاريس گفته ام فقط اين نوع خرجهاي تو را بي چون و چرا قبول کند.اما براي خرجهاي ديگرت بايد صورت حساب بفرستي.گاهگاه با اتوبوس يا قدم زدن در شهر بگرد مردم را نگاه کن دست کم روزي يکبار با خود بگو من هم يکي از آنان هستم تو يکي از آنان هستي دخترم نه بيشتر وهنر بيش از آنکه دو بال پرواز به انسان بدهد اغلب دو پاي او را مي شکند.وقتي بدانجا رسيدي که يک لحظه خود را برتر از تماشاگران يافتي همان لحظه سن را ترک کن و خود را به حومه شهر برسان من آنجا را خوب مي شناسم.از سالها پيش آنجا گهواره بهاري کوليان بوده است.در آنجا قاصد هايي مثل خودت را خواهي ديدوزيبا تر از تو و مغرور تر از تو آنجا از نور کور کننده شانزه لیزه خبری نیست.خوب نگاه کن آیا بهتر از تو نمی رقصند.اعتراف کن دخترم همیشه کسی هست که بهتر از تو میزند و این را بدان که در خانواده چارلی هرگز کسی آنقدر گستاخ نبوده است که به یک کالسکه ران یا به یک گدای کنار رود سن ناسزایی بگوید.من خواهم مرد و تو خواهی زیست.امید من آنست که هرگز در فقر زندگی نکنی.همراه این نامه یک چک سفید برایت می فرستم اما همیشه یادت باشد وقتی دو فرانک خرج می کنی با خود بگو سومی مال من نیست شاید مال یک مرد گمنام باشد که به یک فرانک احتیاج دارد.این نیازمندان گمنام را هرجا بخواهی می توانی پیدا کنی.اگر از پول برای تو حرف میزنم برای اینست که از نیروی فریب و افسون این بچه های شیطان خوب آگاهم.من زمانی دراز در سیرک بوده ام و همیشه و هر لحظه بخاطر بند بازان نگران بوده اما مردمان روی زمین استوار بیشتر از بند بازان بر روی ریسمان نا استوار سقوط میکنند.شاید که شبی درخشش گرانبها ترین الماس جهان ترا فریب دهد.آنست که این الماس نا استوار خواهد بود و سقوط تو حتمی است.شاید روزی چهره ی شاهزاده ایی ترا گول زد در آنروز تو بند بازی ناشی خواهی بودو بند بازان ناشی همیشه سقوط می کنند.دل به زر و زیور مبند.زیرا بزرگترین الماس دنیا آفتاب است که خوشبختانه این آفتاب بر گردن همه می درخشد.اما اگر روزی دل به آفتاب چهره مردی دادی پاکدل باش و با او یکدل باش.به مادرت گفته ام در اینباره نامه ای برایت بنویسد.او عشق را بهتر از من میشناسد.او برای تعریف یکدلی شایسته تر از من است.هیچ کس دیگری در این جهان شایسته آن نیست که دختری ناخن پایش را هم به خاطر او عریان کند.برهنگی بیماری عصر ماست. اما تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست میداری بد نیست اگر اندیشه تو در اینباره مال دهسال پیش باشد مال دوران پوشیدگی است نترس.این دهسال ترا پیر تر نخواهد کرد.به هر حال میدانم که پدران همیشه جنگی جاودانه با یکدیگر دارند با من و اندیشه های من جنگ کن چون من از کودکان مطیع خوشم نمی آید.با این همه پیش از آنکه اشک های من این نامه را تر کند.می خواهم یک امید به خود بدهم امشب شب نوئل است شب معجزه است و معجزه ای رخ دهد تا تو آنچه را که من می خواهم بگویم در یافته باشی.چارلی دیگر پیر شده است ژرالدین دیر یا زود بجای این جامه های رقص لباس عزا باید بپوشی و بر سر مزار من بیایی حاضر به زحمت تو نیستم تنها گاهگاهی چهره ء خودت را در آیینه نگاه کن آنجا مرا نیز خواهی دید.خون من در رگهای توست و امیدوارم آن زمان که خون من در رگهایم می خشکد پدرت را فراموش نکنی. من فرشته نبودم اما تا آنجا که در توان من بود تلاش کردم تو نیز تلاش کن رویت را می بوسم .

1964 سوئیس - چارلی چاپلین

نوشته شده در تاريخ 88/02/03 توسط fərzın

مسئولان مي بايست براي يکبار هم که شده با مسايل مناطق آذري زبان کشور واقع بينانه و عالمانه برخورد کنند. براي عبور از شرايط کنوني بايد ظرفيت هاي قانون اساسي را اجرا کرد. براي افکار عمومي قابل توجيه نيست که اصل 15 قانون اساسي اجرا نشود، چه اشکالي دارد فرزند آذربايجاني در کلاسي با ادبيات تورکي آ ذري شرکت کند و با ادبيات آذري با زندگي شهيد باکري آشنا شود. ادبيات زبان آذري در طبقه بندي سازمان فرهنگي بين المللي يونسکو از نظر غني بودن بعد از ادبيات فرانسوي و عربي، در رتبه سوم قرار گرفته است. لذا بايد فرهنگستان زبان آذري ايجاد شود تا آثار و منابع آذري را تدوين نمايد. با جبران کم توجهي ها در مسايل عمراني آذربايجان، اين مسئله مي تواند احساس عمومي را تغيير دهد!


نوشته شده در تاريخ 87/12/16 توسط fərzın
Blog Skin