ارومیه- خبرنگار آفرینش: همایش بین المللی شناخت افکار، اندیشه ها و ثبت آثار عارف و شاعر بزرگ مولانا محمد فضولی در تالار شمس ارومیه برگزار شد.
با هدف پاسداشت شاعر بزرگ ایران مولانا محمد فضولی همایش فضولی شناسی با حضور اساتید و پژوهشگرانی از کشورهای آذربایجان، ایران، جمهوری خود مختار نخجوان و ترکیه آغاز شد.
استاندار آذربایجان غربی با بیان اینکه، فضولی سر آمد شاعران زمان خودش بود گفت: شاعری چون فضولی که به سه زبان ترکی، فارسی و عربی شعر می گفت مایه افتخار فرهنگ ایرانی و ابزاری برای تحقق وحدت ملی و انسجام اسلامی است.
دکتر قربانی اظهار داشت: ریشه اشعار شاعران و ادیبان ایران با فرهنگ غنی اسلامی پیوند خورده است و اکنون ما وام دار این فرهنگ هستیم.
وی با اشاره به ضرورت آشنایی نسل جوان با بزرگان ادبی کشور افزود: فرزندان این سرزمین گذشته خود رابا زبانهای مختلف در آثار و ادبیات شعرا و فرهیختگان جستجو می کنند پس باید بیش از پیش با مفاخر فرهنگی و ادبی ایران آشنا شوند.
دکتر صدقی، رئیس دانشگاه ارومیه نیز در این همایش گفت: مسئولان فرهنگی کشور باید از درون آثار و ادبای ایران الگوهایی استخراج و در برابر شبیه خون فرهنگی غرب از این الگو ها استفاده کنند. شاهین مصطفی یوف رئیس هیئت اساتید جمهوری آذربایجان نیز در سخنانی گفت: مولانا محمد فضولی سرمایه ای فرهنگی است که آثار و اشعار وی باعث ایجاد وحدت و پیوند فرهنگی بین کشورهای اسلامی شده است. مولانا محمد فضولی ،شاعر ایرانی قرن نهم و دهم هجری از طایفه بیات آذربایجان بود و از مهمترین آثار وی لیلی و مجنون، دیوانهای فارسی، ترکی و عربی، رند و زاهد و حدیقه السعدا و روضه الشهداست. همایش فضولی شناسی به مدت دو روز با هدف بررسی سبک و مفاهیم شعر فضولی و اندیشه های عرفانی مولانا محمد فضولی برگزار می شود. در این همایش 113 مقاله به دبیر خانه همایش ارسال شد که 24 مقاله برتر در همایش ارائه می شود تاملی در سالی نامه فضولی، سبک شناسی فضولی، مکتب عاشورا در آثار فضولی، مناسبات سیاسی و اجتماعی دوران فضولی و گرایشهای عرفانی فضولی از عناوین مقاله های برتر این همایش هستند.
انتخـابات کی یاخینلاشدی یاغیر دام ـ باجـادان
باهاریـن یاغمـورو تک وعــده یالان دان زاددان
بلکـه باسقـول چکـه بیلسین یا قاپان دان زاددان
اوشاقلار باهار گلير
گؤزل روزگار گلير
هاوا دوشور قيش قاچير
قيزيل گونش نور ساچير
ايستي لشير هاوالار
نه بوز قالير ، نه ده قار
چاي لار آخير شيريلدير
گوزگو كيمي پاريلدير
هر طرف ده گول آچير
شيدا بولبول ديل آچير
لاله گلير گول گلير
ساچاقلي سونبول گلير
گل اوْخوياق هاميميز
گلير ايل بايراميميز
...............................
سيزه دئييم خبر دن
قوشلار گلير سفردن
عطيرله نير باغچالار
چتير له نير باغچالار
چمن گؤزل باغ گؤزل
چشمه گؤزل ، داغ گؤزل
آخ نه گؤزل دير باهار
باخ ! نه گؤزل دير باهار
بيزيم باهار گول باهار
اوينا باهار! گول باهار
اوْخو ! اوْخو قناري
بيز سئويريك باهاري
دومانليغي سئوميريك
بولانليغي سئوميريك
يامانليقدان بئزاريق
قارانليق دان بئزاريق
ياشاسين ائل لريميز
شيرين دير ديل لريميز
گل اوْخوياق هاميميز
گلير گول بايراميميز
................................
ياشيل دير چؤل لريميز
وار اوْلسون اللريميز
داغي ـ داشي اكه ريك
چؤلده زحمت چكه ريك
بيز ايشله ريك هاميميز
حاصيل اوْلار كاميميز
اس ! اي باهار يئللري
اوْينات قيزيل گول لري
بيزيم ائل لر اوْيناسين
شيرين ديل لر اوْيناسين
باشدا تئل لر اوْيناسين
چاي دا سئل لر اوْيناسين
اوْخو ! اوْخو قناري
بيز سئويريك باهاري
باغچالارا بار گلير
آلما گلير ، نار گلير
آخ نه گؤزل دير باهار
باخ نه گؤزل دير باهار
گل اوْخوياق هاميميز
گلير ائل بايراميميز
Uşaqlar bahar gəlir
Gözəl ruzgar gəlir
Hava düşür qış qaçır
Qızıl günəş nur saçır
İstiləşir havalar
Nə buz qalır , nədə qar
Çaylar axır şırıldır
Güzgü kimi parıldır
Hər tərəfdə gül açır
Şeyda bülbül dil açır
Lalə gəlir , gül gəlir
Saçaqlı sünbül gəlir
Gəl oxuyaq hamımız
Gəlir il bayramımız
………………………
Sizə deyim xəbərdən
Quşlar gəlir səfərdən
Ətirlənir bağçalar
Çətirlənir bağçalar
Çəmən gözəl , bağ gözəl
Çeşmə gözəl , dağ gözəl
Ax nə gözəldir Bahar
Bax! Nə gözəldir Bahar
Bizim Bahar Gül Bahar
Oyna Bahar ! Gül bahar!
Oxu ! Oxu qənarı
Biz sevirik Baharı
Dumanlığı sevmirik
Bulanlığı sevmirik
Yamanlıqdan bezarıq
Qaranlıqdan bezarıq
Yaşasın elləriziz
Şirindir dillərimiz
Gəl oxuyaq hamımız
Gəlir gül bayramımız
……………………..
Yaşıldlr çöllərimiz
Var olsun əllərimiz
Dağı – daşı əkərik
Çöldə zəhmət çəkərik
Biz işlərik hamımız
Hasil olar kamımız
Əs ! Ey Bahar yelleri
Oynat qızıl gülləri
Bizim ellər oynasın
Şirin dillər oynasın
Başda tellər oynasın
Çayda sellər oynasın
Oxu ! Oxu qənarı
Biz sevirik Baharı
Bağçalara bar gəlir
Ax nə gözəldir Bahar
Bax ! Nə gözəldir Bahar
Gəl oxuyaq hamımız
Gəlir el bayramımız
جعفــری بیـر اؤزون دئنـه ! اولارداکـی وکیـل دیلر
نئیله دیلر بــو میلّته ؟ هانسـی یـــولا چکیلدیلر؟
حقّی دئییب دایاندیلار ؟ یوخسا دورلوب اکیلدیلر؟
دیل ده ، دوداق دا ائتدیلر ازبـر علـی(ع) عدالتین
استاد بیت الله جعفری لور
ای بئـش تومنـه ، اون تومنـه رای سالانـلار
کئف چکمه لی ایّام دی ، چون رای باهادی
(تبریزلی رحمتلی حدّاد)
سيد جعفر پيشه وري
نظر ما درباره مسئله آذربایجان و ایران
اینک 60 سال از این ماجرای خونین میگذرد. بسیاری از آنانکه مدعیان آزادیخواهیاند هنوز نمیخواهند و یا شجاعت آنرا نیافتهاند که تاریخ مظلوم این جنبش مظلوم را بازبینی کنند. زهر کشنده ناسیونالیسم افراطی، گاهی عدالتخواهیها و آزادیطلبیها را نیز در سایه قرار داده است. 21 آذر هنوز هم قبل از آنکه نخستین اصلاحات ارضی و نخستین برابرحقوقی زن و مرد در شرق میانه و نخستین حاکمیت مردم ساده زحمتکش را تداعی کند، مسئله خودمختاری را به ذهن میآورد. هنوز هم شبح «تجزیه»، همچنان مانع از شناخت واقعی این نهضت عظیم است.
مقالهای که ترجمه آن تقدیم خوانندگان میشود، یکی از صدها و شاید هزاران نوشته و اظهار نظر رهبران و کوشندگان نهضت آذربایجان درباره اتهام تجزیهخواهی است. این مقاله زمانی نوشته شده است که حسین علا، یکی از بدنامترین رجال آن دوران به تشویق تقیزاده مشهور و پشتیبانی نمایندگان انگلیس و امریکا، تلاش کرد علیرغم دستور دولت ایران، با طرح مسئله آذربایجان در شورای امنیت، آنرا به مسئلهای بینالمللی تبدیل کند و زمینه را برای سرکوب جنبش فراهم آورد. پیشهوری که در هر فرصتی میکوشید توهمآفرینی و توطئهسازیهای مرتجعین داخلی و خارجی را خنثی کند، این مقاله را همان هنگام به زبان آذربایجانی در روزنامه آذربایجان- ارگان فرقه دموکرات منتشر کرد.
ترجمه فارسی این مقاله برای نخستین بار در نشریه آذربایجان (نشریه آزادیخواهان آذربایجان ایران. شماره 1، مهر 78) چاپ شد و پس از آن بارها و بارها با حذف یادداشت مترجم و با برخی تغییرات جزئی در نشریات گوناگون منتشر گشت. با توجه به حسن استقبالی که در این سالها از آن شده است، اینک این ترجمه را پس از بازبینی مجدد به خوانندگان تقدیم میکنیم. ترجمه از روی متن منتشر شده در مجموعه «21 آذر» (چاپ 1340) انجام گرفته است. کلمات داخل [ ] را برای سهولت درک مضمون به متن افزوده شده.
همزمانی جنبش ملی - دموکراتیک ما با خاتمه جنگ بزرگ جهانی موجب گفتگوها و هیاهوهای شدیدی در بازار سیاست جهانی گشته است. نهادهای دیپلوماتیک و مطبوعاتی دول کوچک و بزرگ، اینبار نیز میکوشند جهت تامین منافع خود و برای گلآلود کردن آب و ماهی گرفتن از آن، شایعات حیرتآور و خبرهای شگفتانگیزی درباره نهضت دموکراتیک ما بپزند و به خورد بشریت دهند. نهضت آذربایجان که واقعا امری مربوط به تکامل و تعالی داخلی ایران است، توسط سیاستمداران سودجو از پشهای به فیلی تبدیل گردانیده شده و در چشم جهانیان به صورت یک ماجرای عظیم بینالمللی در آورده شده است.
سازمانهای مستقیم و یا غیرمستقیم مقاماتی که برای در اسارت نگاهداشتن ملتهای ضعیف، مکیدن خون ملتهای عقبمانده و مستعمره کردن کشورهای آنان تلاش میکنند- حتی نمیخواهند از ایجاد یک ماجرای بزرگ جنگی از این موضوع صرفنظر کنند. ما نمیتوانیم نطقهای حسین علاء _ که خود را سفیر ایران میداند _ و نطقهای دایههای مهربانتر از مادر _ یعنی نمایندگان انگلیس و امریکا در شورای امنیت _ را ساده تلقی کنیم. اینجا، نقض خشن حق ملتهای ضعیف در تعیین سرنوشت خود، توسط نیروهای متحد ارتجاع داخلی و خارجی به شکل خشنی خودنمایی میکند.
علاء با نطق خود بهعنوان نماینده حقیقی عناصر خائن و وطنفروش دستپرورده امیرپالیستها در کشورهای ضعیف، از آشکار کردن سیمای حقیقی خود شرم نمیکند. این رفتار پست او را نیز نمایندگان دول بزرگ، با نقض نزاکت بینالمللی سازمان میدهند و از این طریق حتی از جریحهدار کردن احساسات مردم صلحجوی ایران نیز واهمه نمیکنند.
تلاش علاء برای نگهداشتن مسئله [آذربایجان] را در شورای امنیت- علیرغم انتشار اعلامیه صریح و آشکار دولت ایران مبنی بر تایید خروج ارتش سرخ از ایران، و اقدام او بر خلاف اطلاعیه رسمیدولت [متبوع] خود، نشان میدهد که در ایران غیر از دولت رسمی، دولت دیگری نیز وجود دارد که علاء با اتکاء به آن میکوشد به استقلال و حق حاکمیت ملت خاتمه دهد.
خروج کامل نیروهای اتحاد شوروی از ایران چنان حقیقتی است که حتی دیپلماتهایی نیز که شورای امنیت را تا درجه شورای ضد امنیت تنزل دادهاند، قادر به انکار صریح آن نیستند. گفتگوهایی که علیرغم این موضوع در شورای امنیت جریان دارند، فینفسه کاری بسیار مشکوک و خطر ناک است و این نیز یک حقیقت است. واقعا رفتار آقایانی که در شورای امنیت نشستهاند آن اندازه سبک و بیمزه است که حتی انسانهای ساده نیز آغشته بودن این رفتارها به غرضهای زهرآلود را احساس میکنند. روشن است که ما بهعنوان عضوی از عالم بشریت نمیتوانیم به سیاستهای مرموزی که جهان را به طرف دریای خون جدیدی سوق میدهد با خونسردی نگاه کنیم، ولی جانب مورد توجه و علاقه ما اساسا آن بخشی است که مستقیما به وطن ما مربوط میشود.
ما همیشه گفتهایم و اکنون نیز صریحا میگوییم: ما بهطور جدی به ایران و تمامیت ارضی آن علاقمندیم. اگر از طرفی خدشهای به آن وارد شود شاید جدیتر و فداکارانهتر از ساکنان ایالتهای دیگر ایران – برای جلوگیری از آن [خدشه] اقدام خواهیم کرد. با این حال هرگز حاضر نیستیم از دفاع از ملت، زبان و آداب و رسوم و خصوصیتمان – بشرط آنکه کشورمان یعنی ایران را خدشهدار نکند- صرفنظر کنیم. اینجا چیزی که مغایر با قانون و حق حاکمیت خلقهای ایران باشد وجود ندارد. برعکس اگر ما خود را با دست خودمان اداره کنیم، چه بسا این امر بتواند به تکامل و تعالی ایران رشد بیشتری دهد. نهضت ملی ما دیگر از چارچوب ملی خارج شده و مقام پیشاهنگی جنبش دموکراتیک ایران را احراز کرده است. اکنون دیگر عموم مردم ایران شروع به درک این موضوع و معنای حقیقی آن کردهاند. گفتگوهای آغاز شده در تهران موجب روشن شدن ابهامات و سوءتفاهماتی گشته که دشمنان ما به طرق و بهانههای گوناگون ایجاد کردهاند. این گفتگوها حسن تفاهمیاساسی میان خلق آذربایجان و ایرانیان بیرون از آذربایجان به وجود آورده است. این حسن تفاهمات علیرغم تلاشهای مذبوحانه مرتجعین داخلی و خارجی روز به روز عمق مییابد و نتایج مثبتی میدهد.
در چنین شرایطی هیاهوی خارجیان و تلاش آنان برای تبدیل این مسئله ساده به یک مسئله جهانی، جز هدفی پنهانی علیه ایران چیز دیگری نمیتواند باشد.
در این میان رادیوی ترکیه بیشتر از دیگران برای خرابکاری در روندها حرارت به خرج میدهد. لحن این رادیو ما را جدا به فکر وامیدارد. کسانی که تا دیروز از وارد کردن هیچ تهمت و افترایی به ما ابا نمیکردند، امروز میکوشند با معرفی آذربایجان به عنوان یک دولت مستقل و با دروغپردازیهای گوناگونی درباره انتشار نهضت ما در سراسر ایران، افکار جهانیان را تیره سازند.
ما در همان روزهای آغاز جنبش دموکراتیکمان نوشته بودیم که "دهان افندیهای عثمانی بیهوده آب نیفتد. از این نمد برای آنها کلاهی نمیشود." آذربایجان هر چه هم که بخواهد به شرط ماندن در داخل ایران میخواهد. بالاخره ما به هر زبان که سخن بگوییم، هر هدفی داشته باشیم، بر اساس ایرانی بودن و ماندن در چارچوب ایران خواهد بود. هر اندازه که تفاهم میان ما و حکومت مرکزی بیشتر میگردد، اضطراب و نگرانی آنکارا شدت میگیرد. برخی خبرنگاران امریکایی نیز چندان راضی به نظر نمیرسند. ما رابطهای حقیقی میان رادیو آنکارا، مخبرین امریکایی، حسین علاء و سخنان نماینده استرالیا در شورای امنیت احساس میکنیم، به نظر ما این رابطه تصادفی نیست. قطعا همه اینها از سرچشمه واحدی آب میخورند و با آموزشهای مشاق (رهبر ارکستر) عمومیمعینی است که آنان این نغمههای ناسازگار روزافزون را سر دادهاند.
علیرغم اینها ما در جوار تداوم نهضتی که آغاز کردهایم، نمیتوانیم از تلاش برای حل صلحآمیز اختلافاتمان با حکومت مرکزی صرفنظر کنیم. حتی اگر خدای نکرده در نتیجه تحریکات خائنانه عناصر ارتجاعی ایران قرار بر آن شود که مسئله با نیروی سلاح حل گردد، ما باز اجازه دخالت نیروهای بیگانه در امور داخلی خود را نخواهیم داد.
اگر مرتجعین ترکیه میخواهند خلق ترک را به آغوش استعمارگران امریکایی بیاندازند، ما حرفی نداریم. لیکن ما در فکر آن نیستیم که خلق آذربایجان را از ایران جدا کنیم. ترکها [1] بفهمند و صدای خائنانهشان را ببرند و ما را به حال خود بگذارند. ما بارها گفتهایم: مسئله آذربایجان بایستی فقط در آذربایجان و دخالت مستقیم خلق آذربایجان حل شود.
این حق مشروع و قانونی ایران و آذربایجان موضوعی نیست که به شورای امنیت مربوط باشد.
اگر قرار بر آن باشد که شورای امنیت در اختلافات داخلی تمام کشورها دخالت کند، آنوقت ما ایرانیان نیز- به اعتبار حضورمان در صفوف ملل متحد- خواهان آن هستیم که بر اعتصابات روز افزون امریکا نظارت کنیم. ما نیز اختیارات گسترده رئیس جمهور امریکا را از یکسو موجب خدشهدار گشتن صلح و امنیت جهانی و از سوی دیگر ضربهای بزرگ به نظام دموکراسی جهانی ارزیابی کرده، از شورای امنیت تقاضای محدود کردن این اختیارات را داریم. از آنجا که ما ملت کوچکی هستیم این قبیل ادعاهای ما میتواند خندهدار به نظر رسد، ولی مداخله استرالیا - کشوری که هنوز [حتی] دارای استقلال حقیقی نیست و شایستگی خود به استقلال را نیز نشان نداده است- در امور داخلی ایران که دارای چندین هزار سال تاریخ و استقلال است، اگر مسخره نیست پس چیست؟
سیاست نو استعماری امریکا و حرص و ولع آن کشور برای انحصار نفت جهان به هر قیمت، بشریت را به سوی خطرهای بسیار بزرگ سوق میدهد. این سیاست با جنبش ساده و طبیعی مردم صلحجوی ما نیز مخالفت میورزد. این مخالفت، برای ما افتخاری در برابر بشریت است و برای آن دیپلماتها و نمایندگان مطبوعات که به اشاره انگشت شرکتهای نفتی حرکت میکنند، یک سقوط اخلاقی است.
ما جماعت شرق نتوانسته بودیم تا شروع این جنگ، امریکا و تمدن آنرا بقدر کافی بشناسیم. حرکات سبک نظامیان آنان در پایتخت - که حکم مهمان ناخوانده را داشتند- و رفتار کثیف و پست متخصصین مالی آنان در اداراتمان، چهره بینقاب تمدن مادی ناب و بیروح را به ما نشان داد و تمام زحمات مبلغین آمریکا و تبلیغات آنرا در چشم مردم ایران کاملا از میان برد. شرقیها از آنجایی که به معنویات اهمیت بیشتری قائلند، با مشاهده دعواهای مادی- بویژه نفتی- آنان، ناگزیر به روی برگرداندن از آنان میشوند. نمایندگانی که در شورای امنیت نشستهاند، مانند ملانصرالدین ما، آنچه را که خود سوار شدهاند، به حساب نمیآورند.
کسی هم نمیتواند از امریکاییها بپرسد که به چه حقی و بر اساس کدام قرار نیروهای امریکا وارد خاک ایران بیطرف شده بود؟ متخصصین آمریکایی با چه صلاحیتی خود را مجاز میدانستند بر خلاف وظایفشان در امور داخلی ایران دخالت کنند؟ شوارتسیکف کیست؟ از جان ایرانیان چه میخواهد؟ کارهای خلاف قانون دکتر میلسیو و سایر متخصصین امریکایی هنوز از خاطر مردم ایران پاک نشده است. اکنون ما دایههای مهربانتر از مادر لازم نداریم. ما کشور خود را هزاران سال با دست خود اداره کردهایم و بعد از این هم خواهیم کرد. هیچ نیروی خارجی نمیتواند ما را از این حق مشروع خود محروم کند. حرکت خیانتآمیز علاء مسئله تازهای برای مردم ما نیست. ما از نقشههایی که نیروهای ارتجاعی تحت حمایت بیگانگان در پایتخت کشورمان اجرا میکنند بی اطلاع نیستیم و دیر یا زود باید تکلیف مردم ایران با این عناصر روشن شود.
اینها میکوشند در ایران دریایی از خون بپا کنند. اینها آدمهای خود فروختهای هستند که میکوشند استقلال ما را از میان ببرند و ثروتهای طبیعی ما را به بیگانگان تقدیم کنند. حرکت غیرمسئولانه علاء متوجه تاریکتر کردن هر چه بیشتر فضاست. این امر آشنایان به اوضاع ایران را سخت به فکر کردن وامیدارد. اگر ماموری که علنا با دستورات قوه مجریه رسمی امروز ایران – یعنی حکومت آقای قوامالسلطنه - مخالفت میکند، با مقامات پنهانی و غیرمسئول مرتبط بوده باشد، در این صورت مردم ایران در برابر یک رسوایی بزرگ سیاسی قرار گرفته است.
اگر اعمال علاء- وزیر دربار سابق - واقعا به فرمان مقامات غیر مسئول باشد، پس او مشروطیت ایران و قانون اساسی ایران را زیر پا نهاده است و به نظر ما ملت ایران نمیتواند با این اوضاع با خونسردی برخورد نماید. اگر پرده از روی این کمدی برداشته شود آنگاه کار به جاهای باریکتری خواهد کشید و به نظر ما این به سود ایران نیست.
اکنون ایران باید کشور به تمام معنی دموکراتیکی شود و این رژیم [دموکراسی] بدون جنگ و خونریزی در سرتاسر ایران عملی گردد. ما اکنون در کنار حفظ آزادی داخلی و ملی خود به سوی این هدف حرکت میکنیم. ما برای ماندن در داخل ایران و شریک بودن در سرنوشت ملت ایران هزاران دلیل و برهان در دست داریم. خاطر ترکها و سایر دایههای مهربانتر از مادر جمع باشد. آذربایجان هرگز به فکر جدا شدن از ایران نبوده و نخواهد بود. ولی [امور] خودش را خود اداره خواهد کرد.
1- منظور از ترکها، نه توده ترک، بلکه رهبران ارتجاع وقت ترکیه آن دوره است که در کنار ارتجاع ایران به اشکال گوناگون علیه نهضت آذربایجان مبارزه کرد. رادیو آنکارا مانند رادیو دهلی بلندگوی ارتجاع ترکیه و جهانخواران غرب بود. در صفحات روزنامه آذربایجان به فتنهانگیریهای رادیو آنکارا اشاره شده است.
دشت خاوران به روایت یک خبرنگار
19 سال پيش در چنين روزهايی بود که هزاران تن از بهترين فرزندان خلق پس از سالها اسارت و شکنجه در دادگاههايی چند دقيقه ای به جوخه های اعدام سپردند. از آن هنگام تا کنون ياد آن عزيزان با شرکت خانواده ها و فعالين جنبش های اجتماعی در گلزار خاوران گرامی داشته می شود.
امسال نيز عليرغم تهديدها و فشارهای سران حکومت به خانواده جانباختگان، جمعيتی بيش از 500 نفر از مادران، پدران، فرزندان، همسران، جوانان و ياران آن عزيزان بار ديگر در زير نگاه دهها مامور امنيتی و نيروی انتظامی و عليرغم خندق عميقی که به بهانه لوله کشی مقابل در ورودی گلزار کنده شده بود و تپه ای را ايجاد کرده بود، پس از عبور از خاکريز ها، از در پشت وارد گلزار شديم .
ما چند نفری بوديم که زودتر از ديگران به محل رسيديم. اين احساس را داشتيم که نکند به خاطر تهديدات قبلی حضور امسال کم رنگ باشد. بلافاصله چند نفر از جوانان مقابل در ورودی برای هدايت جمعيت و کمک به مادران و پدران رفتند. پس از مدتی شاهد ورود خانواده ها و پدران و مادران داغديده شديم که عليرغم کهولت سن و وجود خندق و کوه، با چهره های مصمم و دسته های گل وارد گلزار شدند. به محض رسيدن به گلزار محوطه را تميز کردند و با گذاشتن شاخه های گل و عکس جانباخته گان، پارچه ای را با اين مضمون گشودند :"ياد شهدای 67 گرامی باد!" خانواده ها با چهره ای بشاش از حاضرين پذيرايی می کردند و يکديگر را در آغوش می کشيدند. چند مامور امنيتی دوربين به دست در محوطه حضور داشتند و بی وقفه از جمعيت چهره به چهره فيلم و عکس می گرفتند. يکی از پدران داغديده که سنی ازش گذشته بود بی درنگ با ديدن اين وضعيت گفت: "اينها فکر می کنند با ايجاد خندق می توانند مانع آمدن ما شوند." مضحک اينجا بود که در اين ميان يک مامور نيروی انتظامی جلو آمد و ضمن سلام و عرض تسليت!!!!!؟ گفت :"لطفا چون يک لودر قرار است که در اينجا کار کند قبل از ساعت 10 مراسم را تمام کنيد." وقتی با بی توجهی حاضرين روبرو شد سر افکنده از ما دور شد.
سپس يکی از شرکت کنندگان که خود از زندانيان سياسی سابق و از خانواده جانباختگان بود گفت: "اينها هر سال برای ما برنامه دارند. از مرده عزيزانمان هم وحشت دارند. البته بايد هم بترسند. چون مرگ آنها با عزت و شرف بود...." يکی ديگر گفت: "بچه های ما در راه انسانيت و حق و حقيقت جان دادند. آنها جانشان را برای آزادی دادند. اينها چه می خواهند با ما بکنند؟ اما من هر سال می آيم. اگر می خواهند مرا هم اعدام کنند، بکنند. ما هيچ ترسی نداريم ." متعاقب اين سخنان چند نفر متونی را در همين رابطه قرائت کردند. يکی از حاضرين گفت:"ما بايد همبستگی داشته باشيم. آن زمان که عده ای فرزندان، همسران، خواهران و برادران و رفقايشان را از دست دادند و زير فشار بودند، باقی کاری نمی کردند اما الان وضعيت خيلی عوض شده است و تا اتفاقی می افتد همه همدردی می کنند." او در ادامه گفت: "بسياری از عزيزان به خاک خفته کسانی بودند که سالها از حکم شان در زندان گذشته بود، برخی از اين عزيزان بيرون از زندان بودند که دوباره دستگير شدند." يکی ديگر از سخنرانان خواستار رسيدگی و محاکمه آمران و عاملان اين جنايت شد. سخنان امسال بسيار صريحتر و محکم تر از سالهای قبل بود و همه بی باکانه حرف دلشان را می زدند و عليرغم تهديدات وفشارها ترس و واهمه ای نداشتند.
در اواسط برنامه يکی از مامورين امنيتی که مشغول فيلم برداری بود هنگامی که با اعتراض روبرو شد بساطش را جمع را کرد و به "برادرانش" نزديک در ورودی پيوست.
مثل هر سال جمعيت سرود خوانان گرد محوطه خاوران چرخيدند و ترانه سرودهای "خاک پاک تو را می ستائيم دشت خاوران ..."، زده شعله در چمن، انترناسيونال و چند ترانه ديگر را سر دادند. برنامه تا ساعت 11:15 ادامه داشت.
هنوز محوطه را ترک نکرده بوديم که لودرها سر رسيدند. همزمان تعداد نيروهای انتظامی بيشتر می شد. هنگام خروج هنوز به سر جاده نرسيده بوديم که يکی از دانشجويان را دستگير و با کتک و زور سوار يک ماشين شخصی کردند. سپس يکی از پدران را دستگير کردند و در همين هنگام الگانس فاطمه کماندو ها برای دستگيری زنان سر رسيد. تا هنگامی که در محل بوديم شاهد دستگيری سه نفر بوديم. نکته جالب توجه اين بود که برخی از ماشين هائی که از منطقه رد می شدند حضور جمعيت و اين حد از حضور نيروی انتظامی توجه شان را جلب کرده بود و برخی نيز توقف می کردند که با تذکر مامورين از منطقه دور می شدند.
هر ساله هنگام ورود به خاوران شاد و سر حال هستيم و دل کندن از آنجا بسيار سخت است و غمی همه وجودمان را در بر می گيرد. چرا که با گلهای خفته در خاک انسی عميق داريم . چون آرمانها و انديشه آنها برايمان ماديت دارد. چهره هاشان در قاب عکس روی خاک هم آرام و قرار نداشت و آزادی و مبارزه و رهايی را فرياد می زدند.
جمعه نهم شهريور ماه 1386
گزارشی از نشريه بذر
پایان قسمت اول
موضوع بعدی سيد جعفر پيشه وري
زبان هاي اورال- آلتاييک مانند ترکي با مشخصات زير از زبان هاي هند و اروپايي نظير زبان فارسي متمايز مي شوند(5و9) :
1. در بين صداهاي کلمات، هم آهنگي اصوات موجود است.
2. در اين زبان ها جنس و حرف تعريف موجود نيست.
3. صرف بوسيله اضافه کردن پسوند انجام مي شود: آپار + ديم، آپار + دين، ...
4. در صرف اسماء پسوند ملکي بکار مي رود: آپار + ديغيم.
5. اشکال افعال غني و متنوع است.
6. حرف جر بعد از کلمه مي آيد: ائودن = از خانه.
7. صفات قبل از اسماء مي آيند: گوزل قيز.
8. بعد از اعداد علامت جمع بکار نمي رود.
9. مقايسه با مفعولٌ منه انجام مي گيرد: من دن اوجا.
10. براي فعل معين بجاي داشتن از فعل بودن ( ايمک) استفاده مي شود.
11. پسوند سئوال موجود است: گلدين مي؟
12. بجاي حرف ربط از اشکال فعل استفاده ميشود: گئتدييم يئر = جايي که رفتم- که به غلط بعضاً مي گوييم: او يئر کي گئتديم.
خط زبان ترکي
در مورد خط ترکي باستان در سنگ نوشته هاي يئني سئي و اورخون در 1400 سال پيش و ايسيک گؤل در 500 سال قبل از ميلاد سخن رفت که به عقيده زبان شناسان خطوط ابداعي خود ترکان بوده و از هيچ خط ديگري اقتباس نشده است. ترکان با پذيرش دين اسلام خط عربي را جايگزين خط باستاني خود کردند (نظير زبان فارسي که با الفباي عربي نوشته مي شود). با بکار آوردن حکومت جمهوري در ترکيه، مردم اين کشور الفباي لاتين را جايگزين خط عربي کردند. آذربايجاني هاي شمال آراز نيز ابتدا در محدوده سال هاي 1929-1939 بمدت ده سال زبان خود را به لاتين نوشتند سپس به دستور استالين، خط جمهوري هاي ترک زبان اتحاد شوروي (سابق) به کريل (سيريليک) تبديل شد. لاکن اين جمهوري ها پس از استقلال دائمي خود در سال 1991 الفباي خود را دوباره به لاتين برگرداندند. آثار مکتوب زيادي به زبان ترکي و به دو الفباي عربي و لاتين از 1000 سال قبل بجاي مانده است. بنا به دلايلي بسيار، الفباي لاتين از الفباي عربي سريعتر فراگرفته مي شود و خواندن و نوشتن به آن راحت تر است. خصوصاً اين خط براي ترکي که در آن تعدد اصوات موجود است مناسبتر مي باشد. خط لاتين ترکي آذربايجاني با چند حرف اضافه (ə،q،x) يعني ( اَ، ق، خ) اندکي با خط لاتين ترکي استانبولي متفاوت است. متاسفانه در ايران استفاده از خط لاتين براي زبان ترکي به دليل سياسي محدود گشته است.
قدرت و امکانات زبان ترکي
• هماهنگي اصوات يکي از زيباترين خصوصيات زبان ترکي است که باعث راحتي تلفظ و خوش آهنگي آن مي شود. در زبان ترکي صداهاي خشن (O,U,A,I) و صداهاي نازک (Ö,Ü,E,Ə,İ) نمي توانند در ريشه يک کلمه با هم مخلوط شوند و با همان ترتيب فوق در کلمه مي آيند مانند: Gözəllik و Ayrılık. کلمات خارجي نيز حتي المقدور تحت تأثير اين قانون جالب قرار مي گيرند مانند کلمه عربي حسين (Hoseyn) که در ترکي Hüseyn و کلمه عربي عباس (Əbbas) که در ترکي (Abbas) گفته مي شود. ترکها هنگام فارسي صحبت کردن نيز ناخودآگاه از اين قانون طبيعي پيروي مي کنند.
• پسوندهاي ترکي بسيار غني و متنوع است و امکان لغت سازي و غناي لغوي اين زبان را بالا مي برد. پسوندهايي نظير: چي، لي، سيز، ليق و ...
• در زبان ترکي کلماتي با اختلاف جزيي در معاني موجود است که در فارسي نيست، مثلاً براي انواع دردها کلمات: آغري، آجي، سيزي، يانقي، زوققو، سانجي، گؤينمک، گيزيلدمک و اينجيمک بکار مي رود که هرکدام درد بخصوصي را بيان ميکنند.
• کلمات ترکي بر خلاف فارسي انعطاف زيادي براي اصطلاح سازي دارند، بعنوان مثال: از کلمه ديل به معناي زبان در ترکي 36 اصطلاح و تعبير موجود است: ديل آچماق، ديل-آغيز ائتمک، ديلي توتماق و ...
• علاوه بر غناي لغوي، تحرک و قابليت لغت سازي، بيان مفاهيم جديد و غناي مفاهيم مجرد و همچنين تنوع بيان و قدرت بيان و تفاوت هاي جزئي کلام از ديگر عوامل غناي زبان ترکي است. به همين دليل و به اعتراف زبان شناسن، نثر زبان ترکي براي بيان انديشه و مفاهيم و موضوعات مختلف علمي و فلسفي و اجتماعي رساتر و مناسب تر از بسياري زبان هاي ديگر است. مفاهيم و انديشه هايي را که در ترکي مي توان با يک جمله بيان کرد، جملات و شرح مفصلي را در زبان هاي ديگر ايجاب مي کند.
• افعال ترکي از نظر وجوه و زمان هاي متعدد بسيار غني است، ترکيب اين وجوه و زمان ها منجر به 50 شکل مختلف براي بيان حالات مختلف مي گردد. مثلاًدر فارسي به جاي هر دو حالت (گليرديم و گلرديم) فعل (مي آمدم) بکار مي رود، يا براي حالت هايي چون (گله جکديم = قرار بود بيايم) و ( گلسيديم = اگر مي آمدم) در فارسي افعال مستقل و واحدي وجود ندارد.
• افعال ترکي همه با قاعده اند، جز فعل ناقص (ايمک) به معني بودن.
• افعال متعدي در ترکي به سادگي با اضافه کردن پسوند به افعال لازم ساخته مي شود: اوخشاماق=شبيه بودن اوخشاتماق= تشبيه کردن.
افعال متعدي درجه دو و درجه سه نيز در ترکي قابل ساخت است:
وورماق=زدن (متعدي) ووردورماق=بوسيله کسي زدن(متعدي درجه دو) ووردوتدورماق=وسيله زدن کسي را فراهم کردن(متعدي درجه سه).
• ترکيب پسوندها و حالات افعال در ترکي به خلق کلماتي منجر مي شود که بيان آنها در فارسي با يک يا چند جمله مقدور است. مثال: سئويشديرمه لي ييک (يک فعل در ترکي)= آنها را بايد وادار کنيم که همديگر را دوست داشته باشند ( دو جمله در فارسي).
از ديگر خصوصيات زبان ترکي
• زبان ترکي از طرف زبان شناشان به عنوان سومين زبان قانونمند و توانمند دنيا شناخته شده است و حتي يکي از تورکولوژهاي بنام، زبان ترکي را اعجاز غير بشري معرفي کرده است.
• زبان ترکي حدود 24000 فعل دارد که در فارسي بيش از 5000 نمي باشد.
• حدود 1650 لغت ترکي آذربايجاني شناخته شده است که براي آنها لغات مستقلي در فارسي نيست. مانند: يايخالاماق، يوبانماق، يودورتماق و ...(9).
• چند هزار لغت با ريشه ترکي در زبان فارسي موجود است که از اين لغات بيش از 600 لغت جزء کلمات مصطلح و روزمره است، مانند: آقا، خانم، بشقاب، قابلمه، دولمه، سنجاق، اتاق، من، تخم، دوقلو، باتلاق، اجاق، آچار، آرزو، دگمه، تشک، فشنگ، توپ، قاچاق، گمرک، اتو، آذوقه، اردو، سوغات، اوستا، الک، النگو، آماج، ايل، بيزار، تپه، چکش، چماق، اردک، چوپان، چنگال، چپاول، چادر، باجه، بشکه، بقچه، چروک و ... (28).
بيان حقيقت مزاياي زبان ترکي نسبت به فارسي بر اساس دلايل علمي دليل بر برتري ملت ترک بر فارس نمي شود و چنين منظوري نيز در اين نوشته مد نظر نيست، بلکه هدف افشاي حقايقي است که هشتاد سال مغرضانه جهت تحقير و نابودي ملت ما کتمان و تحريف شده است.
آيا ترکي رايج در ايران و جمهوري آذربايجان و ترکيه متفاوت است؟
همانطور که نوشته شد ترکي رايج در ايران به سه گروه عمده آذربايجاني، ترکمني، خراساني و گروه هاي خلجي، قزاقي، اويغوري و ازبکي تقسيم مي شود. ترکي رايج در جمهوري آذربايجان نيز ترکي آذربايجاني است. زبان ها با سه رکن اساسي با هم قابل مقايسه هستند:
1. دستور زبان.
2. لغات اصلي مانند (مادر، آب، کوه و ...).
3. لغات دسته دوم (لغات علمي، سياسي و ...).
دو رکن اول، ارکان زبان اصلي هستند که تغيير آنها قرن ها زمان مي طلبد، ولي رکن سوم لغات که ناشي از پيشرفت روزمره بشريت بوده که از عمر آنها زياد نمي گذرد. مقايسه دو زبان بر اساس لغات دسته دوم و حکم دادن بر شباهت و تفاوت دو زبان درست نمي باشد. ترکي آذربايجاني رايج در دوطرف رودخانه آراز هر دو يک لهجه واحد از يک زبان هستند که دو رکن اول آنها دقيقاً يکي است و حکومت پهلوي و اجباري بودن آموزش به زبان فارسي از ابتدايي تا دانشگاه، براي ترکان ايران به جاي آموزش به زبان مادري، عدم امکان تکوين لغات ترکي علمي و سياسي و ... و در نتيجه فراموشي بعضي لغات مي باشد. دلايل نسبتاً مشابهي نيز در آن سوي آراز باعث نفوذ زبان روسي در ترکي شده است. زبان هاي ترکي دو لهجه متفاوت از يک زبان مي باشند که با گذشت زمان تبديل به دو زبان با ادبيات مخصوص به خود اما بسيار نزديک به هم شده اند، شبيه آنچه براي زبان انگليسي- آمريکايي و انگليسي-بريتانيايي در حال اتفاق افتادن است. دستور زبان ترکي آذربايجاني و ترکي استانبولي تقريباً يکي است، ميزان اشتراک لغات اصلي هم بسيار زياد بوده و موارد متفاوت موجود اکثراً ريشه مشترک دارند، تفاوت بيشتر در لغات دسته دوم مي باشد. علاوه بر تفاوت لهجه، تحميل شدن زبان فارسي به ترک ها از زمان پهلوي به اين سو در ايران، باعث افزايش تفاوت ها نيز شده اشت، چنانچه اگر به عنوان مثال يک ترک ايراني زبان مادري خود را به طور صحيح بياموزد در درک ترکي آناتولي مشکل زيادي نخواهد داشت.
توپلاييب يازان
:علي .ب.تورکآذربايجان خالق ادبياتنين بويوک بير حيصه سيني احتفاء ائدن بولوملردن بيريده کيچيک و کورپه
اوشاقلار اوچون ياراديلان لاي لالار؛نازلامالار؛آرزولامالار؛اوخشادمالار،دير کي آنالار اوزجان
-جيگرلرياوچون ان صاف دويغ ولارلا کورپه اوشاقلارينا دونيايا گوزآچان گوندن بري آنا سودو کيمي اونلارا
وئريلير
.اوشاقلارکورپه ليکدن بيرآز سوموگه دولدوب ديرچلديکلري ندن سونرا آنالار و اوشاقين ي اخينلارياونلاراوچون گوزل آرزولارودي لکلريني قيسا اوخوماقلا شکلينده اوز بالالارينا اوخويارلار
.نازلامالار وآرزولامالار ؛اوشاقلاري تومارلايا
-تومارلايا اوخونوب ؛اوشاقلار اوچون ايلک اويناماق و اوي ون سوزلريده سايلا بيلير
.آشاغيدا گلن سوزلرتوپلوسو آذربايجانين بيرچوخ يئرينده و بولکسينده پئشيتلي و آزاجيق فرقله
اوخونسادا بوردا گلن نازلامالار تبريز و اونون اطراف کندلرو شهرلرينين آغي زلارينادان دئيليب
.ا ي ك ي
ميصراعلي نازلامالارين شكيللري سوال و جواب اولار .بالاما قوربان اينكللر بالام نه واخت ايمكلر؟
(چوخ يئرلرده نه واخت يئرينه هاچان دئيلر
)بالاما قوربان ايلانلار بالام نه واخت ديل آنلار؟
بالاما قوربان دايلاخلار بالام نه واخت اويناخلار؟
بالاما قوربان سئرچه لر بالام نه واخت ديرچللر؟
بالاما قوربان بيزوولار بالام نه واخت دوز اوينار؟
بالاماقوربان دايجالار بالام نه واخت ال چالار؟
بالاما قوربان خالا سي بالام قيزيل پاراسي
. بالاما قوربان كتديلر بالامي نه اوورتديللر
بالاما قوربان مئيوه لر بالام نه واخت ائولنر؟
بالاما قوربان بيزوولار بالام هاچان قيز اولار؟ چاخام چالخام ياغ اولسون اوغلوم يئسين ساغ اولسون
ايكي ميصراعلي شعيرلردن باشقادا نئچه بيتلي نازلامالاروارديلار كي اوناردا بنزرليقي باياتي كيميدير و
لايلايلاردا چوخ بنزرليكلري واردير
.داغدا داريلار
سونبولو ساريلار
بو بالاما قوربان
قوجا قاريلار
ايگيت قالاسين ايستر
داغين لالاسين ايستر
من بالامي ايسته رم
بالام بالامي ايستر
آللاه سن بونون تاييني وئر
اوخونو گيزلت ياييني وئر
اولانلاراينكين ساخلا
اولمايانلارين پاييني وئر
بويا بوخونا دول گز
بوينوما دولا قول گز
جوانلارسيره منيده
سن ده بير ايگيت اول گز
آللاه بوندان قالميشلاردا وئر
مامايولو دويموشلره ده وئر
بيزه وئرديين شوكر اولسون
ديبك ديبي دويموشلرده وئر
داري داريلار يارپاغي (جور جورلر ياپراغي) آستانالار تورپاغي
هركيم بوني ايستمير
گوزونه بيبر يارپاغي
آتيم توتوم بالامي
شكره قاتيم بالامي
باباسي ائوه گلنده
قاباغا توتوم بالامي
شان باغلايان آري لار
قونار گوله ساري لار
بالاما قوربان اولسون
ياشي توتموش قاري لار
دادلي قيزام گلين آلين
كبينيمه كندلر سالين
بيردانا قيزام گلين آلين
كبينيمه يوز كند سالين
داغ باشيندا قالام وار
اورگيمده يارام وار
خلقين دوولتي مالي
منيم ده بير بالام وار
داري داريلار خرمني
سونبولو ساري خرمني
بالامي قاچيرديلار
دايسي وئره ر جرمني
يايليغي كيرلي بالام اورگي فيكيرلي بالام
تاي توشلارين ايچينده
منيم شكيل لي بالام
آللاه بوندان بئش اوليدي
ائولر،ائشيك لر ده اوليدي
عالمده بئش
– بئش اولاندابيزده اون بئش اوليدي
يول اوسته بولاق اولام
آخارام
– بولاق اولامسن منيم اوز بالامسان
اوزوم گوز
– قولاق اولامقالالار، آي قالالار
لاچين اوردا بالالار
لاچين بالاسين وئرمز
بلكه زورلا آلالار
بالام بي رسويون گوروم
سروتك بويون گوروم
تانريدان آرزيم بودور
بالامين تويون گوروم
قاپيميزدا وار چينار
ياپراقي دينار دينار
منيم بالام كورپدي
ساخلاسين پرورديگار
قوخوسو گولدن گلر گولدن ،بولبولدن گلر
بالامين گول بئشيكده
يوخوسو بيردن گلر
من عاشيق قوزو قوربان
قوچ قوربان قوزو قوربان
هر سحر بويون گورسه م
كسه رم قوزو قوربان
عزيزيم آسما مني
هاي
– كويه باسما منيقويما تيفيل آغلايا
آغيزينا باس مه مه ني
بالاما قوزو قوربان
قوچ قوربان قوزو قوربان
قوربان قبول اولماسا
قوي آنان اوزي قوربان
خيرداجاسان ،مزه سن
سن هر گولدن تزه سن
اوگونه قوربان اولوم
ديپير
– ديپير گزه سنقرنفيليم،قالخارام
آچيلماقا قورخارام
گئجه جينگيرين چيخسا
يئريمدن ديک قالخارام
اوغول سن ياراغيمسان گوزگوم سن داراغيمسان
هر گون لازم اولماسان
دار گونومده داراغيمسان
دريا دولو ليلي لن
بالام اوينار گولوي لن
عالمه جان باغي شلار
مني ساخلار ديلي لن
بال اولار بال اولار
يئل اسر فغان اولار
بالا گزن يئرلرده
آنالار قوربان اولار
باغچالار باغا دونسون
باغيم ياييلاغا دونسون
بيرجه كلمه سوز دانيش
اورگيم باغا دونسون
اوبالار اوبانيز اولسون
بير بئله بالانيز اولسون
هاميدا بئش
- بئش اولسونگوي بيزده اون بئش اولسون
اوبالار كوچون يوردوموزدان
بالام دوشسون آردينيزدان
قوزونوزا هئش دئسين
تويوغونوزا كيش دئسين
آنان تئل دوزر سنه باجين گول دوزر سنه
تانريدان عهديم بودور
نظر ديمه سين سنه
باشينا من دولانيم
من دونوم ،من دولانيم
سني آللاه ساخلاسين
ساينده من دولانيم
آتينان توتدوم سني
عجب آووتودوم سني
جان قويدوم جفا چكديم
شوكور سني بويوتدوم
بالام سان بيردانامسان
صدفده،دوردانامسان
من اولسم سنه قوربان
سن اولمه بير دانامسان
اوخشاسين ديليم سني
بويوتسون ائليم سني
ميداندا آت اويناداندا
بير ايگيت بيليم سني
دريا اولام ،بولانام
سوجاغاولام ،سولانام
ساغ گوزوم سنه قوربان
سول گوزمله ن دولانام
من دئييرم آي اولماز ياز اولماسا ياي اولماز
چوخ انالار قيز دوغوب
بيزيم قيزا تاي قيز اولماز
تولوق سني آسايديم
ياغلي تاسا ياسايديم
اوغلوم بويوک اولاندا
قيلپي قازان آسايديم
قرنفيلم،قالخارام
آچيلماقا قالخارام
گئجه جينقيرين چيخسا
يئريندن ديك قالخارام
دريا دولي ليلينه ن
بالام اوينار گولونه ن
عالمه جان باغيشلار
من ساخلار ديلينه ن
داغداكي آتلار
آتلار گوي اوتلار
تنبل آروادلار
وبالام قوربان
گلين چيخاق داملارا
يالواراق آداملارا
چادير قوراق ،سو لوياق
دده ن گلن يولارا
چايير دير؛دنيزدير قولدور ،كنيزدير
بالام هر نه دير
منه عزيز دير
توستو سوزداملار
ساري باداملار
گويچك آروادلار
بو بالاما قوربان
اوشاقين الرينده ن توتوب يئريدنده بو نازلاماني سويللر
:تاتان بالام ؛تاتان
تاتلي بالام ؛تاتان
پاپيلي فريك
چيخما ديوارا
چالقالان وورار
قالام آوارا
ساغ آياقين سونباقوتور
(بو ايكي بيتي اوزالدا- اوزالدا اوخورلار)سول آياقين سونبا قوتور
اوشاقين اللريني توتوب چپيک چالديراراقاوخورلار
:چپان
– چپان اللري اپبک ياپان اللري ويا
.... ايپک يالان اللرياوشاقين ساچلارين تومارلاياراق بو شعري اوخورلار
:بو كيمدي كيمدي كيمدي
تئلري بو كوم بو كومدي
آتاسي دئير مولكومدي
آناسي دئير ايلكيمديبيريسي اوشاقين بويوتمه لرنين چتينليكلريندن آنايا سوزاچاندا ،اوشاقين آناسي جوابيندا دئير
:بالا دادي،بال دادي
بالا آدام آلادي
شيريني ،شيرين اولار
آجيسيدا ،بال دادي
قايين آنالار ،نوه لريني قوجاقلارينا آلاراق گلينه آجيقلانديرماق اوچون بو نازلاماني اوخورلار
:سارمساغيم،سوغانيم
ياد قيزيندان اولانيم
بابانا جانيم قوربان
ننه ن اولسون قوربانيم
يادا بوني دئيللر
:ياريسي بالام بالاسي
ياريسي ايلان بالاسي
اوشاقلارين ياخينلاريدا اوشاقا نازلاما اوخويارلار؛اونلاردان بعضي سي بئله دي
:سود ديبي قايماق ديبي
قوربانين اولسون بي بي
سود يالا؛قايماق ي الا
قوربانين اولسون خالا
بونازلاما تكجه قيز اوشاقي اوچون اوخونار،اوشاقي ال اوسته توتوب بونازماني اوخورلار
:گوزگوده دويمه
توزوني سيلمه
خونچادا تيرمه
(بيرجوت چكمه)گلر قيزيم اوچون
! ماهمانات باغيياشيل ياپراغي
قيزيل بئل باغي
گلر قيزيم اوچون
!نوبار ياناغي
گزر اويناغي
بير جوت قول باغي
گلر قيزيم اوچون
!هر ياني گوزوك
ايلقاردا دوزوك
بيرليان اوزوك
گلر قيزيم اوچون
!دورار نامازدان
الينده قوران
بيردنه يورقان
گلر قيزيم اوچون
!آلتيندان خونچا
چالار كامانچا
اون دانا خونچا
گلر قيزيم اوچون
!آغ مايا اللر
بئلبنده كمر
قيزيل دويمه لر
گلر قيزيم اوچون
! داغلاردا جئيرانبو قيزا قوربان
اون خارا تومان
گلر قيزيم اوچون
!الينده وار دف
اوستونده صدف
بير زرلي اورپك
گلر قيزيم اوچون
!گويده گئدن قاز
ديمدگي الماس
بير دانا ناز
- نازگلر قيزيم اوچون
!هيواسي ؛ناري
الينده باري
اون ساپ ميرواري
گلر قيزيم اوچون
!آنالار قيزاوشاقلارينين شيرينليقلارين تعريفي اوچون دئيلر
:يايلاقلارين يوغوردي
بوقيزي
(گوزلي)کيم دوغورديبوقيزي دوغوران آنا
بالي لان اونو ي وغوردي؟
اوشاقي اوينادا
–اوينادا بو نازلامالاري جور-به-جور واريانتلارلا اوخويوب اوينادارلار:۱
)ماماني آي ماماني ۲)ماماني مامانيبالام كيمي گول هاني تار ساخلاسين بالامي
گول هاني بولبول هاني آناني هم آتانيبالام گول تك آچاجاق ماماني ماماني
يوردا عطير ساچاجاق بالامي ياخشي تاني
اوخوياجاق يازاجاق بالام گئجه لر ياتار
آباسينين اليندن سحر تئزدن اوياني
آتاسينين ديليندن او منه يولداش اولار
شيرين سوزلر يازاجاق كونلومه سيرداش اولار
آدليم شاعير اولاجاق
۳
)ماماني ماماني ۴)اوهئ بئهئ مامانيهوقوشلار يئدي ساماني ائشكلر يئدي ساماني
هاني بوقيزين توماني هاني بو قيزين توماني
توماني آغاج باشيندا اودوبا آغاج باشيندا
دايسي گلين توشوندا واي
!قارا پيشيك آپارديدايسي تاپار گتيره ر توماني دوشوك آپاردي
جيبينه ت پر گتيره ر
------------------------------------------------------------------
فايدالانان بيرنئچه قايناق کيتاب
:۱
)سايالار- د.م.صديق- ۱۳۴۷۲
)سايالار- ز.وفائي - ۱۳۷۹۳
)آذربايجان فولکلوري يکانات- ه.حصاري – ۱۳۷۹۴
)تورک خالق ادبياتي- م.ع.صرافي×××××××××××××××××××××××××××
گجيل
http://Gajil.20m.com
توپلایان: سمایه جوانشیر
اؤن سؤز: لاله جوانشیر
خان ننه م سینه دفتر، خوش صؤحبت بیر ننه دیر. دده م قورقود بیزلره آد وئره نده، اوجا روحوندان گله جک نسیللره پای سوناندا، گول قاییت ننه یه ده بایاتی سؤیله ییب ناغیل دئمه قابلییتینی وئردی. او قاراباغ خانی ایبراهیم خان جوانشیر`ین آراز چاییندان کئچیب موغان`دا یورد سالمیش ائولادلارینین سویونداندیر. اوتوروب آنالاریندان ائشیتدیکلرینی، اؤز تجروبه لرینی دئیه نده ساعاتلارجا یورولمادان دینله یه بیلیرسه ن. روسلارین موغان`ا گلیشیندن، قوجابَیلیلردن، پیشه وری`نین کندلیلر آراسیندا یئر بؤلوشوندن دئییر.
ننه م یوخو گؤره ردی. هر سحر یوخولارینی ناغیل ائدیب کؤنلومه آخیداردی. اونو یوراندا، “باش گؤتوروب اوروسیته قاچاجام” دئیه ردی؛ قاچمازدی. منی هئچ واخت ناغیلسیز قویمازدی. ایندی ده قویمور. امما، “بالا قوجالمیشام. قاباقلار یوخو گؤره ردیم. یوخولاریم چین دئییردی. ایندی نه یوخو گؤرورم نه ده یوخولاریم چین اولور” دئییر.
ننه م، صمد عمی گله جک دئمیشدی. صمد عمی سنه کیتاب گتیره جک دئمیشدی. اوزون، یام یاشیل یوللارا باخیب هر الینده دؤرد کیتاب، دؤشونده قیزیل گول اولان عمینی گؤزله میشدیم. گؤزله میشدیم صمد عمی گلمه میشدی. ننه م گلمه یه ن عمی`یه آغلامیشدی. اوزونو صمد عمی`یه قییان آراز`ا توتوب آغی دئمیشدی ننه م:
ساوالان`ی بوز باغلار
دؤوره سی یارپیز باغلار
صمد تکین اوغلانین
چنه سینی قیز باغلار
اوشاقلیقدا ” بالا ، گل اوتور سنی نصیحت ائله ییم” دئیه ردی. نصیحتلرینی ملیک مممدله، گؤیچه ک فاطما ایله، احمدله، شاهلا، وزیرله، گؤیدن دوشه ن او اوچ آلما ایله بیتیره ردی. ایندی ده بو اوزاق ایللرین قوربتینده هردن گؤزلریمی یوموب شیرین سسینی دینله ییرم:
موغان`ین گؤی چیمه نی
گزمه یه گؤی چیمه نی
یا گزه ره م تاپارام
یا وورار اووچو منی
توپلایان: سمایه جوانشیر
بایاتیلاری سؤیله یه ن: گول قاییت جوانشیر
دوغوم یئری: موغان`ین لیملی کندی
دوغوم تاریخی: 1308
توپلامانین تاریخی: 30 شهریور 1384
1
گوللو گولوستان اوستونه
شئه دوشوب بوستان اوستونه
گئدین دئیین او تولکویه
گلمه سین آسلان اوستونه
2
گئجه لر آی گئجه لر
آی دوغار آی گئجه لر
سنی گؤره ن گؤزلریم
نه یاتار نه دینجه لر
3
موغان`ین گؤی چیمه نی
گزمه یه گؤی چیمه نی
یا گزه ره م تاپارام
یا وورار اوچو منی
4
سئوگی سئوه ن مرد اولار
سئوگی سئومک درد اولار
سورئیدیم سئوگی قوشون
گؤرئیدیم نه رنگ اولار
5
قیزیل گول دن - دن اولدو
درمه دیم دن - دن اولدو
من سندن آیریلمازدیم
آیریلیق سندن اولدو
8
میخنگ اکدیم له یه نده
میخنگ باشین اه یه نده
نئچه قوربان دئمیشم
الیم یارا ده یه نده
9
آراخچینین منده دی
یوموشام چیمنده دی
منیم گؤزوم سنده دی
سنین گؤزون کیمده دی
10
پنجره دن باخدی یار
دوردوم گؤردوم یوخدو یار
نه منده جان قویوپدو
نه اؤزونده ایختییار
11
دریادا دریالیق وار
سودا اوینار بالیقلار
قولونو سال بوینوما
دئییللر آیریلیق وار
12
ساوالان`ی بوز باغلار
دؤوره سی یارپیز باغلار
صمد* تکین اوغلانین
چنه سینی قیز باغلار
13
تبریز اوستو گونئیدی
شوشه لر دولو مئیدی
یاردان کاغیذ گلیبدی
تامام عرض-و گیلئیدی
14
گولو وئردیم دوهارا**
بولبول اونو سیغارا
نه قده ر مننن گزدین
منی قویدون آوارا
15
بو داغدان آشماق اولماز
نارینجی باشماق اولماز
بیر جوت اؤپوشدن اؤترو
یاردان ساواشماق اولماز
16
سویو چکدیم دولدا قالدی
آللاه گؤزوم یولدا قالدی
دوروم چیخیم یول اوستونه
گؤروم یاریم هاردا قالدی
17
خییاباندا دوچارخا
یاواش سور دوشه ر آرخا
من سنی گیزدین سئودیم
نییه بیلدیردین خالخا؟
18
بو داغین او اوزونده
جئیران اوتدار دوزونده
من یاریمی تانیرام
قارا خال وار اوزونده
19
باشیمدا یایلیغیم یوخدو
بو نیسگیللر منه چوخدو
چیخیرام تای توش ایچینه
دئییللر غئیرتین یوخدو
20
بو دره باشدان گلیر
سولاری داشدان گلیر
چوبانا قیز وئرمه یین
دوروب اویناشدان گلیر
21
ساری زینجیر الینده
ماهاتی بیله نگینده
آللاه منی اؤلدورمه
آرزوم وار اوره گیمده
22
قولوننان توتوم گئده ک چیمه نه
آند اولسون قوران`ا عاشیقه م سنه
اوچ ایلدی گوزلیرم
نه دئییرسه ن منه
23
منیم یاریم قاییش باغلار
سئوگیسی دالینجا آغلار
گئری دورون قارلی داغلار
گؤروم یاریم هاردا قالدی
آللاه گؤزوم یولدا قالدی
24
گؤزه ل کهلیک بالالارین آییردی
آییرجایین چیمن گاهدا دویوردو
فلک ووردو منی سندن آیردی
…………………………..
*صمد بهرنگی
** دووار
منبع وبلاگ http://xatun.blogspot.com/
نيه بيربله منه خجالت وريسيز دا گالميشام نه دييم .
اللروار بير آذربايجان اوغلي



