تبليغاتX
Yaşıl
Yaşıl
آذربایجان

سلام
امروز میخوام یک موجود دوست داشتنی (اگه البته خودتون تو اخبار ندیده باشین) معرفی کنم . این موجود زيبا یک خرس قطبی کوچولو که ۱۱ دسامبر سال 2007 ميلادي در باغ وحش نورنبرگ آلمان بدنیا آمده .مادرش بعد از به دنیا آمدنش رفتارش با بچه اش منطقی نبوده یعنی مثلا بچه اش را محکم به زمین می کوبیده و از اونجایی که دو تا بچه خرس دیگه هم به تازگی اونجا مرده بودن مسئولین باغ وحش برخلاف میلشون از مادرش جداش میکنن تا اينه زنده بمونه

این كوچولو الان ۳ ماهه شده .چندتا عکس ازش اینجا هست كه ملاحظه مي فرمائيد البته اگر اطلاعات دقيق تر و يا عكس هاي بيشتري هم ازش ميخواين ميتونيد براي ورود به سايت خودش ا;ينجا كليك كنيد.  
راستی اسمش Flocke است که ترجمه فارسیش می شه "دانه برف"
و در حال حاضر هم حدودا چهار ماه و نيمشه .


نوشته شده در تاريخ 87/02/08 توسط fərzın

10 RULES FOR HAVING A GOOD DAY
10 قانون برای داشتن یک روز خوب



1
TODAY I WILL NOT STRIKE BACK
If someone is rude, if someone is impatient, if someone is unkind
I will not respond in a like manner

امروز، من به عقب باز نمی گردم
اگر کسی خشن است، اگر کسی بد اخلاق است، اگر کسی نامهربان است، من عکس العمل و واکنشی بهش نشان نمی دهم مثل عادات گذشته


2
TODAY I WILL ASK GOD TO BLESS MY ENEMY
If I come across someone who treats me harshly or unfairly, I will quietly ask God to bless that individual I understand that enemy could be a family member, neighbor, co-worker, or a stranger

امروز از خدا خواهش می کنم که دشمنم را بیامرزد
اگر با کسی برخورد کردم که رفتارش با من غیر منصفانه و با خشونت است، به آهستگی و بی صدا از خدا می خواهم که آن شخص را مورد آمرزش قرار دهد؛ من می فهمم که دشمن می تواند یک عضو خانواده، یک همسایه، یک همکار و یا یک غریبه باشد


3
TODAY I WILL BE CAREFUL ABOUT WHAT I SAY
I will carefully choose and guard my words being certain that I do not spread gossip

امروز، در مورد چیزهایی که بیان می کنم، محتاط خواهم بود
احتیاط و دقت در انتخاب کلمات منجر می شود که من شایعات را انتشار ندهم


4
TODAY I WILL GO THE EXTRA MAIL
I will find ways to help share the burden of another person

امروز مسافت اضافی را خواهم پیمود
امروز راهی پیدا می کنم برای تقسیم کردن مسئولیت های شخص دیگری تا بخشی از آن را من به دوش بکشم


5
TODAY I WILL FORGIVE
I will forgive any hurts or injuries that come my way

امروز فراموش می کنم
امروز هر آزار و آسیبی که سر راهم قرار می گیرد را فراموش کنم


6
TODAY I WILL DO SOMETHING NICE FOR SOMEONE
BUT I WILL NOT DO IT SECRETLY
I will reach out anonymously and bless the life of another

امروز، کار زیبایی برای کسی انجام خواهم داد
اما این کار را مخفیانه انجام نخواهم داد
ناشناسانه، رحمت و برکت را بر زندگی دیگران می گسترانم


7
TODAY I WILL TREAT OTHERS THE WAY I WISH TO BE TREATED
I will practice the golden rule "Do unto others as I would have them do unto me" whit everyone I encounter

امروز متفاوت برخورد می کنم، این راهیه که باعث می شه متفاوت باشم
قانون طلایی را تمرین خواهم کرد"با دیگران همان گونه باش که دوست داری آنان با تو باشند." با هرکسی که برخورد می کنم


8
TODAY I WILL RAISE THE SPRITS OF SOMEONE I DISCOURAGED
My smile, my words, my expression of support, can make the difference to someone who is wrestling life

امروز، روح کسی را که دلسرد کرده بودم را بیدار می کنم
لبخندم، کلماتم، بیانم، پشتیبانم هستند تا بتوانم تغییر بدهم کسی را که با زندگی کشمکش دارد


9
TODAY I WILL NATURE MY BODY
I will eat less, I will eat healthy foods, I will thank God for my body

امروز می خواهم به بدنم رسیدگی کنم
کمتر غذا می خورم، فقط غذاهای سالم می خورم، خدا را برای بدنی که بهم داده شکر می کنم


10
TODAY I WILL GROW SPIRITUALLY
I will spend a little time in prayer today. I will begin reading something spiritual or inspirational today, I will find a quiet place

امروز، روحانیت و معنویت را در خودم پرورش می دهم
امروز وقت بیشتری را برای نماز و دعا صرف خواهم کرد. امروز خواندن چیزی معنوی یا الهامی (کتاب آسمانی) را آغاز می کنم و یک مکان آرامی را پیدا خواهم کرد


نوشته شده در تاريخ 87/01/28 توسط fərzın

**********************************
با سلام
به جناب آقاي اكبر اعلمي نماينده كنوني و دوره ششم مجلس اسلامي 
اميدوارم از من دلخور نشده باشين
من هم يك ايراني هستم و هيچ وابستي به هيچ حزب و گروه سياسي ندارم هدف من اطلاع رساني صحيحه
خودتون ميبينين كه من بالاي اون مطلب نوشتم ايميل هاي دريافتي و زير همون متن هم نوشتن كه فقط براي دونستن نظر خوانندگان متنو گذاشتم.
نماينده مردم ، فرقي نيمكنه كدوم شهر،  نماينده مردم كل كشوره و شما با شخصيت و رفتار صحيح و منطقي خودتون بايد نشون بدين كه يك ايراني وفادار به مردم هستين من افتخار ميكنم شخصيتي مثل آقاي اعلمي وبلاگ حقير منو مورد عنايت خودش قرار داده و از راهنمايي شما ممنونم حتما از اون آدرسي كه دادين استفاده خواهم كرد .
 
با تشكر ياشيل مدير وبلاگ ياشيل خاتون
 
----------------------------------------------------
ابراهیم رشیدی شاعر و نویسنده آذربایجانی
به زندان اورمیه فرستاده شد

__._,_.___ 

-----------------------------------------------------------

متاسفانه اين آدرس فيلتر شده است .

__._,_.___ سلام

فيلترينگ قرار بود ابرازي باشد براي جلوگيري از به انحراف كشيده شدن جوانان در حالي كه ميبينيم حتي وبلاگها و سايتهايي كه هدفشون آگاه كردن مردم و اطلاع رسانيست فيلتر مي شود .

با شما هستم ، كساني كه بدون فكر و مطالعه و فقط با چشمهاي بسته و بدون فكر اقدام به فيلتر كردن سايت ها و وبلاگهاي ملت خودتون مي كنيد

براتون متاسفم

كمي مطالعه كنيد

فكر كنيد

ببينيد آيا فيلتر كردن اين جور سايت ها ارزش داره يا فقط براي خودتون دشمن تراشي ميكنيد .

وبلاگ اروميه يك وبلاگ كاملا خبري بود

اميدوارم آدمهاي با فكرتري روي كار بيايند

منظورم توهين به كسي نيست فقط در عجبم اينقدر فيلتر ، اينقدر سانسور خبري ، مردم ايران مردمي آگاه و باهوش هستن نبايد با اين اقدامات مسخره بهانه به دست دشمنان داد كمي فكر كنيد

با تشكر مدير وبلاگ ياشيل خاتون


نوشته شده در تاريخ 86/11/23 توسط fərzın
 
 
Settar
Arazdamı
buğuldu?!
 
Azerbaycan ayaklanmasının başka şehidi
 
Settar SELİMİ 1989 miladi ilinde Tebriz şehrinde dünyaya gِz açmış, ilk tehsilini şehid HERİRİ oxulunda başlayıb ve
Saman meydanında olan EKBERİYE  meslek lisesinde tehsilatini devam edir.Milladı 2004’cu ilde Azerbaycanın milli herekatıyla tanış olur. Settar beyın milliyetçilik ِmründen altı ay geçmeden yoldaşlarıyla birlikte Ana dil alfabesini ve Azerbaycan dil geramerini ِrendiyi zaman Azerbaycanın büyük xurdad ayaklanması baş verir ve Settar xurdadın birinde tutuklanır. Ailesinin axtarmasına rağmen emniyet memurları onu gizli tutb ve nihayet 15 gun sonra tebriz mehkemesi onun tutuklandığını kabul edir, buna rağmen 2 ay sonra ittilaat memurları Settarın cenazesin ailesine vererek deyir: Bakıya gaçarken Arazda buğulm
 


نوشته شده در تاريخ 86/11/21 توسط fərzın

http://urmiyeli01. blogfa.com/ post-8.aspx
 
تا انتخابات

در حالی که تنها چند روز از پایان مهلت ثبت نام نامزدهای انتخاباتی هشتمین دوره مجلس گذشته است، تمامی تحلیل ها و گمانه زنی ها مبنی بر حضور برخی چهره ها در این ماراتن سیاسی در محک واقعیت قرار گرفته و می توان از این پس تحلیل های موجود را با رنگی از واقعیت همراه ساخت. آنچنان که از نام های منتشره در محافل خبری و انتخاباتی می توان در یافت، با توجه به حضور ضعیف اصلاح طلبان شهر، امید چندانی به شکل گیری دوقطبی اصولگرا – اصلاح طلب در این انتخابات در ارومیه وجود ندارد اما اوضاع برای اصولگرایان شهر خیلی هم مساعد نیست و گروهها و ائتلاف های احتمالی دیگری ممکن است در برابر ائتلاف اصولگرایان متحد قد علم کنند؛ هر چند که درون طیف اصولگرایان نیز نامهایی وجود دارند که ترجیح می دهند خارج از آنچه گروه 5+6 نام گرفته و وظیفه انتخاب سه نامزد نهایی اصولگرایان را بر عهده دارد، خود به ایفای نقش در انتخابات بپردازند.
 
 1- اصولگرایان؛ 5+چند
هر چند که پس از انتشار خبرهایی مبنی بر انصراف مدیرکل صدا و سیمای مرکز استان از حضور در شورای تصمیم گیری اصولگرایان وضعیت نسبت و تعداد اعضای شرکت کننده در این شورا مشخص نیست، اما آنگونه که از خروجی خبرهای حاشیه این جریان سیاسی برمی آید می توان دریافت که اعضای این شورا تقریبا بر روی اسامی چون فرامرز فتح نژاد، راضیه پورحیدر، جواد جهانگیرزاده، فرنوش فتح اللهی و بیت الله جعفری به توافق رسیده اند و از این میان می بایست سه نفر را وارد لیست نهایی نمایند. اما این تمام ماجرا نیست چرا که با توجه به عزم بالای تقریبا تمامی این افراد، حتی اگر نام آنها در لیست نهایی نیز نباشد باز نمی توان امید چندانی به کناره گیری آنها از عرصه انتخابات داشت. اینجاست که پای ائتلافات دیگری به میان خواهد آمد و اصولگرایان استان چند پاره خواهند شد. اما علاوه بر اسامی ذکر شده اشخاص دیگری با گرایشات اصولگرایانه وارد عرصه انتخابات شده اند که حضور این افراد خود دغدغه دیگری برای بزرگان اصولگرای شهر است؛ نامهایی چون رضا محبوبی، سلمان ذاکری و جواد سنبلی از دیگر چهره های مطرح این جریان هستند. به نظر می رسد با توجه به نفوذ بالای نزدیکان امام جمعه ارومیه در میان اصولگرایان شهر و شرایط ویژه رقیب فکری جریان وی در طیف اصولگرا، در این انتخابات درصد بالایی از نظرات حجت الاسلام حسنی تامین خواهد شد. به عبارتی دیگر میزان نزدیکی نامزدهای مطرح اصولگرا به وی، شانس آنها را برای قرار گرفتن در لیست نهایی ائتلاف اصولگرایان متحد به میزان زیادی افزایش خواهد داد.
 
2- اصلاح طلبان؛ در غیاب نامها
هر چند پیش از زمان ثبت نام زمزمه حضور دو وزیر ارومیه ای دولت اصلاحات – چزشکیان و عبدالعلی زاده – جهت کاندیداتوری از ارومیه شنیده می شد، اما از همان ابتدا می شد دریافت که این تنها آرزوی آن بخشی از اصلاح طلبان شهر است که امید داشتند باز هم نامها نتیجه انتخابات را رقم بزند و باز هم پرسش از تفکرات و اقدامات اطرافیان یک جریان به زمان دیگری موکول شود. اما این اتفاق نیافتاد و اصلاح طلبان شهر که این بار از حضور یکی دیگر از نامهای مطرح خود، شهربانو امانی نیز بی نصیب ماندند تنها باید به پتانسیل های واقعی خود در شهر تکیه کنند. در بین نیروهای شهری نیز حضور عباس خورشیدی، معاون سابق سیاسی و امنیتی انصاری استاندار پیشین آذربایجان غربی می توانست نقطه امیدی برای اصلاح طلبان شهری باشد اما به نظر می رسد که وی ترجیح داده در پشت صحنه این انتخابات فعالیت داشته باشد. اکنون اصلاح طلبان می توانند روی لیستی با حضور افرادی چون فریبا بشیری، معاون سابق امور بانوان استاندار و عضو اسبق شورای شهر ارومیه، ملازاده معاون عمرانی سابق استانداری و صادق محسن پور (فرماندار سابق ارومیه) حساب باز کنند. هر سه این افراد از مدیران استان در دوره اصلاحات بودند. هر چند که مشخص نیست در این لیست افرادی چون دکتر مجید اسم حسینی استاد دانشگاه اورمیه و کریم فتاح پور نماینده دوره ششم مجلس هم جایی خواهند داشت یا خیر.
اما اوضاع می تواند صورت دیگری نیز داشته باشد: حزب اعتماد ملی در ارومیه روی فردی چون محمد رضا خادم شمس، مدیر مسئول هفته نامه لغو امتیاز شده صدای ارومیه حساب باز کرده و احتمال زیادی وجود دارد تا لیست ارائه شده از سوی این حزب دارای تفاوتهایی با لیست ائتلاف اصلاح طلبان شهر باشد.
از سویی حضور دکتر گودرز صادقی، رییس سابق دانشگاه ارومیه نیز می تواند حلقه گروهی از افرادی که با شعار اعتدال گرایی و با نزدیکی ویژه به حزب کارگزاران سازندگی و حزب اعتدال و توسعه در انتخابات فعالیت خواهند نمود را تکمیل کند. عضو دیگر این حلقه را جواد آقازاده (رییس سابق دانشگاه علوم پزشکی ارومیه) تشکیل خواهد داد. به نظر می رسد تشکیل چنین حلقه ای می تواند چالشی جدی در برابر تکتازی اصولگرایان شهر ایجاد کند.
در اردوگاه اصلاح طلبان نیز نامهای جنبی دیگری وجود دارند که مطرح ترین از آنها میتوان به اسد الله لطف عطا (فرماندار اسبق ارومیه) اشاره نمود. هم چنین نکته جالب دیگر اینست که دکتر آقازاده به همراه همسر خود دکتر مهسا صدقیانی ثبت نام نموده که همین مساله نیز می تواند بر ائتلاف ها تاثیر گذار باشد.
 
3- ائتلاف های دیگر
اما در انتخابات پیش رو افراد دیگری نیز خواهان ایفای نقش هستند. یکی از این گروهها با نام «اورمو آذربایجان سسی» اعلام وجود نموده و قصد دارد دیدگاههایی را نمایندگی کند که پس از اعتراضات مردم ارومیه به روزنامه ایران در خرداد ماه 1385، خواسته های آن معترضان را پیگیری کند. (در این باره در روزهای آتی به تفصیل خواهم نوشت.) این گروه البته با چراغ خاموش وارد عرصه گشته اما از نامهای منتشر شده در محافل خبری می توان در یافت که دست کم دکتر فرخ میرزا طلوعی، یکی از گزینه های مورد نظر آنها باشد. البته جریان فکری نماینده این گروه در انتخابات اخیر شورای شهر ارومیه نیز توانست لیستی با حضور عده ای از نیروهای مطرح اصولگرا و نیز برخی از نیروهای هویت طلب ارائه کند که درنهایت نیز بخشی از افراد لیست که با ائتلاف اصولگرایان مشترک بودند توانستند راهی پارلمان شهر شوند. در این انتخابات اما خبری از نامهای مستقل شرکت کننده در انتخابات سال پیش به چشم نمی خورد. نامهایی چون وحید کاظمی، الیاس گندمی و اسدالله سلیمی در این زمره جای میگرفتند که در انتخابات پیش رو ترجیح داده اند نامزد نشوند.
¨¨¨
به نظر می رسد ویژگی بارز این دوره از انتخابات، حضور گروهها و افرادی است که ترجیح می دهند فارغ از لیستهای توافقی به ایفای نقش در عرصه انتخابات بپردازند. آیا آنها موفق خواهند شد؟



 
رایزنی های نهایی با مسعود پزشکیان در حال انجام شدن است. از ما نشنیده بگیرید اما اگر خدا خواهد این بچه مسلمون غیرتی آذربایجان از دیار خود ارومیه خواهد آمد..

http://www2. irna.ir/fa/ news/view/ line-247/ 8611025233102326 .htm


توصيه نماينده اروميه به نامزدهاي انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي
تهران ، ايرنا ‪۸۶/۱۱/۰۲‬
داخلي.سياسي.
نماينده اهل سنت اروميه‌در مجلس شوراي اسلامي خطاب به‌نامزدهاي انتخابات هشتمين دوره مجلس گفت: مجلس شبيه كشتي نوح است كه هر كسي با ايمان و تقوا در آن قرارگيرد، نجات يافته و عاقبت بخير مي‌شود و هر كسي كه به خاطر مال و مقام از آن غافل ماند، غرق خواهد شد.

به‌گزارش خبرنگار ستادخبري ايرنا ويژه‌انتخابات، "عابد فتاحي" در سخنان پيش از دستور خود درنشست علني روز سه‌شنبه مجلس،ضمن تسليت واقعه عاشورا به مسلمانان جهان افزود:نمايندگان بايد از سياست‌بازي دوري كنند و در كارها دقيق باشند.
وي به نمايندگان مردم توصيه كرد كه خود را از مردم و مردم را از خود بدانند و تصور نكنند وقتي انتخاب شدند، ديگر كار تمام شده است.
فتاحي خطاب به‌نامزدهاي انتخابات مجلس هشتم گفت:شايسته نيست كه‌در زمان انتخابات سراغ مردم و در گرفتاري‌ها سراغ خدا برويم و بعد از رفع مشكل از فراموش كاران باشيم.
نماينده اروميه در بخش ديگري از سخنان خود اظهارداشت : مجلس هفتم از شروع كار تا امروز همواره با نگاه‌عميق و با مسووليت و تقوي به‌مسايل داخلي و خارجي كشور پرداخته و هرچه در توان داشته، بكار بسته است.
وي در عين حال تصريح‌كرد:البته ايرادات و نقدهايي هم‌به نمايندگان مجلس هفتم وارد است.
فتاحي با بيان اينكه‌مجلس هفتم به پايان كار خود نزديك شده است، اظهار اميدواري كرد كه انتخابات دوره هشتم مجلس با شور و نشاط سياسي توام با مصلحت و بركت براي كشور برگزار شود.
نماينده اهل تسنن اروميه با بيان اينكه براي انتخابات دوره هشتم مجلس نامزد نشده‌است، از مردم خواست‌تا در انتخابات مجلس افراد صالح را به عنوان نمايندگان خود برگزينند.

---> مجلس.نطق.انتخابات.هشتم.ديدگاه.


ALL RIGHTS RESERVED.
[ Print ]

http://www.ainanews .com/main/ index.php? option=com_ content&task=view&id=395&Itemid=72
همایش بزرگ ستادمشترک جبهه متحد در ارومیه چاپ
نویسنده Administrator   
۰۸ بهمن ۱۳۸۶
 Imageدر کنار تمام اختلافات سلیقه هایی كه بین نیروهای اصولگرا هست حداقلش این است که این دوستان خون شهدا را پایمال و خون به دل مقام معظم رهبری نمی کنند...
همایش بزرگ حامیان ستاد مشترک جبهه متحد اصولگرایان استان در ارومیه برگزار شد.
در این جلسه که با حضور قریب دویست نفر از فعالین و سرشاخه های کمیته های مختلف این جبهه در محل دفتر موقت این ستاد برگزار شد اسلام از فعالین سیاسی ارومیه طی سخنانی بر ضرورت افزایش دایره اصولگرایی بر اساس مبانی مورد نظر مقام معظم رهبری تاکید کرد.
وی از روند سابق تصمیم گیری های محفلی برخی طیف های اصولگرا انتقاد و این رویه را یک آفت در مسیر وحدت و همدلی نیروهای وفادار انقلاب دانست.
حجت الاسلام محمدباقر کریمی هم طی سخنانی گفت:اصولگرایی یک حرکت سیاسی محض نیست بلکه ریشه در باورهای ما دارد.
وی با برشمردنچهار شاخصه اسلام، انقلاب، امام و رهبری معتقدین به این چهار اصل را اصولگرا دانست و نسبت به مرزبندی  و اپوزیسیون سازی در میان اصولگرایان هشدار داد.
کریمی گفت: در کنار تمام اختلافات سلیقه هایی بین نیروهای اصولگرا هست حداقلش این است که این دوستان خون شهدا را پایمال و خون به دل مقام معظم رهبری نمی کنند.
وی عدم واقع گرایی اصولگراها را مورد انتقاد قرار داد و اظهار داشت که با احساسی کردن و شعاری عمل کردن کار درست نمی شود.
کریمی خاطرنشان ساخت : ممکن است ما با یک فرد بخصوص مشکل داشته باشیم ولی وقتی پای کار تشکیلاتی به میان آمد موظف به کار جمعی هستیم و باید از تفرقه پرهیز شود.
وی آنگاه خطاب به کاندیداهای حاضر در جلسه گفت: همچنانکه شما از اصولگرایان انتظار حمایت دارید آنها هم از شما انتظار دارند و مطمئن باشید اگر بعد از انتخاب شدن به وعده هایتان عمل نکنید اولین کسیکه بر علیه شما سخنرانی خواهد کرد خود من هستم.
راضیه پورحیدر کاندیدای مورد حمایت جبهه متحد در ادامه با قرائت دو روایت از امیرالمومنین مبنی بر حفظ وحدت و یکپارچگی بر ضرورت ایجاد اتحاد و کار جمعی برای موفقیت کامل اصولگرایان و پیروزی قاطع آنها تاکید کرد.
پورحیدر موفقیت خود ودیگر کاندیداها را مستلزم کار جمعی دانسته و کلیه حاضرین را برای عمل به منویات رهبر معظم انقلاب برای برگزاری انتخاباتی باشکوه دعوت به مجاهدت کرد.
بیت اله جعفری دیگر کاندیدای مورد حمایت جبهه متحد نیز با اشاره به مدت زمان 40 روزه باقیمانده تا انتخابات مجلس هشتم از خطر نفوذعناصری گمنام در بین ملت برای راهیابی به مجلس و زمینه سازی برای انقلاب مخملین ابراز نگرانی کرد.
جعفری گفت: این حرکت مذبوحانه یک زمانی از معبر ریاست جمهوری در حال انجام بود که با تدبیر هوشمندانه مقام معظم رهبری ناکام ماند.
وی با برشمردن حماسه های مردم آذربایجان در طول تاریخ اظهار داشت: امروز همان ایام دهه فجر و عرصه عرصه رویارویی با دشمنان است باید با حفظ هوشیاری توطئه تجزیه طلبان و بدخواهان را خنثی کرد.
گفتنی است فرامرز فتح نژادبه دلیل حضور در تهران در جلسه حاضر نبود و مسئول دفتر وی به نمایندگی مطالبی را عنوان کرد. وی اختلاف بین نیروهای سیاسی و اجرایی استان را دلیل اصلی منطقه دانسته و در آستانه انتخابات مجلس هشتم کنار گذاشتن اختلافات درونی را بهترین عامل ایجاد وحدت و همبستگی عنوان کرد.

http://www.ainanews .com/main/ index.php? option=com_ content&task=view&id=401&Itemid=72

محمدزاده: رسانه ها تنور انتخابات را گرم کنند چاپ
نویسنده Administrator   
۱۶ بهمن ۱۳۸۶
Imageرئیس ستاد انتخابات استان همچنین نسبت به تخریب چهره دیگران هشدار داد اما در عین حال به ایجاد فضای نقد منصفانه و سازنده توسط رسانه ها تاکید کرد...
وبلاگ نویسان و روزنامه نگاران عضو پایگاه اطلاع رسانی اصولگرایان آذربایجان غربی با رئیس ستاد انتخابات استان دیدار کردند.
اعضای این پایگاه در این ملاقات هریک به بیان دیدگاههای خود در زمینه ضرورت اطلاع رسانی صحیح و اصولی و ضرورت شفاف سازی فضای رسانه ای بمنظور بیان خدمات و عملکردها و نقدهای سازنده و مفید پرداختند.
آقایان احمد نقی زاده، مهدی قربان نژاد، مهدی صمدی، اتابک جعفری ، حامد عطائی و سجاد دین پرست ضمن اعلام پایبندی به انقلاب ، نظام اسلامی و آرمانهای شهدا فلسفه شکل گیری چنین تشکلی را را حرکت در مسیر ولایت فقیه و عمل به منویات مقام معظم رهبری بعنوان رکن اساسی نظام عنوان کردند.
معاون سیاسی استانداری آذربایجان غربی در این دیدار صمیمی ایجاد تفکر انقلاب اسلامی را مربوط به 1400 سال پیش دانست که در عصر حاضر تنها بازسازی شده است نه اینکه ایدئولوژی تازه ای باشد.
جمشید محمدزاده بابیان اینکه انقلاب اسلامی ایران بر روی تمامی مکاتب مادی خط بطلان کشید اظهارداشت: انقلاب در ابتدای شکل گیری اش به جوانها اعتماد کرد و به پشتوانه همین اعتماد جوانها توانستند جنگ را به سرانجام برسانند و نظام را تا به امروز استوار نگه دارند.
وی خاطر نشان کرد: انقلابی بودن و در مسیر ولایت بودن شرط نیست در این راه ماندن مهم است چندانکه حضرت امیرالمومنین علی (ع) خواست عدالت را اجرا کند سه جنگ جمل،صفین و نهروان را برایش بوجود آوردند و امروز دولت نهم  چون میخواهد به شعار عدالت محوری عمل کند با اینهمه مشکل مواجه می شود.
محمدزاده از روزنامه نگاران ارزشی خواست تا نسبت به آرام کردن فضای عمومی جامعه تلاش کرده و از از جنجال و هیاهو پرهیز کنند.
وی درخواست کرد تا نسبت به گرم کردن تنور انتخابات و دعوت مردم به مشارکت حداکثری رسانه ها تلاششان را بیش از پیش کنند.
رئیس ستاد انتخابات استان همچنین نسبت به تخریب چهره دیگران هشدار داد اما در عین حال به ایجاد فضای نقد منصفانه و سازنده توسط رسانه ها تاکید کرد.


نوشته شده در تاريخ 86/11/20 توسط fərzın
http://panskeper. blogfa.com/ post-253. aspx


 
الف – بيقرار
آقاي اكبر اعلمي نماينده كنوني و دوره ششم مجلس اسلامي ظرف چند روز گذشته طي نامه اي كه بر روي سايتهاي خبري وبعضي مطبوعات انتشار يافت، اعلام نموده است كه اگربه شكايت او رسيدگي نشود واصل استصحاب درمورد او وتائيد صلاحيش اعمال نگردد، براي دفاع از حيثيت خود ونه آرمانهاي مردم وموكلين ( چون در نامه مورداشاره نامي ازمردم وموكلين بميان نيامده است) دريكي ازميادين شهرتبريزسخنراني خواهد كرد وبه افشا گري ناگفته ها خواهد پرداخت تا بقول خودش ( سيه روي كند آناني را كه درآنها غش بوده است)
عجب اينجاست كه چرا تاكنون اين ناگفته ها مكتوم مانده ومطرح نشده است، وحالا كه بحث منافع فردي ومحروميت از امتيازات نمايندگي بميان آمده، اعلمي اين چنين گستاخانه و بي پروا لب به اعتراض ميگشايد، واعلام ميدارد كه بسيم آخرخواهد زد!! آيا اين خصيصه همان خصيصه اصلاح طلبان ومنفعت طلبان وسازشكاران نيست؟؟
آيا اين بدان معنا نيست كه باج دادن وباج گرفتن در رژيم جمهوراسلامي، درعرصه داخلي وسياست خارجي يك اصل تفكيك ناپذيرازاصول حكومت واصلي نهادينه شده درگستره آن بحساب ميايد؟؟
نگارنده بعنوان يك ايراني و بعنوان يك مخالف سياسي تمام عيار اين رژيم قرون وسطائي وعقب افتاده ميخواهم از آقاي اكبراعلمي بعنوان يك كانديداي مثلا"اصلاح طلب كه درنامه مفصل خود با برشمردن مشخصه هاي مسلمانيش، منجمله اينكه بمدت 29سال درخدمت اين نظام بوده، اما جزئيات خدمات خود دراين ساليان را توضيح نداده، واينكه 32سال درخدمت مبارزه براي تحقق آرمانهاي انقلاب اسلامي بوده، و32ماه نيزدرجبهه هاي جنگ بوده وبه افتخار جانبازي 45 درصدي نائل آمده، و دو دوره هم نماينده مجلس اسلامي بوده است و چه و چه، بپرسم كه آيا با اعاده صلاحيتش بازهم لب فرو خواهد بست وناگفته ها را كماكان مكتوم نگه خواهد داشت؟؟؟
براستي اگر صلاحيت نمايندگي شما با وساطت اين يا آن ملاي ... برطرف شود واجازه مبارزات دروغين در انتخابات فرمايشي را پيدا كنيد ودر حين مبارزات انتخاباتي حذفتنان كنند، مشكل تان حل شده وهم طراز با حل مشكل شما يا ديگركانديداهاي مشابه شما، مشكلات عديده ملت ايران و شهروندان تيريزي واهالي استان آذربايجاني شرقي حل خواهد شد؟؟؟
اگرچنين باشد كه اكبر اعلمي گفته، ازهم اكنون اين اتهام متوجه او خواهد بود كه درتمامي جنايات و چپاولگريهاي رژيم دخيل وسهيم بوده ، وبدليل اينكه از افشاي واقعيات و ناگفته ها در دوران نمايندگي خود درنزد ملت ايران وموكلينش استنكاف نموده ، بايد درپشت ميزاتهام قرار گرفته وپاسخگوي اعمال خود باشد. نه اعلمي، كه تمامي عناصري كه درطي سه دهه گذشته همه چيزرا ديدند، اما بنابرمصلت فردي يا سكوت كردند، يا مباشرت ومشاركت.
واگرغيرازاين است، اعلمي و اعلمي ها بايد دريافته باشند كه زمان براي آنها باسرعت هرچه تمامتردرحال سپري شدن است. همان بهتركه به چنين نظام باج خور وباج گيري، نه ( باج بدهند ونه باج ) بگيرند. مصلحت شان دراينست كه بعداز سه دهه خدمت كردن وشراكت درانواع واقسام جنايات وخيانتهاي رژيم به ندا، وفرياد آزاديخواهانه ملت ايران گوش فرا دهند، وپيش ازاينكه چون ظروف مصرف شده وتاريخ گذشته به كناري پرتاب شوند، بصف مردم ايران پيوسته وآن سخنراني را كه مدعي شده دريكي ازميادين تبريزايراد خواهد نمود باشجاعت ايراد نمايد، وفريادگرظلمي باشد كه ازسوي اين رژيم برملت ايران رفته است.
دراين صورت هم اكبراعلمي وهم ديگراصلاح طلبان خواهند توانست كه درايراني آزاد وآباد وفارغ ازهرگونه نظارت استصوابي وتائيد صلاحيت قطره چكاني والتماس ودريوزگي سياسي نورچشم مردم ايران باقي بمانند.
ايران – تهران
8 / بهمن / 86
 
توجه
اين مطالب به هيچ عنوان نشان دهنده نظر مدير وبلاگ نميباشد و فقط براي نظرخواهي درج شده است
با تشكر ياشيل
مدير وبلاگ
 

نوشته شده در تاريخ 86/11/20 توسط fərzın

100,000 tumenlik shair Babek Qocazade ile tanish olun

 

 

او گلدي ...

 

(بابک قوجا اوغلو)

 
 

(تقديم به روح پرفتوح حضرت امام خميني كه بزرگترين انقلاب عصر بدست او اتفاق افتاد )

 

حادثه ساز بزرگ تاريخ ايران حضرت آيت الله امام خميني

 

سونرادا سينديلار

بوتون دووارلار

سونرادا تاپداندي

دوستاقلي چاغلار

سونرادا يوللارا

گوللر دوزولدو

او گلدي ، نغمه لي

باهار ـ ياز كيمي ...

 

او گلدي ، نغمه لر

گؤيه اوجالدي

دمير مسلسله

گوللر تاخيلدي

او گلدي مين ايلين

حسرتي بيتدي

دومانلار گونلرين

سونو يازيلدي ...

 

او گلدي لاله لر

داغا سپيلدي

او گلدي تبريزيم

يامان سئويندي ...

 

او گلدي سونرادا

بوتون شعيرلر ،

سطير سطير

هاراي اولدو

هاي اولدو ...

يامان قارالميش دي

قارا بختيميز

او گلدي گؤيلرده

گونش دوغولدو ...

 

-بابک قوجا اوغلو)

ارسال شده از طرف وبلاگ قوجا اوغلو


نوشته شده در تاريخ 86/11/20 توسط fərzın
امروز داشتم ايميلها رو چك ميكردم ديدم يه ايميل اومده بد نيست شما هم ببينين و نظر بدين

---------------------------------------------------------------------------------------------------



پژاک چه می گوید؟
تاریخ : دوشنبه، 5 شهریور، 1386
موضوع : خبر


گفتگوی برهان جوانمرد با شورش مریوان، از اعضای رهبری PJAK
حملات آتشبارهای ایرانی به مناطق مرزی جنوب کردستان در روزهای اخیر مرا بر آن داشت تا در
کاری که قرار بود در مورد PJAK انجام دهم، تعجیل نمایم. به همین جهت دست به تهیه
 مقدمات آن زده و برای پخش آماده‌اش نمودم.
برای اولین بار سه سال پیش نام PJAK را شنیدم. نامی که در محفل دانشجویی ما طرفدارانی
داشت و یکی از موضوعات مباحث را تشکیل می‌داد. در رفت و آمد به سلیمانیه بود که دیدم
این مباحث در این طرف مرز نیز وجود دارند. حتی وقتی به مراکز "کومه‌له" و "دمکرات" سر زدم،
 دیدم که آنجا نیز بحث PJAK داغ است. جالب اینجا بود که دوگانگی عجیبی وجود داشت. برخی
 سعی می‌نمودند به نوعی درباره نامطلوبی‌های PJAK سخن بگویند ولی در عین حال
نشانه‌هایی از تحسین نیز در آنها وجود داشت. اینجا نیز احساس می‌کردی که همانند
 
آنطرف مرز کردها نسبت به PJAK احترام خاصی دارند ولی به دلیلی نامفهوم برای من آن
را پنهان می‌کردند. اگرچه اینجا خبری از نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی نبود ولی باید
حداقل اعتمادی را جلب می‌کردی تا حرف دل خود را برایت بگویند. به همین جهت وقتی
دیدم تلویزیونی که بیشتر از همه اینجا تماشایش می‌کنند روژ_تی‌وی است، چندان
متعجب نشدم. در منزل یکی از دوستان، با فردی آشنا شدم که رفت‌و آمدی با PJAK داشت.
 اگرچه از نوعی رفت و آمد وی چیزی دستگیرم نشد ولی چند ماه بعد با همکاری همین
 شخص توانستم با PJAK تماس گرفته و قول یکی دیدار را ز آنها بگیرم. من در پی کسب
تجربه در زمینه روزنامه‌نگاری بودم ولی اینجا روزنامه‌نگاری و مسائل سیاست کردی دیگر به
صورت دو جزء لاینفک درآمده بودند.
اگرچه آمدن به سلیمانیه و بویژه اقامت در اربیل دشوار بود اما سفر به مناطق محل
 استقرار نیروهای PJAK دشوارتر. هم بر سر راه ایست بازرسی‌های متعددی وجود داشت،
 هم پس از اتمام راه‌های آسفالته نه‌چندان سالم، راههای شوسه‌ی بسیار خرابی آغاز
 شد که پس از اتمام سفر بیرون آمدن از یک سالن ورزشی را تداعی می‌کرد و خسته
 و کوفته به محض رسیدن به هتل خوابت می‌برد. در کنار آن کرایه اتوموبیل‌های "لندکروز"ی
که با آن مسافرت کردیم نیز در مقایسه با ایران وحشتناک بود و فراموش‌نشدنی!
به محل موعود رسیدیم، اراضی دارای درختان پراکنده و گیاهانی که دیگر زرد شده بود.
 پس از کنترل توسط "هَوال" ها و پرس‌و جویی کوتاه به محلی رسیدیم که باید اندکی
 نیز پیاده می‌رفتیم. راننده به خوبی اینجا را می‌شناخت و جواب درستی به سوال‌هایم
نمی‌داد اما پیدا بود که راهنمای کسان بسیار دیگری نیز بوده است. وقتی به نزد آنها رسیدیم،
چند جوان دختر و پسر را دیدم که از ما استقبال کرده و به محل نشستن و انتظار در کنار

 چشمه‌ای زیبا راهنمایی کردند. احساسات عجیبی داشتم. در پی سوژه‌ای جالب بودم و مطمئن

نبودم که این همان است یا نه. در جایی که نشسته بودم یک عکس عبدالله اوجالان در ابعاد تابلویی

 معمولی که زمینه‌ای زرد داشت به دیواری که از حصیر ساخته بودند آویزان بود. پس از مختصر

صحبتی با جوانی خوشرو بنام "هیرش ماکویی"(از اعضای بخش مطبوعاتی PJAK)، کسی که قرار بود با وی دیدار کنم آمد. همراه با دو نفر دیگر، همگی مسلح به کلاشینکف و در هیات رزمندگان کوهستانی.

"شورش مریوان" (عضو کادر رهبری PJAK) همراه با دو همراهش خوشامدگویی گرمی از ما نمودند.

ابتدا زمان را پرسید، گفتم زمان طلاست ولی من عجله‌ای ندارم. خندید و گفت زمان برای دیگران

 طلاست ولی در جامعه کرد حلبی هم نیست! اما مادامی که عجله‌ای نداری، من هم عجله‌ای

نخواهم کرد.
پس از چایخوری و اندکی استراحت که همراه با سخنان حاشیه‌ای بود از او در مورد بمباران‌های

 اخیر پرسیدم. گفت:
ـ بار اول نیست که اینجا را توپ‌باران می‌کنند اما نباید به این مسئله به چشم ساده‌ای نگریست.

مسئله ابعاد مختلفی دارد. کردها در منطقه موقعیت مهمی کسب کرده و به سوی یک تشکل سیاسی می‌روند و این مایه نگرانی کشورهایی است که کردستان را اشغال نموده‌اند و ترکیه در راس اینهاست. حتی می‌توان برخی از نیروهای کنونی عراقی را که در دولت نیز مشارکت دارند جزء اینها به حساب آورد. ایران نیز یکی دیگر از این نیروهاست. ایران دو هدف دارد: اولا در راستای همکاری سه‌جانبه با ترکیه و سوریه سعی در ممانعت از پیشرفت کردها می‌کند. دوما در این میان می‌خواهد به حزب ما آسیب رسانده و تلفات خویش در مقابل نیروهایمان را جبران نماید.

 چه تلفاتی؟

ـ ایران در هر اپراسیون که انجام داده تلفات مهمی را متحمل شده است. مثلا اخیرا در ناحیه حاجی‌عمران یک هلی‌کوپتر آنها سقوط کرده که در آن عوامل مهمی از رژیم کشته شده‌اند. برخی رئیس مزدوران نیز در آن بوده‌اند. از جمله "حسین باپیر" که یکی از مزدوران معروف شهر پیرانشهر بود.

ـ ولی ایران آب و هوای نامطلوب را به عنوان دلیل سقوط هلی‌کوپتر عنوان می‌کند.

ـ (با یک لبخند) شاید هم موتورش داغ کرده باشد! لااقل شما این را نگویید. زیرا الان خود در قندیل هستید و می‌بینید که داریم از گرما ذوب می‌شویم و گرما نزدیک چهل درجه است. جایی که هلی‌کوپتر سقوط کرده فوق فوق به دلیل بلندی ده پانزده درجه‌ای از اینجا خنک‌تر است. حقیقت این است که این هلی‌کوپتر از طرف رفقای ما ساقط شده است. ایران جهت کمرنگ نمودن تاثیر آن دست به چنین تبلیغاتی می‌زند. متاسفانه کمتر محفلی نسبت به این مسئله واکنش نشان داد. احزاب کردی بدون توجه به اینکه این حمله در ماهیت خویش حمله به کل دستاورد کردها در جنوب کردستان و مقابل تمامی کردهاست سکوت پیشه کرده و با مسائل اخیر خویش حسابی از موضوع سیاسی روز دور گشته‌اند و اپوزیسیون ایرانی نیز چنانچه پیداست چندان از این بمباران‌ها ناخرسند نیست تا علیه آن واکنشی نشان دهد. واکنش لازم در برابر این امر را از نهادهای دیگر نیز ندیدیم، زیرا از ماهیت و واقعیت حملات آگاهی نداشته و قادر به تحلیل آن نیستند و یا گاه صرفا با دیدی تک‌بعدی به مسئله می‌نگرند. اگر کسی و یا نهادی وخامت این حملات و ماهیت واقعی آن را درک نماید، ممکن نیست در برابر آن سکوت پیشه کند مگر این سکوت به منظوری و جهت‌دار باشد. توجه کنید این حملات همزمان با بمب‌گذاری در منطقه شنگال و کشتن هفتصد کرد ـ که به نوبه خود یک ژنوساید و انفال جدید محسوب می‌گرددـ، ایجاد فشار بیشتر بر رهبر آپو در زندان، اپراسیون‌های دولت ترکیه در شمال کردستان و تخریب مناطق کردنشین در جنوب غرب کردستان (منطقه دیرک) از طرف رژیم سوریه است. همه اینها به همدیگر مربوط هستند. یعنی مسئله تنها PJAK نیست. این مرحله نوینی است که در آن اقدام علیه جنبش آزادیخواه آپوئیستی برعهده رژیم ایران گذاشته شده است. به نظر من ایران به بازیچه ترکیه تبدیل شده است. دولت ترکیه چند سال است که دم از حمله به جنوب کردستان می‌زند و این در تبلیغات انتخاباتی اخیر از مهمترین ابزارهای تبلیغاتی جناح‌های شوون و فاشیست ترکیه بود ولی به خوبی می‌داند که این به ضرر ارتش تمام خواهد شد. زیرا قبلا هفت بار همان حملات را انجام داده و مهمتر اینکه در آن حملات پشتیبانی نیروهای جنوب کردستان را نیز بهممراه داشت ولی نتیجه‌ای کسب نکرد. هم‌اکنون نیز با توجه به حساسیت افکار عمومی کردستان در مقابل ترکیه و مخالفت آمریکا با حمله ترکیه به جنوب کردستان، طی یک نقشه جدید و به احتمال بسیار با موافقت آمریکا می‌خواهند این کار را به دست ایران انجام دهند. این حملات مدتی پس از مذاکرات ایران و آمریکا و رفتن "نوری المالکی" به ترکیه انجام شدند. پروژه خط لوله گازی مابین ایران و ترکیه نیز یکی از مسائل دخیل در این مسئله است. شاید هم پس از حمله ایران به خاک عراق، این بهانه‌ای باشد برای اقدام علیه ایران همچنان که در نمونه حمله صدام به کویت دیدیم. صدام با موافقت پنهانی نیروهای خارجی به کویت حمله برد اما زمینه‌ساز فلاکتی برای خود شد که هم‌اکنون کل خاورمیانه از دست آن می‌نالد. بهرحال ایران با سیاسی ضد کردی و یک سیاست محافظه‌کار منطقه‌ای و برعهده گیری نقش در جبهه ضد کردی و با هدف تاثیرگذاری بر روند رفراندم در کرکوک و حل مسئله در شمال کردستان، جهت حمله به "منطقه دفاعی ماد" از پیشرفته‌ترین تسلیحات خویش بهره می‌گیرد ولی ما نیز برای مقابله امکانات و تجهیزات و تدارکات لازم را داریم.

ـ منظور از "منطقه دفاعی ماد" کجاست؟‌

ـ مناطقی که نیروهای گریلا در آن مستقر هستند را بعنوان "منطقه دفاعی ماد" عنوان نموده‌ایم. این محدوده از منطقه "زله" نزدیک "قه‌لا دزه" آغاز شده و تا منطقه بهدینان مرز دهوک و زاخو در طول مرز ادامه دارد. تمامی مناطق کوهستانی اینجا تحت کنترل نیروهای گریلاست و به شیوه‌ای مناسب اداره می‌گردد. زیرا در اینجا بالغ بر ۱۶۰ روستا وجود دارد که ارتباطی مناسب به همه آنها داشته و جهت ارائه خدمات یک سیستم خدماتی و اداری و قضایی را در آن داریم. از میان این مناطق، منطقه "قندیل" تحت کنترل PJAK است.

از همان ابتدای ورود و گفتگو نیز متوجه شده بودم که با یک قاموس سیاسی بسیار متفاوت روبرو هستم. اسامی چون منطقه دفاعی ماد و گریلا و اصطلاحات متفاوت دیگری که کمتر شنیده بودم. جدای از لهجه‌های مختلف کردی این جوانان که در همخوانی جالبی با همدیگر بودند، اصطلاحاتی را بکار می‌بردند که مختص به آنها بود. برای هر چیز لفظی مخصوص به خود داشتند. مثلا وقتی از رفیق شورش پرسیدم که چرا لفظ گریلا را بکار می‌برید و نه پیشمرگ را، گفت:

ـ لفظ گریلا برای اولین بار در اسپانیا بکار گرفته شده و معادل پارتیزان است اما به شیوه‌ای خاص از پیکارگری نظامی اطلاق می‌شود این به صورت یک سنت مبارزه مسلحانه در میان P.K.K درآمد. از همان ابتدای مبارزه P.K.K در کردستان معلوم شد که معیارهای موجود احزاب مارکسیستی برای یک کادر کفاف مبارزه در کردستان را نمی‌نماید و P.K.K دست به ایجاد معیارهای مخصوصی برای کادرهای لازمه جهت مبارزه در کردستان نمود. به این ترتیب کادری را ساخت که نه گاه و بیگاه و زمانی معین بلکه بیست و چهار ساعته کار می‌کرد و زندگی‌اش عبارت از مبارزه است و بس. در حوزه نظامی نیز این به سطحی رسید که فراتر از یک پیشمرگ بود. روابط و مناسباتی که از آن پیروی می‌کنیم، نگرش ما به زندگی، سیاست، خلق، زن، مرد و طبیعت هیچ کدام در چارچوب لفظ پیشمرگ نمی‌گنجد. پیشمرگ یک مبارز نظامی است که خانه و زندگی دارد و بخش نظامی مبارزه سیاسی است که هنگام جنگ در صحنه است و سایر اوقات در خانه خویش. شاید تماما نتوانستم تعریف ارائه دهم اما همگی زندگی یک پیشمرگ را می‌دانند اما ما معتقدیم که این برای مبارزه کافی نیست و گریلا و زندگی گریلایی هم جایگزین ماست برای این. گریلا کادری است که هم در عرصه سیاسی و هم نظامی توانایی مبارزه دارد، بیست و چهار ساعته در حال مبارزه بوده و مبارزه نه یک کار بلکه شیوه زندگی اوست. هیچ چشمداشت شخصی ندارد و تماما چشم به افق میهن خویش دارد. این برای جبران فراموشی عشق میهن است که در میان جامعه وجود دارد و ما از آن انتقاد داریم. نیروهای گریلایی ما قادر به انواع کارهای سیاسی و نظامی است. مثلا در چارچوب "جنگ رهایی‌بخش ملی" می‌جنگیدیم اما حال در چارچوب "دفاع مشروع" مبارزه می‌کنیم.

ـ منظور شما از دفاع مشروع چیست؟

ـ ببینید، جنگ رهایی‌بخش ملی استراتژی لازم برای رسیدن به "حق تعیین سرنوشت به دست خویش" بود که با استقلال و یا خودمختاری و یا خودگردانی عنوان شده و دارای تئوری و مراحل مخصوص به خویش است. اما حال که شرایط بلوک بندی در جهان تغییر یافته و خود پدیده دولت‌ـ ملت در حال افول است و دنیا رو به تشکل‌های فرامرزی می‌رود، برداشت ما نیز از "حق تعیین سرنوشت به دست خویش" تغییر یافته و با انعطافی معقول خویش را به شیوه‌ای شابلنی به استقلال جغرافیایی محصور نکرده و حاضر هستیم تا به شیوه‌ای معقول و با همزیستی با سایر خلق‌ها از هویت خویش دفاع کنیم. با توجه به شرایط پایبندی به مرزها و یا عدم پایبندی به آن تغییر می‌کند ولی ترجیح ما همزیستی و عدم تجزیه‌طلبی است و نیروی نظامی و شیوه جنگی حافظ این نیز "دفاع مشروع" نام دارد. البته دفاع مشروع تنها منحصر به حوزه نظامی نیست. هر اقدامی در جهت حفاظت از حقوق خویش در حوزه‌های حقوقی و سیاسی نیز در چارچوب دفاع مشروع هستند.

ـ در جایی خواندم که شما خواهان تجزیه ایران هستید؟

ـ نخیر، این موارد به صورت بسیار روشنی در برنامه و اساسنامه ما وجود دارند و جای مبهمی هم در آن نیست، ما برای برقراری یک سیستم دمکراتیک و اکولوژیک مبارزه می‌کنیم. ولی شیوه مبارزه ما محدود به یک حوزه نیست، چون رژیم ایران به آسانی حاضر به این خواسته نبوده و اقدام به سرکوب می‌نماید، ما نیز ناچار از اتخاذ شیوه‌های حقوقی، سیاسی و نظامی و اقدامات مقابله به مثل برای حفاظت از خویش می‌باشیم. این شیوه مورد تصویب کلیه نیروهای جنبش آزادیخواه کرد می‌باشد.

ـ راستش را بخواهید من دقیقا از سیستم P.K.K چیزی دستگیرم نشد، لطفا می‌توانید این سیستم را برایمان شرح دهید. مثلا P.K.K و H.P.G چه فرقی دارند، PJAK چه ارتباطی با آنا دارد و آیا کنگره خلق جناح سیاسی P.K.K است؟

ـ نخیر. اجازه دهید برایتان توضیح دهم. در این مورد اشتباهات بسیاری وجود دارند که من شخصا فکر می‌کنم برخی از اینها عمدی هستند. اگر اجازه دهید من مفصلا این سیستم را برایتان شرح خواهم داد.
P.K.K از اول مبارزه تا سال ۱۹۹۹ دو جناح سیاسی و نظامی داشت. جناح سیاسی آن ERNK (جبهه رهایی‌بخش ملی کردستان) بود و جناح نظامی نیز ARGK (ارتش رهایی‌بخش خلق کردستان) بود. جبهه رهایی‌بخش امورات سیاسی‌ـ سازمانی و دیپلماتیک و مالی و رسانه‌ای را در کردستان و اروپا و سایر کشورهایی که کردها در آن سکونت داشتند برعهده داشت و ARGK نیز "جنگ رهایی‌بخش ملی" را در کردستان انجام می‌داد. پس از توطئه بین‌المللی علیه رهبر آپو و در کنگره هفتم P.K.K که کنگره‌ای فوق‌العاده بود این دو نهاد به Y.D.K (اتحادیه دمکراتیک کردستان) و H.P.G (نیروهای دفاع از خلق) تغییر نام دادند ولی نام حزب همچنان P.K.K باقی ماند. سپس در ۴ آوریل سال ۲۰۰۲ حزب P.K.K منحل شده و بجای آن کنگره آزادی و دمکراسی کردستان KADEK بنیانگذاری شد. سال بعد از آن با انجام کنگره‌ای بزرگ KADEK در پاییز سال ۲۰۰٣ به کنگره خلق کردستان Kongra Gel تغییر نام داد. در طی این پروسه ساختار عمودی مارکسیست‌ـ لنینیست حزبی P.K.Kبه یک سیستم مدیریت افقی تغییر یافت که دارای بیش از ده کمیته تحت عنوان‌های کمیته سیاسی، کمیته اجتماعی، کمیته دفاع مشروع(که در سومین نشست به کمیته دفاع خلق تغییر نام داد)، کمیته بهداشت خلق، کمیته علم و روشنگری، کمیته اقلیت‌ها، کمیته مطبوعات، کمیته امور مالی و دارایی و چند کمیته دیگر بود. در کنار این و با توسعه مبارزه در کردستان، لزوم بیان هویت‌های مستقل هر بخش کردستان نیز پدید آمد. بدین ترتیب فعالیت‌های هربخش کردستان از هم مجزا شده و با آغاز از اتحادیه‌های کاری به سطح یک حزب رسید. حزب حیات آزاد کردستان PJAK در این چارچوب بنیانگذاری شد. تمامی احزابی که در این چارچوب هستند به شکلی مستقل دارای ارگان‌های اجرایی و تصمیم‌گیری خویش بوده و تنها جهت تعامل و هماهنگی و داشتن سیاستی مشترک در چارچوب کمیته سیاسی با همدیگر رابطه دارند. همچنین رابطه با هریک از نهادهای اجتماعی، بهداشتی و مطبوعاتی وابسته به کنگره خلق نیز از راه کمیته‌های مربوطه برقرار می‌شود.

ـ یعنی قصد شما نوعی اتحادیه و یا کنفدرالیسم است؟‌

ـ دقیقا، دقیقا! رهبر آپو در نوروز سال ۲۰۰۵ این سیستم را کنفدرالیسم دمکراتیک جامعه کردستان نام نهاد و اعلام کرد و برای آن پرچمی را نیز تعیین نمود که ستاره‌ای سرخ در میان خورشیدی زرد رنگ است که بر زمینه‌ای سبر قرار دارد. به کردی ما آن را "کوما جواکین کردستان" K.C.K(Koma Civaken Kurdistan) می‌نامیم. این نظام سه قوه دارد: قوه قانونگذاری و یا مقننه که کنگره خلق بالاترین ارگان آن و به مثابه مجلس و پارلمان آن است. قوه‌ی مجریه که در قالب هیئت اجرایی کنفدرالیسم دمکراتیک جامعه کردستان شکل پذیرفته و نقشی همانند کابینه وزیران را داشته و ریاست خویش را دارد که هم‌اکنون برعهده رفیق "مراد قره‌ییلان" است و قوه قضائیه که از دادگاه‌های خلقی و دیوان عدالت اداری تشکیل می‌شود که به عنوان مرجع تجدید‌نظر عمل می‌نماید. این سه قوه مستقل از همدیگر عمل می‌نمایند. اعضای کنگره خلق با انتخابات از میان تمامی اعضای نظام ما و خلق‌مان انتخاب شده ولی به دلیل وجود شرایط ویژه گاه این انتخابات در برخی مناطق قابل اجرا نیست. مثلا در شرق کردستان. کنگره خلق خود از طرف یک دیوان ریاست اداره می‌شود که رئیس دیوان، ریاست کنگره خلق را نیز دارد که به منزله رئیس مجلس است و هم‌اکنون این مسئولیت برعهده رفیق "زبیر آیدار" است. انتخابات نمایندگان کنگره هر دو سال یکبار اجرا می‌شود و هر فرد از رئیس گرفته تا اعضای هیئت اجرایی تنها دو دوره می‌توانند در آن عضویت داشته باشند. نمایندگان نیز دو سال یکبار تغییر می‌یابند. کنفدرالیسم دمکراتیک جامعه کردستان دارای قرارداد حقوقی خویش است که قرار است در آینده به صورت قانون اساسی درآید و در نشست‌های بعدی تصویب گردد. نظام کنفدرالیسم دمکراتیک در پی دستیابی به قدرت نیست بلکه هدف از آن سازماندهی جامعه فرودست (توده‌های خلقی و اقشار غیردولتی) در مقابل دولت است که از آن به عنوان جامعه فرادست یاد می‌کنیم. یعنی این نظام در پی ایجاد کنفدرالیسمی خارج از دولت است. رابطه ما با دولت‌ها نیز چنین است: اگر دولت‌ها به وجود ما احترام گذاشته و مانع‌سازی نکنند، ما نیز حقوق دولتی را می‌پذیریم ولی در غیر اینصورت برای کسب چنین موقعیتی مبارزه خواهیم کرد. هدف ما ایجاد یک جامعه غیردولتی است. این بحثی است که هم‌اکنون در جهان به عنوان جایگزین بحث مارکسیسم کلاسیک تحت عناوین کنفدرالیسم، اکولوژی، مدیریت‌های محلی و پراکندگی قدرت و ... وجود دارد. نویسندگان، دانشمندان و محققان مختلفی در این مورد کار می‌کنند. از جمله مورای بوکین پیشگام اکولوژی که آثار متعددی دارد از جمله گوش کن مارکسیست، اکولوژی آزادی و تمدن بدون شهر و دهها اثر دیگر و دانشمندی دیگر بنام والتر اشتاین که او نیز آثار متعددی دارد. آثار این دو نویسنده به زبان فارسی اندک هستند. فعالیت‌های فکری و ایدئولوژیکی رهبر آپو نیز در این چارچوب هستند که تفاوت خویش را حفظ می‌کند. البته احزاب سیاسی در این میان مطابق قرارداد کنفدرالیسم دمکراتیک جامعه کردستان دولت‌محور نبوده، طلب‌های اجتماعی بنیاد کار آنها بوده، جامعه را آگاهی بخشیده و سازماندهی نموده، جامعه را مکررا در برابر دولت تقویت کرده و مابین طلب‌های خلق و دولت توازن بوجود می‌آورند و می‌تواند با انعطافی بیشتر در نظام کنفدرالیسم دمکراتیک جای بگیرند. همچنین این نظام حاضر به پذیرش سایر احزاب در درون خویش نیز است که با قبول قرارداد ما و تعهد به آن میسر می‌گردد.

هنگامی که رفیق شورش اینها را برایم توضیح می‌داد، من ناچار چندبار برخی موارد را پرسیدم و در آخر یادداشت‌هایم را به وی نشان دادم تا مطمئن شوم که اشتباه برداشت نکرده‌ام. باید اعتراف کنم که این برایم تازه و جالب و اندکی هم عجیب بود. رفیق شورش نیز به نوبه خود املای نهادها، اختصار لاتین آنها و برخی موارد دیگر را برایم تصحیح کرد و از این شاکی بود که روزنامه‌نگاران و روشنفکران بدون آگاهی از سیستم آنها و حتی بدون دانستن املای صحیح اصطلاحات و عناوین سازمانی‌شان اقدام به نوشتن مطالبی می‌نمایند که گاه منصفانه نبوده و گاه مسئولیت در آن به چشم نمی‌خورد. اما در این میان جای سوالی برایم باقی ماند، پس P.K.K کجا ماند و حالا چرا از نام P.K.Kاستفاده می‌کنند؟ رفیق شورش در این مورد جواب داد:

ـ P.K.K در سال ۲۰۰۲ منحل شد اما در سال ۲۰۰٣ وقتی کنگره خلق تشکیل شد مسائلی در درون سازمان بوجود آمد که سبب اساسی آن وجود نقص در ادراک ایدئولوژیکی بود. رهبر آپو برای گذار از سیستم ناکافی حزبی اقدام به طرح‌ریزی سیستم سازمانی نوینی نمود اما در جریان اجرای آن متوجه گردید که خلئی ایدئولوژیکی می‌بایست با یک نهاد پر شود. به همین جهت در زمستان سال ۲۰۰٣ پیشنهاد کرد یک نهاد ایدئولوژیکی ایجاد شود که کار جهت‌دهی فکری به همه نهادهای کنگره خلق را عهده‌دار باشد و به یادبود P.K.K پیشنهاد کرد این سازمان "حزب کارگران کردستان P.K.K" نام بگیرد و این پروسه را روند بازسازی P.K.K نام نهاد. البته همانطور که در برنامه P.K.Kی نوین وجود دارد، این نهاد یک سازمان اجرایی نیست و اختیار جهت‌دهی عملی را ندارد، تنها وظیفه آن نظارت بر فعالیت‌های فکری‌ـ ایدئولوژیکی و انجام آموزش‌های ایدئولوژیکی جهت کادرهای تمام بخش‌های کردستان بوده و برنامه و اساسنامه و مدیریت و نظام مخصوص به خویش را داراست.

ـ پس چرا امروزه نیز اینهمه تحت‌نام P.K.K سخن گفته می‌شود و در مورد آن سخن می‌گویند؟

ـ این مسئله دو بعد دارد: یکی دشمنان خلق کرد همیشه نافی و منکر کرد و کردستان و دستاوردهای کردی بوده و در پی تحریف تعاریف، اصطلاحات و ماهیت هرچیزی که مربوط به آن باشد بوده‌اند و هستند. حال نیز دشمنان گویا می‌خواهند بگویند که اصلا P.K.K تحولی به خود ندیده و منکر سازماندهی وسیع و نوین آن می‌شوند. بعد دیگر مسئله نیز عدم آگاهی و در پیش گرفتن کار سهل است. زیرا اصولا کسانی که به خود حق می‌دهند در این مورد بنویسند کمتر زحمت به خود می‌دهند تا در این مورد تحقیق نمایند. برخی P.K.K را شاخه نظامی می‌خوانند برخی کنگره خلق و خلاصه هر یک تفسیری می‌کند که بنیادی درست ندارد و مورد صحیح آنهایی است که برایتان مفصلا توضیح دادم.

ـ از PJAK بگویید، PJAKدر چه تاریخی تاسیس شد؟

ـ فعالیت‌های جنبش آزادیخواه آپوئیستی در شرق کردستان به اوایل سال ۱۹۹۰ برمی‌گردد. ولی فعالیت منسجم و کاری که می‌توان آن را بنیادین نام نهاد بعد از توطئه ۱۵ فوریه و تظاهرات مردمی در شرق کردستان آغاز شد. در سال ۲۰۰۲ این فعالیت‌ها تحت‌نام جنبش اتحاد دمکراتیک ساماندهی شدند و در تابستان سال ۲۰۰٣ کنفرانس شرق کردستان برگزار شد که پیش‌کنگره PJAKمحسوب می‌گردید و در ۴ آوریل سال ۲۰۰۴ ، رسما PJAK تاسیس گشته و رفیق عبدالرحمان حاجی‌احمدی به ریاست آن انتخاب گردید. PJAK دو شاخه سیاسی دارد: شاخه جوانان آن کمون جوانان شرق Koma Ciwanen Rojhilat (K.C.R) و شاخه زنان اتحادیه زنان شرق کردستان Yekitiya Jinen Rojhilate Kurdistan (Y.J.R.K) نام دارد. همچنین نیروهای نظامی PJAK تحت نام نیروهای رهایی‌بخش کردستان Hezen Rizgariya Kurdistan (H.R.K) سازماندهی شده‌اند.   

ـ آیا شما از جایی هدایت می‌شوید و یا دستور می‌گیرید؟‌

ـ بنده مفصلا سیستم جنبش آپوئیستی را برایتان شرح دادم. نظام ما یک سیستم مدیریتی افقی و موازی است و سیستم عمودی نیست که همه دستورات از بالا بیایند. اگر کسی از مباحث مدیریتی اطلاع داشته باشد بهتر متوجه این امر خواهد شد. ما حزبی مستقل هستیم که بنابر قرارداد کنفدرالیسم دمکراتیک جامعه کردستان کسی حق دادن دستوری را به ما ندارد. ما نهادهای تصمیم‌گیری و اجرایی و حتی قضایی(دیسیپلین) را داریم که حزب تماما با آن مکانیسم‌ها کار می‌کند. مثلا شما توجه کنید در دنیا احزاب کمونیستی و سوسیالیستی وجود داشتند که همگی یک مدل داشته و با هم در انترناسیونال سوسیالیست بودند و هستند. هیچ کدام از این احزاب حق ندارند در امور دیگری دخالت کنند اما نقاط تعامل آنها نیز وجود دارند. ما نیز اندکی به آنها تشابه داریم، با این تفاوت که آنها از چند خلق بوده و ما همگی از یک خلق یعنی نهادهای خلق کرد هستیم و برای دور نشدن از حالت ملی و حفظ هویتی متحد و جلوگیری از ایجاد از هم‌گسیختگی هویتی و سیاسی تدابیری داریم. همگی ما معتقد به آپوئیسم (افکار رهبر آپو) هستیم و رهبر آپو را بعنوان رهبر خلق کرد و خط‌مشی مبارزاتی ایشان را بعنوان تنها راه رهایی از معضلات کردستان و کل خاورمیانه می‌دانیم.

ـ کسانی ادعا داشتند که شما دست‌پرورده رژیم ایران هستید؟ چه جوابی برای آن دارید؟ واکنش چندانی در این زمینه از شما ندیدیم.

ـ این سخنان در سازمان‌های کشورهای خاورمیانه همیشه رواج دارند. این یک سنت بسیار ناپسند در میان احزاب کردی و بویژه ایرانی است که همدیگر را بدون دلیل متهم به خیانت و دست‌پروردگی می‌کنند. شاید من نیز معتقد باشم که یک حزب به اهداف خویش خیانت کرده است اما اگر برای این دلیل نیاورم، سخنان من ارزشی نخواهد داشت. امروزه پس از چند سال ثابت شد که تمامی اتهاماتی از این دست علیه PJAK نادرست و کذب محض بوده و لزومی هم به پرداختن به آنها وجود ندارد. حتی کسانی که آن ادعاها را داشتند نیز هم‌اکنون ساکت شده‌اند. به نظر شما چرا ساکت شده‌اند؟ چون خلاف گفته‌هایشان ثابت شد. اما مورد مهم چیزی است که شما اشاره نمودید. ما جواب بسیاری از اتهامات را عمدا نمی‌دهیم. زیرا همانند بسیاری از عرصه‌های دیگر، در عرصه مباحثات نیز قائل به یک آداب سیاسی و نزاکت اجتماعی و سیاسی هستیم که در میان احزاب کردی و ایرانی جای چندانی ندارند و اکثرا در مباحث به هتاکی و فحاشی روی می‌آورند. اولا چنین کسانی برای ما جدی نیستند و چون جدی نیستند جوابشان را نمی‌دهیم، در ثانی خواهان حفظ نزاکت لفظی سیاسی خویش هستیم و مهمتر اینکه در عمل همه‌چیز عیان می‌گرد و ما با این اطمینان‌خاطر برخورد می‌نماییم.

ـ نظر شما در مورد سایر احزاب کردی چیست؟‌

ـ منظورتان همه‌ی احزاب کردی است؟

ـ حزب دمکرات کردستان ایران و کومه‌له‌ی زحمتکشان.

ـ ببینید جنبش آپوئیستی چرا بوجود آمد؟‌چون شورش‌های سنتی کردی و احزابی که تا سال ۱۹۷٨ فعالیت نموده بودند، هیچکدام نتوانسته بودند مسئله ملی کرد را حل نمایند و آخرین شورش‌ها به رهبری بارزانی به "ئاش به‌تال" یعنی دست کشیدن از مبارزه انجامیده بود. P.K.K بر بستری اینچنین و برای حل این مسئله رشد نمود. PJAK نیز بر همان منوال تشکیل شد. اگر احزاب قبل از PJAK پیروز شده و موفقیت به دست آورده و ورشکست نمی‌شدند، لزومی به تشکیل PJAK بدین شکل نبود. شاید احزابی تشکیل می‌شدند اما نه برای رهایی بلکه برای توسعه اجتماعی‌ـ اقتصادی می‌بود. اگر میهن ما آزاد می‌شد چه لزومی داشت من جوانی خود را صرف مبارزه در کوهستان‌ها بکنم. در زمینه‌ای دیگر می‌توانستم کار کنم. ولی شکست احزاب کردی در شرق کردستان، پیشرفت فوق‌العاده جنبش P.K.K بویژه در شمال کردستان و سطح علمی افکار رهبر آپو ما را به سوی تشکیل چنین سازمانی سوق داد. رهبر آپو در جایی می‌گوید: ما کار را با سه کلمه آغاز کردیم؛ کردستان مستعمره است. این کار با سه کلمه آغاز شد و هم‌اکنون به سطحی رسیده که یک سر سازماندهی آن در اروپا و سر دیگرش در کردستان است. جنبش ما به نظام و سیستمی تبدیل شده که دیگر از بین رفتن آن غیر ممکن گشته است. احزابی که شما از آن نام بردید احزاب سنتی هستند که علی‌رغم ظهور و پیشرفت‌شان در مقطعی خاص، به دلیل مشکلات ایدئولوژیکی و ساختاری و عملی و زمینه اجتماعی و معضلات متدیک قادر به موفقیت نگشتند. هم‌اکنون نیز علی‌رغم اینکه فکر می‌کنند با مداخلات خارجی زمینه پویایی آنها فراهم خواهد آمد و دل به آمدن آمریکا و جنگ محتمل آن با ایران خوش کرده‌اند اما از درون دچار تفرقه و انشعاب می‌شوند. دلیل انشعاب آنها این است که تئوری مشخصی ندارند که بتواند پدیده و مسئله کرد را تحلیل کرده، راه‌حل را تشخیص داده و اقدام نمایند، در ساختار سنتی حزبی باقی مانده‌اند، از کاراکتر ایلیاتی گذار ننموده‌اند، اراده آنها سست گشته، تحت‌تاثیر شیوه زندگی و برخورد نامطلوب در جنوب کردستان و تحت نظارت احزاب حاکم جنوب مانده‌اند. برداشت این احزاب از انقلاب غلط است و قادر به درک ماهیت مسئله کرد و ماهیت دشمنان و مخاطبان آن و شرایط جهانی و منطقه‌ای نیستند. دوران این احزاب به سر رسیده است. تنها اگر اینها بتوانند بخش پویا و جوان خویش را از قید سیستم خوشگذران و بی‌هدف زندگی در جنوب کردستان رها نموده، اقدام به ارائه یک تئوری منسجم نموده، راهکارها و استرتژی و تاکتیک‌ها را تعیین کرده و اراده و عزم انجام آن را نشان داده و حاضر به دادن بدیل در راه آن باشند می‌توانند ادعای پایبندی به شهیدان خود و خلق را داشته باشند. انسان‌های بزرگی در میان این احزاب در راه مبارزه شهید شده‌اند. جای تأسف است که راه آنها را ادامه نداده و درگیر مسائلی هستند که دل دشمنان را شاد می‌نمایند. ما مدعی هستیم که با تئوری و افکار خویش، ساختار سازمانی و قدرت عمل و انتقادپذیری فعلا تنها آلترناتیو موجود نه‌تنها در شرق کردستان بلکه در کل ایران هستم.

ـ احزاب ایرانی و یا اپوزیسیون ایرانی چه؟

ـ اپوزیسیون ایرانی از حالت انسجام بسیار به دور هستند. استراتژی مشخص ندارند، ماهیت‌شان مخدوش بوده و جای ابهام دارد. در کل اعتمادی به آنها باقی نمانده است، زیرا در عرصه عملی تقریبا صفر هستند. نشستن در خارج از کشور و داشتن پنجره‌ای غربی و اوریانتالیست برای نگریستن به مسائل وطن و دل خوش کردن به چند تلویزیون بسیار سطح پایین و بی‌کیفیت و پراکندگی فکری و چند دستگی و دهها مسائلی از این دست مانع آن هستند که انسان بتواند این اپوزیسیون را جدی ببیند. اگرچه تحرکات داخل ایران در چارچوب قانون موفقیت ببار نیاورده اما به نظر من این تحرکات جدی‌تر از اپوزیسیون خارجی است. به نظر من بزرگترین نقطه ضعف آنها عدم انتقادپذیری آنها و داشتن دیدی حماسه‌پرداز و احساسی و غیر عملی و اغراق‌آمیز نسبت به خویش است. یکی خویش را رئیس‌جمهوری می‌بیند، دیگری ولی و قیم و آن یکی هم رستم زالی است در تلویزیون! هیچکدام هم عملی ندارند که به مردم امید بدهند. تلویزیون‌ها و کانال‌های رسانه‌ای دیگرشان نیز بازتاب همین مقولات هستند.

ـ رابطه آنها با شما چگونه است؟‌

ـ درکل رابطه جالبی نداریم! واقعیت این است که ما سنت‌شکن و هنجارشکن هستیم و این دید تنگ‌نظر و ایلیاتی شرقی که حاضر به بازبینی کارهای خویش نیست کسانی چون ما را برنمی‌تابد. آنها احزاب تسلیمیت‌پذیری را می خواهند که اراده‌شان تابع وضع موجود باشد و "لختی شاه" را به مثابه آن "کودک" نبیند. سیاست مستقل، عمل جسورانه، هنجارشکنی و نوآوری و خلاقیت از دید آنها گناه است. به همین جهت کمتر از ما بحث می‌نمایند و هنگام بحث از ما نیست‌انگاری می‌کنند. رسانه‌های فارسی نیز همینگونه عمل می‌نمایند. مثلا اکثرا اخبار مربوط به ما را از دید جمهوری اسلامی و یا اروپا نقل کرده و حاضر نیستند مواردی را از ما بشنوند. تا بحال روزنامه‌هایی نظیر "دـ گاردین" و "واشنگتن پست" و یا چند روزنامه محلی اروپایی و یا کانال الجزیره در مورد ما برنامه ساخته اما آن دسته از رسانه‌های ایرانی و فارسی که حالت اپوزیسیون را برای خویش قائل هستند حتی یکبار هم به ما مراجعه نکرده‌اند. در کل برخود اپوزیسیون ایرانی نسبت به ما بهتر از برخورد رژیم ایران نبوده است. حتی رژیم ایران وجود ما را علنا می‌پذیرد اما برخی از اینها تا انکار و نفی ما نیز پیش رفتند. اما این ما هستیم که در عرصه‌ی مبارزه فعالانه ایستاده‌ایم و روزی خواهد رسید که همگی مجبور به اعتراف به این وضعیت خواهند شد. عمل همه‌چیز را ثابت خواهد کرد.

ـ نظرات PJAK را در چند خط چگونه می‌توانید بیان کنید؟

ـ ما جامعه‌ای در حال گذار داریم و دشمنانی که رابطه آنها با همدیگر و با جهان و با کردها یک صفحه پیچیده شطرنج را تشکیل داده است. مباره ما دو بعد دارد یکی بعد داخلی که عبارت از انتقاد از ناهنجاری‌های سنتی و مانع‌ساز و روابط و مناسبات عقب‌مانده اجتماعی می‌باشد و ما با کار بر روی شخصیت و اجتماع کرد با استفاده از تئوری‌های رهبر آپو در صدد تصحیح آن هستیم. بعد خارجی نیز مبارزه با دشمنان و اشغالگران میهن‌مان است که با استفاده از علوم روز، روش‌های معقول و برخوردهای مناسب، درس گرفتن از تجربیات سایر شورش‌ها و احزاب کردی و دیدی نقدپذیر در پی انجام آن هستیم. به نظر ما مبارزه جهت توسعه اجتماعی‌مان دشوارتر از مبارزه با دشمنانمان است. اگر قادر به متحول نمودن جامعه‌مان باشیم، پیروزی در برابر دشمنان چندان دشوار نخواهد بود.
تنها با ایجاد یک شخصیت کادر نیرومند، اراده‌مند، آگاه و مبارزه و همچنین آموزش جامعه خویش و کاری بی‌وقفه و تلاشی وافر، دوری از چشمداشت‌های شخصی و پایبندی بی‌پایان به خلق و خط‌مشی رهبریت‌مان می‌توان در مقابل دشمنان برخوردی جدی داشته و مدعی انقلابی بودن شد.

ـ فاکتورهای خارجی چه؟ مثلا آمریکا و حمله به عراق؟ نظر شما در مورد ماهیت این حمله چیست؟‌ چه نظری در مورد آمریکا دارید؟

ـ هرچه ما مسائل و مشکلات خویش را به دست خود و بصورت عاقلانه و دمکراتیک حل ننماییم راهگشای مداخلات خارجی خواهیم شد. زیرا وجود سیستم‌های توتالیتر و تنگ‌نظر و محافظه‌کار و نادمکرات و متعصب برای سرمایه جهانی و گردش آن خطری را تشکیل می‌دهد. محافل جهانی سرمایه این را برنتابیده و اگر این نظام‌ها اقدام به دمکراتیک کردن خویش ننمایند،‌ راه را بر مداخلات خارجی خواهند گشود. حال هرچند همانند احمدی‌نژاد از مخالفت با آمریکا سخن برانند نیز واقعیت این خواهد بود. مداخله‌گران خارجی نیز در چارچوب منافع‌شان برخورد می‌نمایند. مثلا شما ببینید موضع آمریکا در برابر کردهای جنوب کردستان بهتر است از سکوت وی در مقابل پایمال شدن حقوق همان کردها در شمال. و یا در مبحث مخالفت با ایران آمریکا فقط از مسئله انرژی هسته‌ای و حقوق بشر نام می‌برد و سخنی از قومیت‌ها و بویژه کردها به میان نمی‌آورد. اینها اعتماد را ضعیف می‌نمایند. فاکتور خارجی مداخله در منطقه شرایط بهتری را برای خلق کرد بوجود آورده است اما تنها در صورت تشخیص ماهیت این امر و اتخاذ موضعی صحیح در مبارزه و استفاده از شرایط می‌توان به آن دل خوش کرد. چیزی که هم‌اکنون در میان کردها نمی‌بینیم.

ـ یعنی به نظر شما در جنوب این کار صورت نگرفته است؟‌

ـ قطعا، به هیچ وجه استفاده مطلوبی از شرایط و زمان نکرده‌ایم. وقتی تازه آمدم به شوخی گفتم که جامعه ما با زمان همچون حلبی برخورد می‌کند. اما این یک واقعیت است که برخورد ما به معنی آن است که ما ارزش حلبی را هم برای زمان قائل نیستیم. ببینید در جنوب کردستان در مورد کارهای زیربنایی کاری انجام نشده، ما را با کرکوک مشغول کرده و موصل را از دستمان گرفتند در حالیکه موصل قطعا جزء خاک کردستان است. به مصداق مثلی که می‌گوید: با مرگ تهدید کن تا به تب راضی شود! در جنوب سیستم آموزشی برقرار نشده، وضعیت الفبا معلوم نیست. حتی هر تلویزیون برای خود مارش ملی را به نوعی پخش می‌کند. عملا دو حکومت وجود دارند و همه‌چیز از هم‌گسیخته است حتی سیستم‌های تلفن نیز! این نه تنها مطلوب به شمار نمی‌رود بلکه گاه جای خجالت نیز دارد. انتقادات بسیاری وجود دارند اما زمان آن فرا نرسیده است.

ـ در مورد نقش زنان در مبارزات خویش چه می‌گویید؟ من زنان بسیاری را اینجا می‌بینم، وجود اینهمه دختر جوان موضوعی نیست که نادیده گرفته شود.

ـ در ایدئولوژی رهبر آپو زنان جای مهم و حتی درجه اولی را دارند. این جمله رهبرآپو که "آزادی زن کرد آزادی کردستان است" اهمیت مسئله را نشان می‌دهد. در جامعه کرد، روابط و مناسبات بردگی‌سازی داریم که آسیب آن بیشتر از همه متوجه زنان است و این بر همه جامعه تاثیر می‌گذارد. بردگی در زن توسعه یافته و در مقابل آن در مردان نیز احساسات و ذهنیت حاکمیت‌طلب ایجاد می‌شوند. بازتاب این بر شخصیت گره‌کوری است که جوامع امروزین و بیشتر از همه جامعه کرد با آن روبروست. صدها معضل روانی و شخصیتی از این نوع ریشه در این مسئله دارند. تحلیلات رهبر آپو در این مورد در کتاب‌هایی نظیر چگونه باید زیست؟ عشق کرد، مسئله خانواده و زن، انقلاب اجتماعی و حیات نوین و چندین کتاب دیگر راهگشای تحولاتی در جامعه کرد شد. همان زنی که خویش را در چهار دیوار آشپزخانه محصور نموده بود، علی‌رغم اینکه حال از نظر سنی پیرتر شده است اما در صف اول مبارزات اجتماعی قرار دارد و هر روز در تلویزیون با دیدن صحنه‌هایی از این دست، انسان از این تحول شگفت و بزرگ در پوست خویش نمی‌گنجد. مسئله مسئله‌ای بسیار وسیع است که به نظر من بهتر است با یک رفیق زن در این مورد حرف بزنید. این برای ما یک پرنسیب است که کار زنان را به آنها واگذاشته و بغیر از انتقاد و همکاری البته در صورت درخواست آنها دخالت نمی‌کنیم.

و اینگونه موضوع دیگری را برای مصاحبه یافتم. در این مورد صحبت کردیم و چون زمان باقی نمانده بود، ترجیح دادیم تا در فرصتی دیگر به این مسئله مفصلا بپردازیم. با دختر جوانی بنام "بریتان" (که خودش می‌گفت نام خویش را به افتخار بریتان قهرمان فیلم بریتان و از پیشاهنگان معروف P.K.K بریتان گذاشته است) و دختری دیگر بنام "نوژین" قرار گذاشتیم تا در آینده‌ای نزدیک مجددا آمده و با آنها مصاحبه‌ای انجام دهم. در ضمن سخنان رفیق شورش و قبل از آمدن وی نیز رفقای جوانش از آثار عبدالله اوجالان و افکارش بسیار سخن می‌گفتند. من شنیده بودم که در زندان کتابی نوشته است اما چیزی که در اینجا می‌شنیدم بسیار جالب‌تر بود. از آنها خواستم تا در این مورد برایم توضیح دهند. شورش، رفیقش هیرش را فراخوانده و گفت چون کتاب‌های رهبری اکثرا به زبان ترکی است و این رفیق زبان ترکی می‌داند و مطالعه می‌کند بهتر می‌تواند یاری‌دهنده شما در این زمینه باشد. همان طلب را از هیرش نمودم. هیرش گفت:

ـ متاسفانه کمتر کسی از خود می‌پرسد که جنبش آپوئیستی با این وسعت خویش، بر اساس چه فکری ایجاد شده است؟ برخی آن را حزبی مارکسیست‌ـ لنینیست می‌دانند که البته این تا حدودی و برای مقطعی خاص صحیح بود. برخی اصلا فکر نمی‌کنند که ممکن است تئوری عظیمی پشت سر آن باشد ولی واقعیت این است که رهبرآپو بالغ بر دویست جلد کتاب دارد. تمامی درسهای او در آکادمی آموزشی در لبنان و سوریه به صورت کتاب چاپ شده‌اند و مهم‌ترین آنها را می‌توانم برایتان بگویم.
بعد دست به جیب جلیقه نظامی خویش برده و کاغذی پرینت شده را درآورد و داد تا نام کتاب‌ها را بنویسم: "راه انقلاب کردستان، نقش خشونت در کردستان، معضل شخصیت در کردستان، مسئله زن و خانواده، چگونه باید زیست؟ (دو جلد)، عشق کرد، جمهوری الیگارشیک، رهنمودهای پیروزی، سازماندهی، مسئله رهایی خلق کردستان و راه‌حل آن، رهنمودهای آزادی، رهبری و سیاست آپوئیستی، رهبری و فلسفه مبارزه، انقلاب در تئوری و عمل، تصفیه‌ی تصفیه‌گر، منتخبات(سه جلد)، اصرار بر سوسیالیسم اصرار بر انسانیت، برخورد انقلابی با مسئله دین، تاریخ در روزگار ما و ما در ابتدای تاریخ نهانیم، دگرگونی عظیم(گفتگو با مهری بللی، انقلابی چپ ترکیه)، رهبری و خلق(مصاحبه طولانی نبیل‌الملحم روزنامه‌نگار سرشناس عرب با اوجالان)، داستان دوباره‌زیستن (مصاحبه طولانی پروفسور یالچین کوچوک با اوجالان)، راپورت سیاسی تقدیمی به کنگره پنجم PKK، مخاطبی می‌طلبم، شخصیت مبارز در مبارزات رهایی‌بخش خلق، قیام مردمی در انقلاب دمکراتیک، انقلاب اجتماعی و زندگی نوین، متن سخنرانی‌های کنگره سوم، رهبریت و آزمون PKK، مبارزه حاکمیت در جنوب کردستان و موضع انقلابی دمکراتیک، ۱۵ آگوست پیروزی انسان، نیروی خلق بزرگترین قدرت (فوریه و مارس سال ۹۱)، قیام و نوزایی یک خلق (جلد اول ـ ژانویه ۱۹۹۲ و جلد ۲ ـ ژانویه ۱۹۹۲ ) ـ (آگوست و سپتامبر ۹۲) تداوم رنسانس کرد و تأثیر آن بر رنسانس خاورمیانه (جلد اول می ۱۹۹۲) ـ جنبش PKK، جنبش آزادیخواهی ملی و اجتماعی (فوریه و مارس ۹۲) ـ سوسیالیزم به مثابه تعالی شیوه حیات ـ منتخبات مصاحبه‌ها ـ گفتگویی با روشنفکران ـ عزم به تغییر چهره خاورمیانه ـ در مسیر رم ـ دیالوگهایی درباره زندگی آزاد ـ رهنمودهایی برای مقطع تحول (به کنگره هفتم) و دفاعیات متفاوت ایشان: راه‌حل دمکراتیک در حل مسئله کرد، از دولت کاهن سومری به سوی تمدن دمکراتیک، اورفا سمبل قداست و لعنت، کرد آزد هویت نوین خاورمیانه، دفاع از یک خلق."
و اضافه کرد از میان این آثار اینها به فارسی ترجمه شده‌اند: راه انقلاب کردستان، عشق کرد، چگونه باید زیست؟(جلد اول) اصرار بر سوسیالیسم اصرار بر انسانیت، رهبریت و سیاست آپوئیستی، معضلات خودسازی حزبی و وظایف ما، داستان دوباره زیستن (که در ایران نیز به چاپ رسید) و همچنین تمامی دفاعیات حقوقی ایشان.
واقعا موضوع جالبی بود که اصلا فکر نمی‌کردم با آن روبرو شوم. در مورد زنان، جنگجویان و بسیاری از مسائل دیگر شنیده بودم اما این برایم مورد بسیار جالبی بود. از آنها نسخه‌هایی از آن کتاب‌ها را خواستم. کتاب دفاع از یک خلق، از دولت کاهن سومر بسوی تمدن دمکراتیک، عشق کرد را برایم آوردند. به اضافه مجله‌ای بنام "ولاتی ئازاد" (میهن آزاد) که ارگان مرکزی PJAK بود و مجله‌ای بنام "زیلان" که به زنان و جوانان اختصاص داشت. همچنین قول دادند که در سفرهای بعدی نسخه‌ای از سایر کتابهای اوجالان که به فارسی ترجمه شده‌اند را نیز برایم آورده و یا فایل کامپیوتری آنهایی که ترجمه شده ولی هنوز به چاپ نرسیده‌اند را نیز در اختیارم قرار دهند تا تحقیق نمایند. هیرش با غرور در مورد آثار اوجلان سخن می‌راند، در پایان گفت:

ـ رفقای ما مشغول زمینه‌سازی برای ایجاد نهادی تحقیقی در مورد آثار رهبرمان هستند. کار این نهاد ابتدا ترجمه آن آثار به فارسی خواهد بود، همه این آثار به ترکی هستند. البته به زبان‌های دیگر و بویژه عربی و انگلیسی وجود دارند. بعد از این مرحله و به موازات آن کارهای تحقیقی در مورد آن آثار انجام خواهد شد.

با کوله‌باری پر آماده بازگشت شدم. اجازه عکس‌برداری چندانی ندادند و تنها خود چند عکس به من دادند. راننده ما که طی این مدت در محلی دیگر با برخی جوانان مشغول صحبت بود، دیگر از طولانی شدن کار حوصله‌اش سر رفته بود. از ابراز این تلف شدن وقت متوجه شدم که باید هزینه بیشتری بپردازم. با این توشه دور و دراز و به امید دیداری مجدد از میان این جوانان مملو از اعتقاد و ایمان به راهشان و رهبرشان به منزل یکی از خویشانم که اتفاقا مخالف PJAK بود! راه افتادم، به سوی سلیمانیه، جایی که اعتقادات رنگ و بویی بسیار متفاوت از رنگ و بوی این کوهستان‌ها داشتند...

 



 

منبع این مقاله : urmiye.com
http://www.urmiye. com

آدرس این مطلب :


شهره پاريس ايران
تاریخ : جمعه، 21 اردیبهشت، 1386
موضوع : خبر


شهر اروميه زماني پاريس ايران خوانده مي شد و اکنون شهره شيرزاد قصد دارد تا دوباره پاريس را بزک کند. او زن جواني است. 27 سال سن دارد و در انتخابات شوراي شهر اروميه بيش از 27 هزار راي را به خود اختصاص داده است. در شوراي 9نفره جديد شهر اروميه به جز خانم شيرزاد دو زن ديگر هم حضور دارند و البته يکي هم به عنوان عضو علي البدل انتخاب شده است. البته شهره شيرزاد، جوان ترين عضو شوراي شهر اروميه است.
شعار تبليغاتي شهره شيرزاد در انتخابات اين بود؛ «باراني مي بايد؛ تا رنگين کماني برآيد». به گفته خودش هدف از انتخاب اين شعار اين بوده که مردم به زيبايي هاي زندگي و تغييرات مداوم آن فکر کنند. شعار ديگرش هم نزديکي بسياري به شعار رئيس جمهوري دارد؛ «عدالت براي همه، توزيع عادلانه قدرت، امکانات و اطلاعات.»



 


اين روزها تلفن هاي زياد و ملاقات هاي پي در پي شهره شيرزاد را کلافه کرده است. او با خوش بيني مي گويد که دوست دارد تا با يک برنامه ريزي، همه امور را به روال گذشته برگرداند. او پيش از اين چنين تجربه يي نداشته است. شيرزاد ليسانس خود را از دانشگاه پيام نور اروميه و در رشته علوم تربيتي گرفته، مدتي مديرمالي يک شرکت کشاورزي بوده است و نزديک به پنج سال هم سابقه کار در «ان جي او»هاي مختلف را دارد. شيرزاد هنوز هم خود را جزء خانواده سازمان هاي غيردولتي مي داند و هم اکنون مديرعامل و عضو هيأت رئيسه چندين تشکل غيردولتي است. در سال 81 او موسسه خيريه «گنگچين» را تاسيس مي کند که اکنون نيز مديرعامل آن است. خانم شيرزاد در هيأت رئيسه انجمن حقوق بشري «زانياران»، هيأت رئيسه مجمع ملي جوانان استان آذربايجان غربي و هيأت رئيسه فدراسيون بشر دوستانه نيز حضور دارد. آخرين سمتش رياست خانه تشکل هاي غيردولتي استان آذربايجان غربي بوده است. او در آن جا طرحي را با نام توانمندسازي زنان اجرايي مي کند که هدف از آن ارتقاي سطح حضور زنان در همه صحنه ها به صورتي قاطع و پررنگ بود.

گذشته از اين ها شهره شيرزاد يک دختر کرد است و به قول خودش از نزديک، مشکلات زنان کرد را (که خيلي هم زياد هستند) درک کرده است. يکي از دلايلي که خانم شيرزاد تصميم مي گيرد تا وارد صحنه انتخابات شوراها شود، همين کïرد بودن اوست. تاکنون در اروميه هيچ دختر يا زن کردي نامزد انتخابات شوراها نشده بود. فرماندار اروميه براي اولين بار اجازه داد تا کïردها با لباس محلي بتوانند تبليغ کنند. به اين ترتيب دو مدل از پوسترهاي شهره شيرزاد با لباس محلي کردي بر در و ديوارهاي شهر نصب شد. براي اولين بار مردم اروميه عکس يک دختر کرد را بر روي پوسترهاي تبليغاتي ديدند. آن هم در لباس محلي کردي. هزينه هاي تبليغات انتخاباتي براي خانم شيرزاد گران بود. او توانست 80 هزار پوستر رنگي چاپ کند که براي آن ها نزديک به 15ميليون تومان هزينه کرد. اما عکس اين دختر جوان با لباس زيباي محلي کار خودش را کرد. خانم شيرزاد نمي تواند اين تأثير را انکار کند. البته به گفته خودش کïرد بودن در کنار فعاليت در زمينه مسايل حقوق بشر و دفاع از حقوق زنان مهم ترين عواملي بوده که باعث پيروزي او شده است. همين جا بايد اشاره کنم که اروميه شهري است که دو قوم آذري و کرد در آن حضور دارند. به گفته خانم شيرزاد معدودي که هدف آنها ايجاد اختلاف بين کرد و آذري است در طول انتخابات بر طبل اختلافات کوبيدند. او مي گويد؛ «مشکلات زيادي براي من و دوستانم به وجود آمد اما خوشبختانه تاثيري نداشت» راي اول شهر را يک زن کرد از آن خود کرد و خانم شيرزاد هم نفر چهارم شد. به اين ترتيب در اين دوره انتخابات دو زن کرد به شوراي شهر اروميه راه يافتند.

دغدغه اصلي خانم شيرزاد مساله زنان است. پيش از اين او طرحي براي توانمندسازي زنان در يکي از مناطق کردنشين اروميه را با همکاري يک «ان جي او»ي هلندي و برخي تشکل هاي ديگر اجرا کرده بود. در اين طرح او با مسائل و مشکلات زنان منطقه آشنا شد و به گفته خودش حل اين مسائل و مشکلات انگيزه يي شد تا در انتخابات شوراها کانديدا شود. شيرزاد مي گويد؛ «حضور من در انتخابات در راستاي طرح توانمندسازي زنان بود. من مي خواستم ابهت و قدرت زنان را اثبات کنم.» به عقيده او «نابرابري ميان حقوق زنان و مردان و بي توجهي به مسائل زنان از جمله مهم ترين مشکلات بانوان اروميه يي است.» شيرزاد مي گويد؛ «در بسياري از مناطق حقوق اوليه زنان از سوي اعضاي خانواده نقض مي شود و برخي سنت ها و باورها باعث شده است تا زنان در برخي مناطق استان از ارث محروم باشند، حق کار به زنان در خارج از خانه داده نشود و بسياري از مشکلات ديگر. اميدوارم در شورا بتوانيم براي زنان و دختران اقدامات موثري انجام دهيم.» اما اين اقدامات موثر چيست؟ خانم شيرزاد به برخي از آن ها اشاره مي کند؛ «احداث پارک ويژه زنان، تاسيس تعاوني هاي توليدي و توزيعي براي زنان، آموزش و فرهنگ سازي براي خانواده ها درباره حقوق زنان بايد در اولويت قرار گيرد.»

شهره شيرزاد هم به طور مستقل وارد انتخابات شوراي شهر شد و همچنان هم از برچسب وابستگي به يک جناح سياسي خاص پرهيز مي کند. گو اين که علائق و دغدغه هاي او به اصلاح طلبان بيش تر نزديک است. شيرزاد يک وبلاگ هم دارد. وبلاگ او چيزي شبيه به هايدپارک لندن است. همه جور نظري در آن ديده مي شود و خانم شيرزاد بدون سانسور نظرات را درج کرده است. اقدام شجاعانه او در به راه انداختن يک وبلاگ از يک سو قابل تحسين است و از سوي ديگر به عقيده برخي نشانگر نداشتن آشنايي کافي و به عبارتي تازه کار بودن او براي ورود به کار سياسي است. در وبلاگ خانم شيرزاد نظرات و کامنت هاي مختلفي گذاشته شده که برخي مملو از اتهامات و ادعاهاي مختلف و بعضاً نه چندان مودبانه نسبت به چهره هاي شهري و سياسي و اعضاي شوراي شهر و شهرداري است. معلوم نيست اين وبلاگ تا کي ادامه خواهد داشت. يکي از سوژه هاي داغ در وبلاگ انتخاب شهردار است. نظرات بازديدکنندگان وبلاگ در اين باره خواندني است. گويا انتقادات نسبت به شهردار کنوني اروميه بسيار است. اين شهردار البته حدود بيست روز پيش استعفاي خود را به شوراي وقت شهر ارسال کرد ولي اعضاي شورا تا روي کار آمدن شوراي جديد با استعفاي او مخالفت کردند. و حالا خانم شيرزاد در وبلاگش فراخوان داده تا مردم اروميه فرد اصلح را براي شهرداري اروميه به او معرفي کنند.خيلي ها واقعاً نگران اين هستند که يک دختر جوان چگونه مي تواند همه مشکلات را حل کند. شهره شيرزاد 27 ساله به اين نگراني ها پاسخ مي دهد؛ «من به خودم اطمينان دارم.» او جمله يي را به زبان مي آورد که روزگاري شبيه به آن را از سيدمحمد خاتمي، رئيس جمهوري پيشين کشورمان، نيز شنيده بوديم؛ «اگر هم روزي ببينم که نمي گذارند کار بکنم حتماً به مردم خواهم گفت.»
بر گرفته از روزنامه اعتماد

منبع این مقاله : urmiye.com
http://www.urmiye. com

آدرس این مطلب :


نماينده سلماس : من با اذيت مردم كرد اين منطقه توسط سپاه و پاسداران كاملا موافقم
تاریخ : یکشنبه، 9 دی، 1386
موضوع : خبر

هفته پيش به همراه چند تن از دوستان دانشجوي خود به ديدار نماينده سلماس مهندس اقايي رفتم هدف از اين ديدار درخواست  تقاضايي از ايشان بود :
 تقاضا اين بود كه منطقه شپيران سلماس از 2 ماه پيش در حكومت نظامي به سر ميبرد واهالس انجا از كوچكترين حقوق خود محروم شده اند و كسي هم پاسخگو نيست و علاوه بر ان در سكوت كامل رسانه اي هيچ كس حتي از اين امر اگاه  دار هم نشده است، شما بياييد لطفي بكنيد و به  عنوان نماينده سلماس اين را در مجلس متذكر شويد تا شايد اندكي ازاين رنج مردم كاسته شود
ولي ايشان اولين پاسخي كه دادند اين بودكه شمارا چه گروهي فرستاده كه اين خواسته را درخواست نماييد ايا شمارا پژاك نفرستاده است !!!!!؟



ما گفتيم نخير و نامه اهالي روستارا به ايشان نشان داديم و ايشان با مشاهده ان گفتند كه من با بودن پاسدارن و اذيت مردم اين منطقه توسط سپاه و پاسداران كاملا موافقم و حتي برادر خودم را مسئول اين كار كرده ام
ما با تعجب دليل اين امر را از او خواستار شديم او در جواب گفت كردها در منطقه مهاجر هستند و با اين فشار ما انها را از سلماس و اذربايجان غربي بيرون ميكنيم !!!؟
 
من و دوستانم مدتي هاج و واج به همديگر نگاه كرديم و از اين گونه سخن گفتن توسط نماينده مجلس داشتم شاخ در مياوردم بدون اينكه حرفي بزنيم او را ترك كرديم
من و دوستانم در راه از اين افسوس مي خورديم كه چرا گوشي مبايلمان را تحويل نگهباني دم در داديم و به گونه اي حتي قاچاق اين گفته هاي او را ضبط نكرديم
من تا ان موقع فكر ميكردم كه اين حرفا فقط توسط چند نفر ترك بي اطلاع از تاريخ روي سايت ها و وبلاگها  نوشته ميشود ولي فهميدم كه نماينده سلماس نيزنه چيزي از تاريخ ونه چيزي از انسانيت و  حتي از وظايف نمايندگي نيز  چيزي سرش نمي شود يا خود را به نفهمي زده است .
 
فهميدم براي مهندس ترك بودن از انسان بودن مهمتر است مگر مردم بيچاره اين روستا ها چه گناهي مرتكب شد ه اند كه بايد با انها اين گونه رفتار شود ؟ ايا گناه انها خير از اين است كه كوردند و روستاهايشان با تركيه هم مرز است ؟زيرا دليل حكومت نظامي و بد رفتاري با مردم اين روستاها تفاهم نامه اخير ميان ايران و تركيه در مورد حمله به شمال عراق است كه ايران دران  تعهد كرده  است كه مرز خود را با تركيه بسته و از فرار افراد پ.ك.ك به ايران جلوگيري نمايد ولي با استقرار نيروهاي پاسدار چون از نيروهاي پ.ك.ك خبري نشده اينها چون بيكار شدند و هيچ چيزي حتي مواد خوراكي هم با خود نياورده بودند لذا به اذار و اذيت مردم عادي پرداختند و انها را از زندگي عادي محروم كرد ه اند . مگر مردم ساده روستايي چه گناهي مرتكب شده اند كه بايد از حقوق انساني خود محروم شوند؟ و اگر انسان بودن نه ترك بودن براي جناب مهندس مهم بود ايا  ايشان حاضر نمي شدند كه ان اين قضيه را در مجلس طرح نمايند ؟
 
   علاوه بر اين در قانون اساسي نماينده هر شهر به عنوان نماينده تمام ملت نه حتي نماينده شهرش نامبرده شده است ولذا معلوم و مبرهن است كه جناب مهندس از قانون اساسي هم چيزي نمي فهمد و يا كوردها را ايراني نميداند
چون در قانون اساسي اصل 9 امده است كه هيچ مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي كشورآ زاديهاي مشروع را ،هرچند با وضع قوانين و مقررات ،سلب كند،لذا اين اظهارات نماينده نشان از عدم اگاهي ايشان از مواد قانون اساسي دارد !!!
 
ولي با اين وجود نبايد تنها به ان نماينده خرده گرفت چون كه بعضي از  ما كردها  خود به او راي داديم و اورا به مجلس فرستاديم پس از ماست كه بر ماست و چشممان كور و دندمان نرم بايد بكشيم و دم بر نياريم كه چرا همه دهات ترك نشين سلماس گاز كشي هم شد ه اند ولي روستاهاي كردنشين حتي از نعمت اب سالم نيز بي بهره اند .
 
 
ايا وقت ان نرسيده است كه ما مردم سلماس نيز به خود اييم و نماينده اي از جنس خود و همدرد خود براي شهرمان انتخاب نمائيم كه حداقل دردمان را در مجلس بيان نمايد و اگر هم درد را دو نكند حداقل بر زخم مان نمك نپاشد  ايا وقت ان نرسيده كه روساي عشاير و طوايف  از جمله حاج عارف و گارگاري و ...دست از منافع شخصي بردارند و اندكي به فكر ملت كرد باشند
من يقين دارم كه كردهاي سلماس اگربا همديگر متحد و يكدست شوند حتما تركها راكه در اقليت هستند شكست خواهند داد هر چند همه ادارات در دست شان است همان طور كه در اروميه نيز اين گونه بود و كردهاي اروميه موفق شدند و در انتخابات شوراي شهر سلماس نيز نشان دادند
ممكن است بعضي از از افراد و بعضي از احزاب به بهانه ي غير دمكراتيك بودن انتخابات و يا عدم قبول رژيم  مردم را به شركت نكردن در انتخابات تشويق نمايند ولي اين كار نتيجه اي جز پيروزي تركها ندارد و من هم قبول دارم كه انتخابات در ايران دمكراتيك نيست ولي چاره چيست ؟ در ضمن هر چند كه ممكن است تركها در اين شهربا تخلف و تغلب اجازه ندهند كه كردها انتخاب شوند ولي اگر كردها همگي در انتخابات شركت نمايند انها با شماردن ارا حساب كار دستشان مي اييد كه نمي توان اين همه مردم را براي هميشه ناديده گرفت .
یک هموطن

توجه اين مطلب فقط نامه اي است كه براي من فرستاده شده و به هيچ وجه نظر مدير وبلاگ نميباشد نظر خودتونو در موردش بنويسيد

با تشكر ياشيل

 


نوشته شده در تاريخ 86/11/20 توسط fərzın
Blog Skin