مشه دي گلين خانيم Məşədi Gəlin Xanım




اندر مظلوميت قصه هاي ايراني! / ديل سئور
۳
, ۱۳۸۶, ۰۰:۳۶

از أنجا كه پیر زنان ترك سواد نوشتن نداشتند تا داستانهاي خود را بنويسند واگر هم مي نوشتند چون تنها خطی که مهارت استفاده از آن را آموخته بودند (دختر ناصر الدین شاه امیر ارسلان را شنید و به فارسی مکتوب کرد) فارسی بود به فارسی می نوشتند و در نهایت آیندگان تصور می کردند این خانم یا آقا فارس بوده و داستان مذکور از میراث اصیل فارسی بوده است یا اینکه حالت بدتری اتفاق می افتاده و شخص به اصطلاح با سوادی پیدا می شده و این بیچاره ها را به حرف می کشیده و داستان آنها را “از نابودی نجات می داده است ” به فارسی ثبت و ضبط می کرده است. و در واقع مصادره می کرده است. شاهد آن بسیار است مقاله زیر تنها گوشه ای از آن است در مقاله ذیل اولا اسم خانم ترکی است گلین خانم. دوم هر چند که مولف سعی کرده به هویت او اشاره نکند و هر آنچه مربوط به این مساله می شود کنار بگذارد در اواسط متن که مطلب گم و گور شود با اشاره ای که خون به دل اصحاب خبر می کند می نویسد …. معلوم هم نيست كه اهل كجا بود. احتمالا از اهالي شمال غرب ايران بود، چون با مقدمات زبان تركي نيز آشنايي داشت. به هر حال وي از مدت ها پيش در جنوب تهران زندگي می‌کرد. او قسمت اعظم عمر خود را درهمانجا به سر آورده بود و قصه هايش نيز متعلق به همان منطقه است. قصه‌هايي كه هر كس آنها را بشنود مي‌تواند به‌جا بياورد و بفهمد…….. آخر کجا ترکی یاد می داده اند که این حانم مقدمات !!! آن را از آنجا یاد گرفته باشد. مگر اینکه او حود ترک بوده باشد

ادامه مطلب