بر اساس اين تصميم، از ماه ژانوايه تمام برنامه ها اعم از انيميشن، فيلم، موسيقي بايد به زبان آذربايجاني ارايه و پخش شود.
فشارهای نیروی انتظامی اورمیه بر گروههای موسیقی
اورمونیوز(۵ آبان ۱۳۸۶): به گزارش خبرنگار اورمونیوز نیروی انتظامی اورمیه در طرحی جدید فشار به گروههای موسیقی آذربایجانی در شهر اورمیه را افزایش داده است. در این گزارش آمده است که واحد نظارت بر اماکن عمومی و واحد اطلاعات نیروی انتظامی در عملیاتی مشترک با احضار مسئولین گروههای موسیقی آذربایجانی شهر اورمیه از آنان خواسته بود که حق شرکت در مراسم های عروسی را ندارند و بعد از اخذ مجوز از نیروی انتظامی می توانند به کا ر خود ادامه دهند. در این جلسه توجیهی از تمامی گروهها تعهد گرفته شده است که سرودها و مارشهای ملی آذربایجان در مراسم های عروسی نباید نواخته شود، از طرف دیگر همین کلیه مدیران تالارهای عروسی از راه دادن گروههای موسیقی بی مجوز منع شده اند. خبر دیگری حاکی از آن است که نیما دستان هنرمند رقص آذربایجانی که در موسسه "باریش" ارومیه به فعالیت و آموزش رقص آذربایجانی پرداخته و در مراسمها و کنسرتها شرکت میکند از سوی نیروی انتظامی احضار و شدیدا به وی اخطار داده شده است که دیگر حق پوشیدن لباس سنتی آذربایجانی در مراسمها را ندارد و اگر این رویه ادامه یابد، بازداشت خواهد شد. لازم به ذکر است که در عروسیهای شهر اورمیه سرودهای ملی آذربایجان نواخته شده و هنرمندان رقص آذربایجانی به ایفای هنر می پردازند. همچنین بالا بردن نشان بوزقورد (گرگ خاگستری) در مراسم های عروسی شهر اورمیه مرسوم شده است.
منبع خبر : وبلاگ خبری URMİYƏ

جمهوري آذربايجان در جنوب غربي آسيا در منطقهاي به نام قفقاز واقع شده است. اين كشور از شمال به جمهوري فدراتيو روسيه و گرجستان و از غرب به جمهوري ارمنستان و از جنوب با جمهوري اسلامي ايران و از شرق با درياي خزر هممرز ميباشد. مختصات جغرافيايي اين جمهوري ´30 ْ40 عرض شمالي و ´30 ْ47 طول شرقي ميباشد اين جمهوري داراي 86600 كيلومتر مربع وسعت دارد كه به سه ناحيه مجزا تقسيم شده است. ناحيه اول جمهوري آذربايجان، ناحيه دوم جمهوري خودمختار نخجوان و ناحيه سوم استان مورد مناقشه قرهباغ كوهستاني است. اين جمهوري در 26 نوامبر سال 1991 ميلادي به استقلال رسيد. از كل نواحي آذربايجان حدود 86100 كيلومتر آن خشكي و 500 كيلومتر مربع آن دريا ميباشد. كل مرزهاي حاشيهاي اين جمهوري 2013 كيلومتر ميباشد كه از اين رقم مرز حدود 566 كيلومتر با ارمنستان و حدود 221 كيلومتر مرز جمهوري خودمختار نخجوان (وابسته به آذربايجان) با جمهوري ارمنستان و حدود 322 كيلومتر با جمهوري گرجستان و حدود 432 كيلومتر با جمهوري اسلامي ايران و حدود 179 كيلومتر مرز جمهوري خودمختار نخجوان (وابسته به آذربايجان) با جمهوري اسلامي ايران و حدود 284 كيلومتر با جمهوري فدراتيو روسيه و نيز حدود 9 كيلومتر مرز جمهوري خودمختار نخجوان (وابسته به آذربايجان) با جمهوري تركيه و حدود 800 كيلومتر مرز با درياي خزر در شرق خود ميباشد.
آب و هواي اين جمهوري خشك و نيمهخشك و استپي ميباشد. پستترين نقطه اين جمهوري درياي خزر ميباشد كه حدود 28 متر از سطح درياي آزاد ارتفاع داشته و بلندترين نقطه اين جمهوري قلة كوه بازار دوزه ميباشد كه حدود 4485 متر از سطح درياي آزاد ارتفاع دارد. اين جمهوري داراي منابع طبيعي نفت، گاز، سنگ آهن، معدن فلزات غيرآهني و آلومينيم ميباشد. حدود 31/19 درصد از زمينهاي اين جمهوري قابل كشت بوده و حدود 03/3 درصد از زمينهاي اين جمهوري داراي كشت پايدار (آبي) بوده و بقيه زمينهاي اين جمهوري (حدود 66/77 درصد) غيرقابل استفادة زراعي ميباشد.
جمعيت آذربايجان:
جمعيت: 7798497 نفر (در جولاي 2002)
ساختار سني:
14-0 سالهها: 3/28% (1122340 مرد، 1082355 زن)
64-15 سالهها: 3/64% (2441830 مرد، 2577109 زن)
65 سال و بالاتر: 4/7% (735/228 مرد، 346128 زن) (در سال 2002)
ميزان رشد جمعيت: 38/0% (سال 2002)
ميزان تولد: 84/18 نفر تولد در 1000 نفر (سال 2002)
ميزان مرگ و مير: 61/9 نفر مرگومير در 1000 نفر
ميزان مهاجرت: 41/5 نفر مهاجر در 1000 نفر (سال 2002)
نسبت جنسيت: 05/1 نفر مرد نسبت به 00/1 زن
زير 15 سال: 04/1 نفر مرد نسبت به 00/1 زن
64 ـ 15 سال: 95/0 نفر مرد به 00/1 زن
65 سال و بالاتر: 66/0 نفر مرد به 00/1 زن
كل جمعيت: 95/0 نفر مرد به 00/1 زن
نسبت مرگ و مير كودكان: 74/82 نفر مرگومير در 1000 نفر (سال 2002)
اميد زندگي كل جمعيت: 06/63 سال (زن 53/67 سال و مرد 8/58 سال در سال 2002)
نرخ شيوع ويروس HIV (ايدز) در بزرگسالان: كمتر از 01/0 درصد (سال 1999) در بزرگسالان
HIV/ ايدز ـ مردم حامل ويروس ايدز: افراد مبتلا شده كمتر از 500 نفر (سال 1999)
HIV/ ايدز ـ مرگ و مير: مرگومير ناشي از ابتلا به ايدز كمتر از 100 نفر (سال 1999)
ملّيت: آذربايجاني
صفت: آذربايجاني
گروههاي نژادي: آذري 90%، داغستاني 2/3%، روسي 5/2%، ارمني 2%، نژادهاي ديگر 3/2% (سال 1999)
توجه: تقريباً تمامي ارمنيها در منطقة جداييخواه قرهباغ كوهستاني زندگي ميكنند.
مذاهب: مسلمان 4/93%، ارتودوكس روسي 5/2%، ارتودوكس ارمني 3/2%، ديگر مذاهب 8/1%
تبصره: تعلقات مذهبي در آذربايجان هنوز ظاهري است و ميزان هواخواهان واقعي كمتر است.
زبانها: آذربايجاني (آذري) 89%، روسي 3%، ارمني 2% و زبانهاي ديگر 6% (سال 1995)
سواد:
كل جمعيت باسواد 97 درصد [(مردها 99 درصد، زنها 96 درصد (سال 1989)]
حكومت آذربايجان:
نام كشور: جمهوري آذربايجان
نام قبلي: جمهوري سوسياليستي آذربايجان شوروي
نوع دولت: جمهوري
پايتــــخت: باكو
تقسيمات اداري: شامل 59 فرمانداري (رايون) و 11 شهر و يك جمهوري خودمختار. فرمانداريها عبارتند از: 1 ـ فرمانداري آبشرون 2 ـ فرمانداري آقجابادي 3 ـ فرمانداري آغدام 4 ـ فرمانداري آقداش 5 ـ فرمانداري آكستافا 6 ـ فرمانداري آغ سو 7 ـ فرمانداري بالاكان 8 ـ فرمانداري باردا 9 ـ فرمانداري بيلهقان 10 ـ فرمانداري بيلهسوار 11 ـ فرمانداري جبرائيلي 12 ـ فرمانداري جليلآباد 13 ـ فرمانداري داش كَسَن 14 ـ فرمانداري داواچي 15 ـ فرمانداري فضولي 16 ـ فرمانداري گادادي 17 ـ فرمانداري قرانبوي 18 ـ فرمانداري گويجه 19 ـ فرمانداري حاجي قبول 20 ـ فرمانداري اسمائيلي 21 ـ فرمانداري گلبجار 22 ـ فرمانداري كوردمير 23 ـ فرمانداري لاچين 24 ـ فرمانداري لنكران 25 ـ فرمانداري لريك 26 ـ فرمانداري ماسالي 27 ـ فرمانداري فنتچالا 28 ـ فرمانداري اُكوز 29 ـ فرمانداري گابالا 30 ـ فرمانداري گاخ 31 ـ فرمانداري گازاخ 32 ـ فرمانداري گابوستان 33 ـ فرمانداري قوبا 34 ـ فرمانداري قبادلي 35 ـ فرمانداري گوسار 36 ـ فرمانداري ساعتي 37 ـ فرمانداري صابرآباد 38 ـ فرمانداري شكي 39 ـ فرمانداري ساليان 40 ـ فرمانداري شامافي 41 ـ فرمانداري ساموخ 42 ـ فرمانداري زياران 43 ـ فرمانداري سومقايت 44 ـ فرمانداري شوشا 45 ـ فرمانداري تاريتار (ترتر) 46 ـ فرمانداري توز 67 ـ فرمانداري اوجار 48 ـ فرمانداري خاچماز 49 ـ فرمانداري خانكندي 50 ـ فرمانداري خانلار 51 ـ فرمانداري قيزي 52 ـ فرمانداري قيجالي 53 ـ فرمانداري گوجاوند 54 ـ فرمانداري يارديملي 55 ـ فرمانداري يولاخ 56 ـ فرمانداري زنگلان 57 ـ فرمانداري زاگاتالا 58 ـ فرمانداري زردآب 59 ـ فرمانداري ايمشلي
شهرها: 1 ـ علي بايراملي 2 ـ آستارا 3 ـ باكو 4 ـ گنجه 5 ـ لنكران 6 ـ نفتآلان 7 ـ شكي 8 ـ سرمقايت 9 ـ خانكندي 10 ـ يولاخ 11 ـ مينجأجئور
جمهوري: جمهوري خودمختار و مستقل نخجوان
تاريخ استقلال: 30 آگوست 1991 (از اتحاد جماهير شوروي سابق)
روز تعطيل ملّي: 29 مِي سال 1918 روز بنيانگذاري جمهوري دموكراتيك آذربايجان
قانون اساسي: در 12 نوامبر 1995 تدوين و تصويب شده است.
سيستم قانوني: براساس سيستم قانون مدني پايهگذاري شده است.
حق رأي: سن 18 سالگي براي عموم مردم.
شاخة اجرايي:
رياست جمهوري: رئيسجمهور حيدر علياف (از 18 ژوئن سال 1993)
مسئول اجرايي دولت: نخستوزير آرتور راسيزاده (از 26 نوامبر سال 1996)
هيئت وزيران: هيئت وزيران توسط رئيسجمهور انتخاب و به وسيله مجلس ملي تأييد ميشوند.
انتخابات: رئيسجمهور با رأي عمومي در يك دورة پنج ساله انتخاب ميشود، آخرين انتخابات در 11 اكتبر سال 1998 انجام گرفته است. (انتخابات بعدي در اكتبر 2003)
نتيجة انتخابات: انتخاب مجدد حيدر علياف به عنوان رئيسجمهور كه 6/77% آرا را به دست آورد، اعتبار محمداف 8/11%، نظامي سليماناف 29/8%.
شاخة قانونگذار: مجلس ملي (داراي 125 عضو كه اعضا با رأي مردم براي يك دورة 5 ساله انتخاب ميشوند.)
انتخابات: آخرين انتخابات در 4 نوامبر 2000 (انتخابات بعدي در نوامبر 2005)
نتايج انتخابات: كرسيهاي احزاب: NAP و احزاب همپيمان 108 كرسي، APF 6 كرسي، CSP 3 كرسي، PNIA 2 كرسي، حزب Musavat 2 كرسي، CPA 2 كرسي، APF 1 كرسي، حزب ميهن 1 كرسي.
شاخة قضايي: دادگاه عالي
حزبهاي سياسي و رهبران آنها:
ـ حزب مترقي آذربايجان (APF)، علي كريملي و ميرمحمود ميرعلي اوغلو
ـ حزب اتحاد اجتماعي مدني (CSP)، صابر رستم خانلي
ـ حزب يگانگي اجتماعي مدني ( )، اياز مطلباف
ـ حزب كمونيست آذربايجان (CPA)، راميز احمداف
ـ حزب همميهن ( )
ـ حزب دموكراتيك آذربايجان (DPA)، رسول قولياف
ـ حزب عدالت، ( )، الياس اسماعيلاف
ـ حزب آزاديخواه آذربايجان ( )، لاله شوكت حاجياوا
ـ حزب مساوات ( )، عيسي قنبر
ـ حزب استقلال ملّي آذربايجان (PNIA)، اعتبار محمداف
ـ حزب دموكراتيك آذربايجان (SDP)، آراز عليزاده و زردوست عليزاده
ـ حزب آذربايجان نوين (NAP)، حيدر علياف.
توجه: احزاب مخالف بطور مرتب تغيير و احزاب جديدي تشكيل ميدهند.
گروهها و جنبشهاي فشار سياسي:
جنبش لزگين، جمهوري خودخواندة ارمني قرهداغ كوهستاني، جنبش استقلالطلب تالش.
مشاركت سازمان بينالمللي:
ASDB، BSEC، CCC، CE، CIS، EAPC، EBRD، ECE، ECO، ESCAP، FAO، IBRD، ICAO، ICFTU، ICRM، IDB، ، IFAD، IFC، IFRCS، ILO، IMF، Interpol، IOC، IOM، ISO (خبرنگار)، ITU، NAM (ديدهبان)، OAS (ديدهبان)، OIC، OPCW، OSCE، PFP، UN، UNCTAD، UNESCO، UNIDO، WFTU، WTTO، WIPO، WMO، WTOO، WTRO (ديدهبان).
اقتصاد آذربايجان:
چشمانداز اقتصاد: اولين صادرات آذربايجان نفت است. از سال 1997 توليد نفت در آذربايجان كاهش يافته است ولي بطور مرتب سالانه افزايش يافته است. مذاكراتي با شركتهاي بيگانه براي مقدمات توليد ـ مشاركت (PSAS) انجام شده است كه باعث پيشرفت 60 ميليون دلاري در زمينههاي نفتي شده است كه بايد سرمايهها براي پيشرفتهاي صنعتي در آينده سازماندهي شوند. توليدات نفت تحت PSAS با كمپاني عملياتي بينالمللي آذربايجان در نوامبر 1997 آغاز به كار كرد. آذربايجان داراي مشكلات زيادي با جمهوريهاي شوروي سابق درخصوص ترانزيت نفت دارد. همة بخشهاي آذربايجان داراي مشكلات زيادي براي ايجاد تحول در ساختار بازار بيناللملي است اما منابع مهم انرژي آن دورنماي خوبي را از آينده نشان ميدهد. باكو اخيراً شروع به ايجاد پيشرفت در بهسازي اقتصادي كرده است و اقتصاد و برنامههاي گذشته به آرامي در حال تعويض هستند. يك مانع براي پيشرفت اقتصادي ـ كه شامل سرمايهگذاري در بخش غيرنفتي است ـ برخورد مداوم با ارمنستان بر سر منطقة قرهباغ كوهستاني است، تجارت با روسيه و جمهوريهاي سابق شوروي در حال كاهش است در حاليكه تجارت با تركيه و كشورهاي اروپايي در حال گسترش است. چشمانداز اقتصادي بلندمدت آذربايجان بستگي به قيمت جهاني نفت، قرار گرفتن خطوط لوله نفت در كشور، توانايي آذربايجان در مديريت ثروتهاي نفتي خود ميباشد.
(توليد ناخالص داخلي) GDP تعادل قدرت خريد: 3/24 بيليون دلار (سال 2001)
GDP نسبت رشد واقعي: 9/9% (سال 2001)
GDP سرانه تعادل قدرت خريد: 3300 دلار (سال 2002)
GDP ساختار بخشي
كشاورزي: 2% صنعت: 33% خدمات: 4% (سال 2002)
جمعيت زير خط فقر: % (سال 2002)
درآمد خانواده يا درصد سهم مصرفي:
پايينترين 10% حدود 8/2% (1995)
بالاترين 10% حدود 8/27% (1995)
توزيع شاخص درآمد خانواده: 36 (سال 1995)
نرخ تورم (قيمتهاي مصرف كننده): 6/2% (سال 2002)
نيروي كار: 7/3 ميليون (سال 2001)
نيروي كار شاغل: كشاورزي و جنگلباني 41%، صنعت 7%، خدمات 53% (سال 2001)
نرخ بيكاري: 16% (نرخ رسمي 1/1% براي سال 2002)
بودجه:
درآمدهاي بودجهاي: 786 ميليون دلار
مخارج: 807 ميليون دلار، شامل مخارج سرمايهاي كه نامعلوم است (2001)
صنعت: نفت خام و گاز طبيعي، محصولات نفت خام، تجهيزات در زمينة نفت، فولاد، آهن، سيمان، شيميايي و پتروشيمي، منسوجات.
نرخ رشد توليدات صنعتي: 6 درصد (2002)
توليد برق: 6/17 بيليون كيلووات ساعت (2000)
توليدات الكتريكي به وسيلة منابع: سوخت فسيلي: 91 درصد
نيروي محركة آب: 6/8 درصد
منابع ديگر: صفر درصد (سال 2000)
نيروي هستهاي: 0 درصد
مصرف برق: 7/16 بيليون كيلووات ساعت (سال 2000)
صادرات برق: 900 ميليون كيلووات ساعت
واردات برق: 25/1 بيليون كيلووات ساعت (سال 2000)
توليدات كشاورزي: پنبه، حبوبات، برنج، انگور، ميوه، سبزيجات، توتون و تنباكو، احشام، خوك، گوسفند و بز.
صادرات: 2 بيليون دلار (بدون احتساب هزينة حمل و بيمه براي كالاي صادراتي در سال 2002)
كالاهاي صادراتي: نفت و گاز 90%، ماشينآلات، پنبه، مواد خوراكي 10%
شركاي صادراتي: ايتاليا، اسرائيل، تركيه (2001)
واردات: 8/1 بيليون دلار (بدون احتساب هزينة حمل و بيمه براي كالاي صادراتي در سال 2002)
كالاهاي وارداتي: ماشينآلات و تجهيزات، محصولات نفتي، مواد خوراكي، فلزات، مواد شيميايي
شركاي وارداتي: روسيه، تركيه، آمريكا، آلمان (2001)
بدهي خارجي: 4/1 بيليون دلار (2002)
كمكهاي اقتصادي اعطائي (ODA): 140 ميليون دلار (2000)
پول رايج: مانات آذربايجاني (AZM)
كد پول: AZM
سال مالياتي: سال تقويمي
ارتباطات آذربايجان
خطوط تلفن در حال استفاده: 000/865 (2002)
تلفن موبايل: 000/800 (2002)
سيستم تلفني:
در ارزيابيهاي عمومي، سيستم تلفن نامناسب بوده و لازم است كه در يك فرآيند توسعة مهم نوسازي شود. تراكم تلفن از 6/8 خط اصلي به 100 خط داخلي تبديل شده است كه اكثريت تلفنها در باكو و ديگر مراكز صنعتي هستند. و حدود 700 روستا هنوز خارج از سرويسدهي تلفن است. يك ارتباط ماهوارهاي مدرن باكو را با ناحيه جدا شده نخجوان ارتباط ميدهد.
بينالمللي: با سيستم شوروي سابق، كابل و ميكروويو با وابستگي ماهوارهاي به تركيه براي توانا ساختن باكو براي دستيابي به 200 كشور ديگر سرويسدهي شده است. تعدادي از كارشناسها مستقيماً در حال آماده كردن اتصال سرويسهاي ماهوارهاي (مخابراتي) و موارد ديگر به تركيه هستند.
ايستگاههاي راديويي: (1998) (موج كوتاه 1 فرستنده، FM 17 فرستنده، AM 10 فرستنده)
راديوها: 175000 دستگاه (1997)
ايستگاههاي تلويزيوني: 2 ايستگاه (1997)
تلويزيونها: 170000 دستگاه (1997)
كد اينترنتي كشور: az
تهيه كنندههاي سرويسدهي اينترنتي (ISPs): 2 (2000)
استفاده كنندگان اينترنتي: 000/25 (2002)
جمل و نقل در آذربايجان
راهآهن:به طور كلي 2125km سرويس باربري عمومي در كشور هست كه درجة پهناي خطوط صنعتي را در بر ندارد: 2125km كه 1/520m پهنا دارد. (1278km قطار برقي) (1993)
بزرگراهها:
به طور كلي: 36700km
جادههاي هموار: 31700km (شامل همة مالروها و راههاي مسطحه)
راههاي ناهموار: 4900km (اين جادهها در زمينهاي مستحكم نشده ساخته شدهاند و در آب و هواي مربوط سخت ميشوند) (1990)
راههاي آبي: وجود ندارد.
خطوط لوله: نفت خام 1130km، توليدات نفت خام 630km، گاز طبيعي 1240km.
بنادر و لنگرگاهها: باكو
بازرگاني دريايي:
به طور كلي: 54 كشتي (1000GRT يا بالاتر) شامل (756DWT و GRT/306 و غيره...)
انواع كشتيها: كشتيهاي باركش 12، تانكرهاي نفت خام 40، لولة پايين/ لولة بالا 2، (2002)
فرودگاهها: 52 سايت (2001)
فرودگاهها ـ با باندهاي پرواز صاف شده: 9 فرودگاه
فرودگاهها ـ با باندهاي پرواز صاف نشده: 43 فرودگاه
نظامي
نيروهاي مسلح: نيروي زميني، نيروي دريايي، نيروي هوايي و نيروي پدافند هوايي
سن نيروي انساني براي حضور در نظام: سن 18 سالگي (2002)
قابليت استفاده از نيروي انساني در نظام: مردان سن 49 ـ 15: 2131331 نفر در سال (2002)
نيروي انساني ـ مناسب براي سرويسدهي نظام: مردان سن 49 ـ 15: 1706325 نفر در سال (2002)
نيروي انساني نظامي ـ افرادي كه ساليانه به نظام افزوده ميشوند: مردان 77099 نفر (2002)
هزينههاي نظامي به دلار: 121 ميليون دلار (سال 1999)
هزينههاي نظامي به صورت درصدي از GDP: 6/2% (سال 1999)
مباحث بينالمللي (بينالدول آذربايجان):
طرفداران نژاد ارمني در ناحية جداييطلب ارمنينشين قرهباغ و اشغالگران نظامي كه تقريباً يكپنجم آذربايجان را در دست دارند. سازماني را براي همكاري پيوستة اوراق بهادار در اروپا (DSCE) براي مجادلة بينابين تشكيل دادهاند. آذربايجان براي تعيين حدود درياي خزر با روسيه قرارداد دوجانبه بسته است. ولي قبل از اين تقسيمبندي ناحية ساحلي با يك قرارداد چندجانبه دريا به 5 قسمت مساوي تقسيم شده است كه آبها و رژيم دريايي ايران بخشي از درياي خزر را شامل ميشود و 4 قسمت ديگر شامل آذربايجان، قزاقستان، روسيه و تركمنستان است كه با موفقيت كلّي اين كشورها بندرهاي دريا به صورت مساوي بين اين كشورها تقسيم خواهد شد.
تهديدات ايران براي اكتشاف نفت در آذربايجان به علت ادعاي آذربايجان براي در دست داشتن آبها باعث شد كه عمليات آذربايجان كند شود. آذربايجان و تركمنستان منتظر تصميم ICJ براي مشخص كردن حق حاكميت آبهاي درياي خزر براي بهرهبرداري در زمينههاي نفتي هستند.
مواد مخدر:
برنامههاي ايجاد محدوديت براي ممنوعيت كشت و مصرف خشخاش، ترياك از طرف سازمان كشورهاي CIS، موجب ترانزيت اين نوع كالاها به جنوب غربي آسيا و روسيه و اروپا شده است.
برگرفته از سايت موسسه فرهنگي آران
سيد جعفر پيشه وري
نظر ما درباره مسئله آذربایجان و ایران
اینک 60 سال از این ماجرای خونین میگذرد. بسیاری از آنانکه مدعیان آزادیخواهیاند هنوز نمیخواهند و یا شجاعت آنرا نیافتهاند که تاریخ مظلوم این جنبش مظلوم را بازبینی کنند. زهر کشنده ناسیونالیسم افراطی، گاهی عدالتخواهیها و آزادیطلبیها را نیز در سایه قرار داده است. 21 آذر هنوز هم قبل از آنکه نخستین اصلاحات ارضی و نخستین برابرحقوقی زن و مرد در شرق میانه و نخستین حاکمیت مردم ساده زحمتکش را تداعی کند، مسئله خودمختاری را به ذهن میآورد. هنوز هم شبح «تجزیه»، همچنان مانع از شناخت واقعی این نهضت عظیم است.
مقالهای که ترجمه آن تقدیم خوانندگان میشود، یکی از صدها و شاید هزاران نوشته و اظهار نظر رهبران و کوشندگان نهضت آذربایجان درباره اتهام تجزیهخواهی است. این مقاله زمانی نوشته شده است که حسین علا، یکی از بدنامترین رجال آن دوران به تشویق تقیزاده مشهور و پشتیبانی نمایندگان انگلیس و امریکا، تلاش کرد علیرغم دستور دولت ایران، با طرح مسئله آذربایجان در شورای امنیت، آنرا به مسئلهای بینالمللی تبدیل کند و زمینه را برای سرکوب جنبش فراهم آورد. پیشهوری که در هر فرصتی میکوشید توهمآفرینی و توطئهسازیهای مرتجعین داخلی و خارجی را خنثی کند، این مقاله را همان هنگام به زبان آذربایجانی در روزنامه آذربایجان- ارگان فرقه دموکرات منتشر کرد.
ترجمه فارسی این مقاله برای نخستین بار در نشریه آذربایجان (نشریه آزادیخواهان آذربایجان ایران. شماره 1، مهر 78) چاپ شد و پس از آن بارها و بارها با حذف یادداشت مترجم و با برخی تغییرات جزئی در نشریات گوناگون منتشر گشت. با توجه به حسن استقبالی که در این سالها از آن شده است، اینک این ترجمه را پس از بازبینی مجدد به خوانندگان تقدیم میکنیم. ترجمه از روی متن منتشر شده در مجموعه «21 آذر» (چاپ 1340) انجام گرفته است. کلمات داخل [ ] را برای سهولت درک مضمون به متن افزوده شده.
همزمانی جنبش ملی - دموکراتیک ما با خاتمه جنگ بزرگ جهانی موجب گفتگوها و هیاهوهای شدیدی در بازار سیاست جهانی گشته است. نهادهای دیپلوماتیک و مطبوعاتی دول کوچک و بزرگ، اینبار نیز میکوشند جهت تامین منافع خود و برای گلآلود کردن آب و ماهی گرفتن از آن، شایعات حیرتآور و خبرهای شگفتانگیزی درباره نهضت دموکراتیک ما بپزند و به خورد بشریت دهند. نهضت آذربایجان که واقعا امری مربوط به تکامل و تعالی داخلی ایران است، توسط سیاستمداران سودجو از پشهای به فیلی تبدیل گردانیده شده و در چشم جهانیان به صورت یک ماجرای عظیم بینالمللی در آورده شده است.
سازمانهای مستقیم و یا غیرمستقیم مقاماتی که برای در اسارت نگاهداشتن ملتهای ضعیف، مکیدن خون ملتهای عقبمانده و مستعمره کردن کشورهای آنان تلاش میکنند- حتی نمیخواهند از ایجاد یک ماجرای بزرگ جنگی از این موضوع صرفنظر کنند. ما نمیتوانیم نطقهای حسین علاء _ که خود را سفیر ایران میداند _ و نطقهای دایههای مهربانتر از مادر _ یعنی نمایندگان انگلیس و امریکا در شورای امنیت _ را ساده تلقی کنیم. اینجا، نقض خشن حق ملتهای ضعیف در تعیین سرنوشت خود، توسط نیروهای متحد ارتجاع داخلی و خارجی به شکل خشنی خودنمایی میکند.
علاء با نطق خود بهعنوان نماینده حقیقی عناصر خائن و وطنفروش دستپرورده امیرپالیستها در کشورهای ضعیف، از آشکار کردن سیمای حقیقی خود شرم نمیکند. این رفتار پست او را نیز نمایندگان دول بزرگ، با نقض نزاکت بینالمللی سازمان میدهند و از این طریق حتی از جریحهدار کردن احساسات مردم صلحجوی ایران نیز واهمه نمیکنند.
تلاش علاء برای نگهداشتن مسئله [آذربایجان] را در شورای امنیت- علیرغم انتشار اعلامیه صریح و آشکار دولت ایران مبنی بر تایید خروج ارتش سرخ از ایران، و اقدام او بر خلاف اطلاعیه رسمیدولت [متبوع] خود، نشان میدهد که در ایران غیر از دولت رسمی، دولت دیگری نیز وجود دارد که علاء با اتکاء به آن میکوشد به استقلال و حق حاکمیت ملت خاتمه دهد.
خروج کامل نیروهای اتحاد شوروی از ایران چنان حقیقتی است که حتی دیپلماتهایی نیز که شورای امنیت را تا درجه شورای ضد امنیت تنزل دادهاند، قادر به انکار صریح آن نیستند. گفتگوهایی که علیرغم این موضوع در شورای امنیت جریان دارند، فینفسه کاری بسیار مشکوک و خطر ناک است و این نیز یک حقیقت است. واقعا رفتار آقایانی که در شورای امنیت نشستهاند آن اندازه سبک و بیمزه است که حتی انسانهای ساده نیز آغشته بودن این رفتارها به غرضهای زهرآلود را احساس میکنند. روشن است که ما بهعنوان عضوی از عالم بشریت نمیتوانیم به سیاستهای مرموزی که جهان را به طرف دریای خون جدیدی سوق میدهد با خونسردی نگاه کنیم، ولی جانب مورد توجه و علاقه ما اساسا آن بخشی است که مستقیما به وطن ما مربوط میشود.
ما همیشه گفتهایم و اکنون نیز صریحا میگوییم: ما بهطور جدی به ایران و تمامیت ارضی آن علاقمندیم. اگر از طرفی خدشهای به آن وارد شود شاید جدیتر و فداکارانهتر از ساکنان ایالتهای دیگر ایران – برای جلوگیری از آن [خدشه] اقدام خواهیم کرد. با این حال هرگز حاضر نیستیم از دفاع از ملت، زبان و آداب و رسوم و خصوصیتمان – بشرط آنکه کشورمان یعنی ایران را خدشهدار نکند- صرفنظر کنیم. اینجا چیزی که مغایر با قانون و حق حاکمیت خلقهای ایران باشد وجود ندارد. برعکس اگر ما خود را با دست خودمان اداره کنیم، چه بسا این امر بتواند به تکامل و تعالی ایران رشد بیشتری دهد. نهضت ملی ما دیگر از چارچوب ملی خارج شده و مقام پیشاهنگی جنبش دموکراتیک ایران را احراز کرده است. اکنون دیگر عموم مردم ایران شروع به درک این موضوع و معنای حقیقی آن کردهاند. گفتگوهای آغاز شده در تهران موجب روشن شدن ابهامات و سوءتفاهماتی گشته که دشمنان ما به طرق و بهانههای گوناگون ایجاد کردهاند. این گفتگوها حسن تفاهمیاساسی میان خلق آذربایجان و ایرانیان بیرون از آذربایجان به وجود آورده است. این حسن تفاهمات علیرغم تلاشهای مذبوحانه مرتجعین داخلی و خارجی روز به روز عمق مییابد و نتایج مثبتی میدهد.
در چنین شرایطی هیاهوی خارجیان و تلاش آنان برای تبدیل این مسئله ساده به یک مسئله جهانی، جز هدفی پنهانی علیه ایران چیز دیگری نمیتواند باشد.
در این میان رادیوی ترکیه بیشتر از دیگران برای خرابکاری در روندها حرارت به خرج میدهد. لحن این رادیو ما را جدا به فکر وامیدارد. کسانی که تا دیروز از وارد کردن هیچ تهمت و افترایی به ما ابا نمیکردند، امروز میکوشند با معرفی آذربایجان به عنوان یک دولت مستقل و با دروغپردازیهای گوناگونی درباره انتشار نهضت ما در سراسر ایران، افکار جهانیان را تیره سازند.
ما در همان روزهای آغاز جنبش دموکراتیکمان نوشته بودیم که "دهان افندیهای عثمانی بیهوده آب نیفتد. از این نمد برای آنها کلاهی نمیشود." آذربایجان هر چه هم که بخواهد به شرط ماندن در داخل ایران میخواهد. بالاخره ما به هر زبان که سخن بگوییم، هر هدفی داشته باشیم، بر اساس ایرانی بودن و ماندن در چارچوب ایران خواهد بود. هر اندازه که تفاهم میان ما و حکومت مرکزی بیشتر میگردد، اضطراب و نگرانی آنکارا شدت میگیرد. برخی خبرنگاران امریکایی نیز چندان راضی به نظر نمیرسند. ما رابطهای حقیقی میان رادیو آنکارا، مخبرین امریکایی، حسین علاء و سخنان نماینده استرالیا در شورای امنیت احساس میکنیم، به نظر ما این رابطه تصادفی نیست. قطعا همه اینها از سرچشمه واحدی آب میخورند و با آموزشهای مشاق (رهبر ارکستر) عمومیمعینی است که آنان این نغمههای ناسازگار روزافزون را سر دادهاند.
علیرغم اینها ما در جوار تداوم نهضتی که آغاز کردهایم، نمیتوانیم از تلاش برای حل صلحآمیز اختلافاتمان با حکومت مرکزی صرفنظر کنیم. حتی اگر خدای نکرده در نتیجه تحریکات خائنانه عناصر ارتجاعی ایران قرار بر آن شود که مسئله با نیروی سلاح حل گردد، ما باز اجازه دخالت نیروهای بیگانه در امور داخلی خود را نخواهیم داد.
اگر مرتجعین ترکیه میخواهند خلق ترک را به آغوش استعمارگران امریکایی بیاندازند، ما حرفی نداریم. لیکن ما در فکر آن نیستیم که خلق آذربایجان را از ایران جدا کنیم. ترکها [1] بفهمند و صدای خائنانهشان را ببرند و ما را به حال خود بگذارند. ما بارها گفتهایم: مسئله آذربایجان بایستی فقط در آذربایجان و دخالت مستقیم خلق آذربایجان حل شود.
این حق مشروع و قانونی ایران و آذربایجان موضوعی نیست که به شورای امنیت مربوط باشد.
اگر قرار بر آن باشد که شورای امنیت در اختلافات داخلی تمام کشورها دخالت کند، آنوقت ما ایرانیان نیز- به اعتبار حضورمان در صفوف ملل متحد- خواهان آن هستیم که بر اعتصابات روز افزون امریکا نظارت کنیم. ما نیز اختیارات گسترده رئیس جمهور امریکا را از یکسو موجب خدشهدار گشتن صلح و امنیت جهانی و از سوی دیگر ضربهای بزرگ به نظام دموکراسی جهانی ارزیابی کرده، از شورای امنیت تقاضای محدود کردن این اختیارات را داریم. از آنجا که ما ملت کوچکی هستیم این قبیل ادعاهای ما میتواند خندهدار به نظر رسد، ولی مداخله استرالیا - کشوری که هنوز [حتی] دارای استقلال حقیقی نیست و شایستگی خود به استقلال را نیز نشان نداده است- در امور داخلی ایران که دارای چندین هزار سال تاریخ و استقلال است، اگر مسخره نیست پس چیست؟
سیاست نو استعماری امریکا و حرص و ولع آن کشور برای انحصار نفت جهان به هر قیمت، بشریت را به سوی خطرهای بسیار بزرگ سوق میدهد. این سیاست با جنبش ساده و طبیعی مردم صلحجوی ما نیز مخالفت میورزد. این مخالفت، برای ما افتخاری در برابر بشریت است و برای آن دیپلماتها و نمایندگان مطبوعات که به اشاره انگشت شرکتهای نفتی حرکت میکنند، یک سقوط اخلاقی است.
ما جماعت شرق نتوانسته بودیم تا شروع این جنگ، امریکا و تمدن آنرا بقدر کافی بشناسیم. حرکات سبک نظامیان آنان در پایتخت - که حکم مهمان ناخوانده را داشتند- و رفتار کثیف و پست متخصصین مالی آنان در اداراتمان، چهره بینقاب تمدن مادی ناب و بیروح را به ما نشان داد و تمام زحمات مبلغین آمریکا و تبلیغات آنرا در چشم مردم ایران کاملا از میان برد. شرقیها از آنجایی که به معنویات اهمیت بیشتری قائلند، با مشاهده دعواهای مادی- بویژه نفتی- آنان، ناگزیر به روی برگرداندن از آنان میشوند. نمایندگانی که در شورای امنیت نشستهاند، مانند ملانصرالدین ما، آنچه را که خود سوار شدهاند، به حساب نمیآورند.
کسی هم نمیتواند از امریکاییها بپرسد که به چه حقی و بر اساس کدام قرار نیروهای امریکا وارد خاک ایران بیطرف شده بود؟ متخصصین آمریکایی با چه صلاحیتی خود را مجاز میدانستند بر خلاف وظایفشان در امور داخلی ایران دخالت کنند؟ شوارتسیکف کیست؟ از جان ایرانیان چه میخواهد؟ کارهای خلاف قانون دکتر میلسیو و سایر متخصصین امریکایی هنوز از خاطر مردم ایران پاک نشده است. اکنون ما دایههای مهربانتر از مادر لازم نداریم. ما کشور خود را هزاران سال با دست خود اداره کردهایم و بعد از این هم خواهیم کرد. هیچ نیروی خارجی نمیتواند ما را از این حق مشروع خود محروم کند. حرکت خیانتآمیز علاء مسئله تازهای برای مردم ما نیست. ما از نقشههایی که نیروهای ارتجاعی تحت حمایت بیگانگان در پایتخت کشورمان اجرا میکنند بی اطلاع نیستیم و دیر یا زود باید تکلیف مردم ایران با این عناصر روشن شود.
اینها میکوشند در ایران دریایی از خون بپا کنند. اینها آدمهای خود فروختهای هستند که میکوشند استقلال ما را از میان ببرند و ثروتهای طبیعی ما را به بیگانگان تقدیم کنند. حرکت غیرمسئولانه علاء متوجه تاریکتر کردن هر چه بیشتر فضاست. این امر آشنایان به اوضاع ایران را سخت به فکر کردن وامیدارد. اگر ماموری که علنا با دستورات قوه مجریه رسمی امروز ایران – یعنی حکومت آقای قوامالسلطنه - مخالفت میکند، با مقامات پنهانی و غیرمسئول مرتبط بوده باشد، در این صورت مردم ایران در برابر یک رسوایی بزرگ سیاسی قرار گرفته است.
اگر اعمال علاء- وزیر دربار سابق - واقعا به فرمان مقامات غیر مسئول باشد، پس او مشروطیت ایران و قانون اساسی ایران را زیر پا نهاده است و به نظر ما ملت ایران نمیتواند با این اوضاع با خونسردی برخورد نماید. اگر پرده از روی این کمدی برداشته شود آنگاه کار به جاهای باریکتری خواهد کشید و به نظر ما این به سود ایران نیست.
اکنون ایران باید کشور به تمام معنی دموکراتیکی شود و این رژیم [دموکراسی] بدون جنگ و خونریزی در سرتاسر ایران عملی گردد. ما اکنون در کنار حفظ آزادی داخلی و ملی خود به سوی این هدف حرکت میکنیم. ما برای ماندن در داخل ایران و شریک بودن در سرنوشت ملت ایران هزاران دلیل و برهان در دست داریم. خاطر ترکها و سایر دایههای مهربانتر از مادر جمع باشد. آذربایجان هرگز به فکر جدا شدن از ایران نبوده و نخواهد بود. ولی [امور] خودش را خود اداره خواهد کرد.
1- منظور از ترکها، نه توده ترک، بلکه رهبران ارتجاع وقت ترکیه آن دوره است که در کنار ارتجاع ایران به اشکال گوناگون علیه نهضت آذربایجان مبارزه کرد. رادیو آنکارا مانند رادیو دهلی بلندگوی ارتجاع ترکیه و جهانخواران غرب بود. در صفحات روزنامه آذربایجان به فتنهانگیریهای رادیو آنکارا اشاره شده است.
دشت خاوران به روایت یک خبرنگار
19 سال پيش در چنين روزهايی بود که هزاران تن از بهترين فرزندان خلق پس از سالها اسارت و شکنجه در دادگاههايی چند دقيقه ای به جوخه های اعدام سپردند. از آن هنگام تا کنون ياد آن عزيزان با شرکت خانواده ها و فعالين جنبش های اجتماعی در گلزار خاوران گرامی داشته می شود.
امسال نيز عليرغم تهديدها و فشارهای سران حکومت به خانواده جانباختگان، جمعيتی بيش از 500 نفر از مادران، پدران، فرزندان، همسران، جوانان و ياران آن عزيزان بار ديگر در زير نگاه دهها مامور امنيتی و نيروی انتظامی و عليرغم خندق عميقی که به بهانه لوله کشی مقابل در ورودی گلزار کنده شده بود و تپه ای را ايجاد کرده بود، پس از عبور از خاکريز ها، از در پشت وارد گلزار شديم .
ما چند نفری بوديم که زودتر از ديگران به محل رسيديم. اين احساس را داشتيم که نکند به خاطر تهديدات قبلی حضور امسال کم رنگ باشد. بلافاصله چند نفر از جوانان مقابل در ورودی برای هدايت جمعيت و کمک به مادران و پدران رفتند. پس از مدتی شاهد ورود خانواده ها و پدران و مادران داغديده شديم که عليرغم کهولت سن و وجود خندق و کوه، با چهره های مصمم و دسته های گل وارد گلزار شدند. به محض رسيدن به گلزار محوطه را تميز کردند و با گذاشتن شاخه های گل و عکس جانباخته گان، پارچه ای را با اين مضمون گشودند :"ياد شهدای 67 گرامی باد!" خانواده ها با چهره ای بشاش از حاضرين پذيرايی می کردند و يکديگر را در آغوش می کشيدند. چند مامور امنيتی دوربين به دست در محوطه حضور داشتند و بی وقفه از جمعيت چهره به چهره فيلم و عکس می گرفتند. يکی از پدران داغديده که سنی ازش گذشته بود بی درنگ با ديدن اين وضعيت گفت: "اينها فکر می کنند با ايجاد خندق می توانند مانع آمدن ما شوند." مضحک اينجا بود که در اين ميان يک مامور نيروی انتظامی جلو آمد و ضمن سلام و عرض تسليت!!!!!؟ گفت :"لطفا چون يک لودر قرار است که در اينجا کار کند قبل از ساعت 10 مراسم را تمام کنيد." وقتی با بی توجهی حاضرين روبرو شد سر افکنده از ما دور شد.
سپس يکی از شرکت کنندگان که خود از زندانيان سياسی سابق و از خانواده جانباختگان بود گفت: "اينها هر سال برای ما برنامه دارند. از مرده عزيزانمان هم وحشت دارند. البته بايد هم بترسند. چون مرگ آنها با عزت و شرف بود...." يکی ديگر گفت: "بچه های ما در راه انسانيت و حق و حقيقت جان دادند. آنها جانشان را برای آزادی دادند. اينها چه می خواهند با ما بکنند؟ اما من هر سال می آيم. اگر می خواهند مرا هم اعدام کنند، بکنند. ما هيچ ترسی نداريم ." متعاقب اين سخنان چند نفر متونی را در همين رابطه قرائت کردند. يکی از حاضرين گفت:"ما بايد همبستگی داشته باشيم. آن زمان که عده ای فرزندان، همسران، خواهران و برادران و رفقايشان را از دست دادند و زير فشار بودند، باقی کاری نمی کردند اما الان وضعيت خيلی عوض شده است و تا اتفاقی می افتد همه همدردی می کنند." او در ادامه گفت: "بسياری از عزيزان به خاک خفته کسانی بودند که سالها از حکم شان در زندان گذشته بود، برخی از اين عزيزان بيرون از زندان بودند که دوباره دستگير شدند." يکی ديگر از سخنرانان خواستار رسيدگی و محاکمه آمران و عاملان اين جنايت شد. سخنان امسال بسيار صريحتر و محکم تر از سالهای قبل بود و همه بی باکانه حرف دلشان را می زدند و عليرغم تهديدات وفشارها ترس و واهمه ای نداشتند.
در اواسط برنامه يکی از مامورين امنيتی که مشغول فيلم برداری بود هنگامی که با اعتراض روبرو شد بساطش را جمع را کرد و به "برادرانش" نزديک در ورودی پيوست.
مثل هر سال جمعيت سرود خوانان گرد محوطه خاوران چرخيدند و ترانه سرودهای "خاک پاک تو را می ستائيم دشت خاوران ..."، زده شعله در چمن، انترناسيونال و چند ترانه ديگر را سر دادند. برنامه تا ساعت 11:15 ادامه داشت.
هنوز محوطه را ترک نکرده بوديم که لودرها سر رسيدند. همزمان تعداد نيروهای انتظامی بيشتر می شد. هنگام خروج هنوز به سر جاده نرسيده بوديم که يکی از دانشجويان را دستگير و با کتک و زور سوار يک ماشين شخصی کردند. سپس يکی از پدران را دستگير کردند و در همين هنگام الگانس فاطمه کماندو ها برای دستگيری زنان سر رسيد. تا هنگامی که در محل بوديم شاهد دستگيری سه نفر بوديم. نکته جالب توجه اين بود که برخی از ماشين هائی که از منطقه رد می شدند حضور جمعيت و اين حد از حضور نيروی انتظامی توجه شان را جلب کرده بود و برخی نيز توقف می کردند که با تذکر مامورين از منطقه دور می شدند.
هر ساله هنگام ورود به خاوران شاد و سر حال هستيم و دل کندن از آنجا بسيار سخت است و غمی همه وجودمان را در بر می گيرد. چرا که با گلهای خفته در خاک انسی عميق داريم . چون آرمانها و انديشه آنها برايمان ماديت دارد. چهره هاشان در قاب عکس روی خاک هم آرام و قرار نداشت و آزادی و مبارزه و رهايی را فرياد می زدند.
جمعه نهم شهريور ماه 1386
گزارشی از نشريه بذر
پایان قسمت اول
موضوع بعدی سيد جعفر پيشه وري
آذري يكي از پرمحتواترين و زيباترين و شيرين ترين زبان هاي دنيا و از غني ترين زبان هاي جهان به حساب مياد .
شعر و شاعري در ادبيات آذري اينطور نيست كه كسي چند خط كلمه ها رو كنار هم بزاره همون چيزي كه تو اين وبلاگ هم هست و اسمشو شعر بزاره و خودشو شاعر بنامه حتي من
شاعران آذري يا عاشقان آذري قدرت بيان بسيار بالا و توان بيان اشعار بسيار زيبا و پرمعنايي را دارند.
![]()

